باغ سوخته

اما بحث داغ انرژی ها!

تمام اتفاق هایی که دور و بر ما میوفته، نتیجه ی انرژی هاست.
دوست مون انرژی!
شغل مون انرژی!
همسر مون انرژی!
اتفاقات، دونه دونه، انرژی!


دوستان عزیز قانونی داریم در فیزیک به اسم قانون "دوبروی"!

قانون دوبروی به زبان ساده میگه که:

هر ذره در حال ساطع کردن مدام انرژی از خود است.


خودکار ، مداد، پرده، بدن من و شما و خلاصه همه چیز در حال ساطع کردن مداوم انرژی از خودشون هستند.


این انرژی ها چه هستند؟ چه کار می کنند؟

بحث مفصلی است که تا جایی که به تکنیک های موفقیت مربوط میشه، براتون توضیح میدم.


از این انرژی ها حتی عکس و فیلم تهیه شده که می بینید :

 

دستگاه عکاسی از هاله های انرژی

 

هاله های انرژی انسان

 

 


بیمارستان میلاد تهران دوربینی رو خریداری کرده که از انرژی های اطراف بدن بیماران تصویر برداری می کنه و با توجه به تحلیل اون انرژی میشه تشخیص داد که عضو بیمار و گستردگی بیماری چطور هست


در ادامه ویژگی هاله ها را بررسی خواهیم کرد! هاله های انرژی انسان دو ویژگی دارند که این دو ویژگی رو بقیه انرژی ها ندارند.


1) انرژی بدن من و شما قابل هدایت به یک سمت مشخص است.

اگر به چیز مشخصی فکر کنیم انرژی ما به سمت اون چیز مشخص میره.
خیلی وقت ها میشه که به کسی زنگ می زنیم و میگه:
- "چه خوب شد زنگ زدی!"
- " داشتم بهت زنگ می زدم!"
- "داشتم بهت فکر می کردم!"
- "حلال زاده!"
- "دل به دل لوله کشی شده!"

و نکته فوق العاده جالبش اینه که من به محض اینکه به شخص خاصی در هر جای دنیا که فکر کنم انرژی های من بلافاصله به سمت اون حرکت می کنه و بلافاصله به او میرسد بدون سپری شدن زمان. اصلا مهم نیست که من ایران باشم و طرف مقابل آمریکا باشه. در فیزیک به این میگن "جهش کوانتومی".
یعنی انرژی ما از زمان عبور می کند.
پس به محض اینکه ما به چیزی فکر کنیم انرژی ما پیش او حاضر است.

یه وقتایی دارین تو خیابون راه میرید. حس می کنید که یکی داره نگاه تون می کنه. برمی گردید می بینید که واقعا داره نگاه تون می کنه. شما چطور حس کردی که یکی داره نگاه تون می کنه؟ قبول دارین کسی که به شما نگاه می کنه، داره به شما فکر هم می کنه؟

انرژی اون شخص رو دریافت می کنید و نتیجه ی تحلیلی که مغز شما از اون انرژی می کنه، میشه حس شما. شکل پر رنگ این رو میگن "تله پاتی" که آدم ها یاد می گیرن با تبادل انرژی فکر همدیگه رو بخونن.

 2) انرژی من و شما مثبت و منفی میشه ولی انرژی اجسام همیشه خنثی است.

اگر ما حالمون خوب باشه، اگر آرام باشیم، اگر داریم مهر ورزی می کنیم، اگر داریم لطفی می کنیم، اگر داریم دعا می خونیم

انرژی ما مثبت است.

اگر حالمون بد باشه، اگه داریم غر میزنیم، اگه داریم بد و بی راه میگیم، اگه عصبانی هستیم، اگه استرس داریم، اگه نگران هستیم، اگه اضطراب داریم

انرژی ما منفی است.

و اما انرژی اجسام خنثی است ولی انرژی من و شما میتونه انرژی اجسام رو هم مثبت و منفی بکنه.


آدم هایی که مثبت هستن (فکر های خوب می کنن – روحیه عالی دارن) انرژی شون مثبت است.

آدم هایی که منفی هستن (روحیه داغونی دارن) انرژی شون منفی است.


یکی از بحث های مهم موفقیت اینه که:

تا جایی که میتونی "از آدم های منفی حذر کن"

و تا جایی که می تونی "بچسب به آدم های مثبت"

چرا؟

چون انرژی اونها روی من و شما اثر می گذارد.

آدم مثبت دیدی، چی کار می کنی؟ بچسب بهش!
آدم منفی هم دیدی، در رو!

چون "افسرده دل، افسرده کند انجمنی را"

یک ماه با یه آدم غرغرو راه برو، بعد از یک ماه خودت هم راه میری، غر میزنی.

قدیم یه موضوعی بود به نام "مجاورت". اگر عارفی و یا پهلوانی بود، عده ای به نام "مرید و نوچه" دور و بر اینها بودن. این مرید ها و نوچه ها همش حس خوبی داشتن. این حس خوب به خاطر چی بود؟
به خاطر انرژی فوق العاده مثبت اون عارف و پهلوان!

 

هاله های انرژی در پیرامون دو قسمت از بدن ما تراکم بیشتری دارند.
چشم ها و دست ها.


دوست من زمانی که:
- حالمون خوب نیست
- عصبانیم
- غر میزنیم
چشم های ما دروازه ی انتقال انرژی منفی اند.


دوست من وقتی حالت خوب نیست حق نداری وارد خونه بشی.

 

به محض اینکه شما با حالت منفی وارد خونه میشی و شروع به سلام کردن به دیگران می کنید، انرژی منفی رو از طریق چشم هاتون به اعضای خونه منتقل می کنید. نتیجه این میشه که نیم ساعت بعد یا دارید میزنید تو سر همدیگه یا هر کدوم خسته و کوفته و داغون یه گوشه خونه ولو شدید!

اول کیسه زباله انرژی های منفی رو بذار پشت در، بعد وارد شو.


یه خانمی در تهران تعریف می کرد می گفت:
"
من تو خونه مون یه دونه گلدون داشتم و این گلدون رو خیلی دوست داشتم. یه سفر 4 ماهه پیش اومد که من مجبور شدم برم آمریکا و به خواهرم گفتم که من که میرم مسافرت تو هر روز بیا و این گلدون رو آب بده. خواهرم هم قبول کرد. من رفتم سفر و اومدم دیدم گلدون خشک شده! من به خواهرم میگم تو گلدون رو آب ندادی و اون میگه به خدا آب دادم!
"
من گفتم:
"
من حق رو به خواهرتون میدم. قول میدم که به گلدونه آب داده.
"
بعد از خواهرش پرسیدم:
"
خانم محترم، از خونه تون که بیرون میومدی و یه مسافت طولانی رو می رفتی که بری و یه گلدون رو آب بدی، خداییش چپ چپ گلدونه رو نگاه نمی کردی؟
"
خواهرش گفت: "دقیقا یه همچین حالتی داشتم."
گفتم "شما با انرژی منفی چشمت، گل رو خشک کردی!"
 

 

عکس این هم صادق است.
وقتی حالمون خوبه، چشم های ما دروازه انتقال انرژی های مثبت است.
وقتی حالتون بده، به عزیزاتون نگاه نکنید.
وقتی حالتون خوبه، تا می تونید به عزیزاتون نگاه کنید


هلند بزرگترین صادر کننده ی گل جهان است. دانشمندای هلندی تستی رو انجام دادن. بچه های مهد کودکی رو بردند در مزارع گل و گفتن شما در بین مسیر هایی که بین ردیف های گل وجود داره بازی کنید و راه برید و بدوید ولی به گل ها صدمه نزنید.


دیدند جاهایی که بچه ها رو بردن و بچه ها اونجا بازی کردند، گل های اونجا هم با نشاط تر شدند و هم شاداب تر، و زود تر هم رشد کردند. نتیجه ی تحقیقات شون رو به دولت هلند اعلام کردند.


هلند بخشنامه ای رو داد به مهد کودک ها که هر مهد کودک موظف است هفته ای یک روز، مهد کودک رو تعطیل کنه و بچه ها رو ببره در مراکز پرورش گل و بچه ها اونجا بازی کنن.

 

دوستان عزیز، چشم های ما اگه حالمون خوب باشه، دروازه ی انتقال انرژی مثبت است و اگر حالمون بد باشه، دروازه ی انتقال انرژی منفی است.


و اما چشم زخم چیست؟

وقتی ما از درون حالمون خراب و از بیرون می خوایم نشون بدیم حالمون خوبه، نتیجه چیزی میشه به نام چشم زخم!

مثلا:
من یه نوزاد دارم، هر چی میدم میخوره، لپ از لپ دونش نمیزنه بیرون! مثل آدم های استخونی. میرم خونه فامیل. اون ها یه نوزاد دارن هم سن نوزاد من، ولی لپش مثل دو تا هلو! اونم از این هلو زعفرونی ها! میرم لپش رو میکشم و میگم "تپل مپل عمو چطوره؟" ولی تو دلم میگم "بچه بترکی! چی میدن تو میخوری!


وقتی از درون حالتون بد باشه و از بیرون بخواید نشون بدید که حالتون خوبه، چشم های ما منفی ترین انرژی های ممکن رو از خودشون ساطع می کنن.


من 20 ساله کارمند یک اداره ام. همین جور کارمند موندم. پسر عموم 5 ساله اومده توی اون اداره استخدام شده. پسر عموی من پارتی داره توی اون اداره و بعد از 5 سال بهش حکم "معاون مدیر کل" دادن! من 20 ساله اونجام ولی هنوزم کارمندم! از این گل ها دیدین که انقدر بزرگه که آدم پشتش دیده نمیشه! یه دونه از اون گل ها میخرم و میرم دم در اتاق پسر عمو، در میزنم میگم:
"پسر عمو مبارکه! حقت بود! لیاقتش رو داری! خدا رو شکر یکی از خاندان ما به جایی رسید!"
تو دلم دارم چی میگم؟ "بمیری الهی! حق من رو خوردی!"


زمانی که از درون حال مون خراب و از بیرون میخوایم نشون بدیم که حال مون خوبه، چشم های ما منفی ترین انرژی های ممکن رو از خودشون ساطع می کنه و اون انرژی منفی یه اتفاقاتی رو رقم می زند که ما بهش میگیم "چشم زخم"!


دوستان چشم خیلی قدرتمند است. مرتاض ها یه کارایی می کنن با چشم! مثلا با چشم به قطاری که داره با سرعت 80 کیلومتر میره نگاه می کنن و قطار یه دفعه متوقف میشهاین توقف ناگهانی قطار هم چشم زخم است!


پس چشم زخم وجود داره برای رفع این چشم زخم چه بکنیم؟

بعضی ها میگن نعل اسب به خودت آویزون کن!
بعضی ها میگن عینک به خودت آویزون کن!
بعضی ها میگن نمک بزار تو جیبت!
بعضی ها ...
بعضی ها ...
بعضی ها ...

 
و اما انرژی دست ها

بیشترین مقدار انرژی در دست ها است. بیشترین مقدار انرژی رو اول دست ها دارن و بعد چشم ها. تا به حال کسانی رو که انرژی درمانی می کنن دیدید؟

با چی انجام میدن؟
با دست.
چرا؟
چون بیشترین مقدار انرژی در کف دو دست است.

ما وقتی یه جایی از بدن مون درد می گیره، روش دست میزاریم و بعدش هم درد مون آروم میشه.

در حقیقت خودمون داریم به خودمون انرژی میدیم، بدون اینکه متوجه بشیم!

 

در آمریکا یه عده نوزادانی رو انتخاب کردن و به مادرها شون گفتن که روزانه حداقل 20 دقیقه این بچه ها رو نوازش کنید.
بچه هایی که نوازش میشدن، نفخ شکمشون، بی تابی هاشون، چیزهایی که بچه های کوچک رو در این سن اذیت میکنه و باعث گریه شون میشه، به شدت کمتر از بقیه بچه ها شد!

دوستان بچه هایی که زود به دنیا میان رو میگن "نارس" و این بچه ها رو میزارن توی دستگاه تا به رشد مطلوبی برسن و زنده بمونن. اما متاسفانه بیشتر این بچه ها می میرند!


در آمریکا تحقیق جالبی شد، از مادران بچه های نارس خواستند که روزانه در کنار محفظه ی شیشه ای قرار بگیرند و از سوراخ هایی که در محفظه وجود داره سر و بدن بچه شون رو نوازش کنن.
نتیجه تحقیق نشون داد که مرگ و میر بچه های نارسی که توسط مادرشون نوازش میشدن فوق العاده کمتر از بچه های نارسی بود که نوازش نمی شدند!
چرا؟

چون این بچه ها انرژی مثبت رو از طریق دست های مادرانشون دریافت می کردن. و این قضیه به صورت کاملا علمی اثبات شده که نوازش سر کودکان در رشد مغز اون ها شدیدا تاثیر مثبت دارد.


پس لطفا بچه ها و عزیزان تون رو نوازش کنید!

+ نوشته شده در  شنبه 1390/05/29ساعت 19:21  توسط مهرانا  | 

 





گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
















































































+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/05/19ساعت 18:34  توسط مهرانا  | 

شایع ترین بیماری آمیزشی چیست؟

The image “http://www.vfashiontrends.com/wp-content/uploads/2011/07/Top-10-relationship-tips.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

کلامیدیایی هم زنان و هم مردان را در تمام گروهای سنی مبتلا می‌کند، البته شیوع آن در جوانان بیشتر است. طبق آمار سازمان بهداشت جهانی، سالیانه 90 میلیون مورد جدید عفونت کلامیدیایی در جهان اتفاق می‌افتد.
عفونت‌های کلامیدیایی شایع‌ترین بیماری آمیزشی باکتریایی در دنیا و عامل آنها میکروبی به اسم «کلامیدیا تراکوماتیس» است. درگذشته، مهم‌ترین بیماری ناشی از کلامیدیا، «تراخم» بود که یک بیماری چشمی و از شایع‌ترین دلایل نابینایی است ولی درحال‌حاضر گونه‌ای از این باکتری بیشتر شایع شده که باعث عفونت دستگاه تناسلی می‌شود. كلامیدیاها انگل‌‌های داخل سلولی هستند و بسیاری از خصوصیات فیزیكی آنها مانند ویروس‌هاست. این میكروب‌ها باعث التهاب مجرای ادرار، واژن، گردن رحم، لوله‌های رحمی، مقعد و تخمدان‌ها می‌شوند. کلامیدیا یک عفونت داخل سلولی است، بنابراین تشخیص آن با روش‌های معمول آزمایشگاهی مشکل خواهد بود.
این بیماری ممکن است بدون علامت یا با علایم خفیف و زودگذر باشد، ولی با گذشت زمان، عوارض خود را به‌ ویژه در زنان نشان می‌دهد. بیشتر افراد مبتلا به بیماری‌های آمیزشی کلامیدیایی به علت بی‌اطلاعی از آلودگی خود به این میکروب، دنبال آزمایش یا درمان نمی‌روند. اگر همسر نیز درمان نشود، فرد پس از درمان، دوباره مبتلا خواهد شد.
کلامیدیا با هر نوع رابطه زناشویی قابل‌انتقال است و می‌تواند هنگام زایمان طبیعی از مادر به نوزاد منتقل شود. از آنجا كه گردن رحم در خانم‌ها و دختران جوان هنوز به خوبی تکامل نیافته است، امکان ابتلای این افراد بیشتر است.
علایم عفونت کلامیدیایی
بیشتر بیماران مبتلا به کلامیدیا بدون علامت هستند، این بیماری را بیماری خاموش نیز می‌نامند. این بیماری، یک دوره نهفته دارد و كه عبارت از مدت زمانی است که طول می‌کشد تا علایم بیماری پس از آلوده شدن به میکروب یا ویروس ظاهر شوند. طول دوره نهفته در عفونت کلامیدیایی 14-3 روز است. در خانم‌ها عفونت، ابتدا گردن رحم و مجرای ادرار را گرفتار می‌كند. 75 درصد خانم‌های مبتلا بدون علامت هستند. در صورت وجود علایم، عبارت خواهند بود از ترشح غیرطبیعی واژن و سوزش هنگام ادرار. حتی اگر عفونت از گردن رحم به لوله‌‌های رحمی منتشر شود، باز هم امكان دارد بیمار بدون علایم و نشانه باشد.
در عده‌ای از خانم‌ها، درد در قسمت تحتانی شکم، درد در قسمت پایین کمر، درد هنگام برقراری روابط زناشویی، تهوع، تب و خونریزی در فواصل عادت ماهیانه‌ها رخ می‌دهد. گاهی عفونت کلامیدیایی گردن رحم به ناحیه مقعد نیز منتشر می‌شود. بیشتر مردان مبتلا نیز بدون علامت هستند ولی برخی از آنها ترشح سفید یا روشن از مجرای ادرار و سوزش هنگام ادرار دارند. مردها همچنین ممکن است دچار سوزش و خارش در نوک مجرای ادرار شوند.
افراد در معرض خطر

خطر ابتلا به کلامیدیا در یک رابطه‌ زناشویی حفاظت نشده در این افراد بیشتر است:
1. دختران و خانم‌های جوان
2. مبتلایان به دیابت یا همان بیماری قند
3. كسانی كه وضعیت سلامت عمومی آنها نامناسب است.
4. افرادی كه در هوای گرم حضور دارند یا به هر علت دیگری، رطوبت و گرمای
ناحیه تناسلی‌شان ممكن است افزایش یابد.
5. خانم‌هایی كه از دوش واژینال استفاده می‌كنند.
عوارض عفونت کلامیدیایی
کلامیدیا برخلاف سوزاک که یک بیماری پر سر و صداست، معمولا هیچ علامتی ندارد، ولی عواقب آن خطیرتر از سوزاک است. «اپیدیدیم» یک از ضمایم بیضه در مردان است. عفونت آن باعث بزرگی و قرمزی کیسه بیضه به همراه درد شدید می‌شود.
عفونت اپیدیدیم را در اصطلاح پزشکی «اپیدیدیمیت» می‌گویند. شایع‌ترین علت اپیدیدیمیت، ابتلا به عفونت کلامیدیایی است. قطر اپیدیدیم در بعضی نقاط آن، کمتر از یک میلی‌متر است و عفونت ممکن است باعث بسته شدن آن شود. اسپرم از بیضه به‌وسیله اپیدیدیم خارج و از طریق لوله منی وارد منی می‌شود.
اگر مردی در هر دو طرف به اپیدیدیمیت مبتلا شود، بسته شدن دو طرفه اپیدیدیم باعث ناباروری وی خواهد شد. در این مردان با اینکه اندازه بیضه کاملا طبیعی است ولی تعداد اسپرم در مایع منی صفر گزارش می‌شود. گاهی بعضی از مردان جوان از اینکه تعداد اسپرم در مایع منی‌شان صفر گزارش شده است، تعجب می‌کنند گاهی هم زوجی قبلا صاحب یک فرزند شده‌اند و زمانی‌ كه می‌خواهند صاحب فرزند دوم شوند، مرد متوجه می‌شود که نابارور شده است. یکی از دلایل هر دو مورد، عفونت دو طرفه اپیدیدیم و بسته شدن آن است.
حدود 75 درصد زنان مبتلا به عفونت کلامیدیایی بدون علامت و 40 درصد آنها به بیماری التهابی لگن مبتلا می‌شوند که از عوارض آن دردهای مزمن لگنی و ناباروری است. گاهی یک مرد مبتلا به عفونت کلامیدیایی كه کاملا بدون علامت است، عفونت را به همسر خود منتقل می‌کند و با ابتلای همسر، زوج نابارور می‌شوند. مخاط واژن خانم‌ها در مقابل ‌کلامیدیا نسبتا مقاوم ولی مخاط گردن رحم حساس است و زود گرفتار می‌شود. زنان مبتلا به عفونت کلامیدیایی ممکن است ترشح مخاطی چرکی از دهانه رحم داشته باشند. گرفتاری لوله‌های رحمی با کلامیدیا باعث ناباروری زن می‌شود. 10 تا 40 درصد خانم‌های مبتلا به عفونت کلامیدیا كه درمان نمی‌شوند، بعدها به بیماری التهابی لگنی مبتلا خواهند شد.
در بعضی نقاط دنیا 40-30 درصد علت آسیب لوله‌‌های رحمی به‌علت عفونت‌های کلامیدیایی اتفاق می‌افتد. خطر بارداری خارج رحمی در زنان مبتلا به بیماری التهابی لگنی 10-6 برابر افراد عادی است و 50-40 درصد علت بارداری‌های خارج رحمی، بیماری التهابی لگن است. خطر ابتلا به بیماری ایدز در افراد مبتلا به عفونت کلامیدیایی 5 برابر افراد غیر آلوده خواهد بود. از عوارض دیگر کلامیدیا، عفونت چشم‌هاست اگر دست آلوده به ترشحات حاوی کلامیدیا با چشم تماس پیدا كنند عفونت چشمی «التهاب ملتحمه» ایجاد می‌شود در صورت عدم درمان، منجر به نابینایی خواهد شد. عفونت کلامیدیایی درمان نشده در خانم‌ها می‌تواند باعث زایمان زودرس شود. عفونت کلامیدیایی گردن رحم خانم باردار، هنگام زایمان به نوزاد منتقل خواهد شد و چشم، دهان، حلق و دستگاه تنفس نوزاد می‌تواند گرفتار شود.
تشخیص
امروزه در بسیاری از کشورها برنامه‌ای برای غربالگری این عفونت در زنان وجود دارد. با دریافت شرح حال مناسب، می‌توان در خانمی ‌که احتمال عفونت دارد، برای غربالگری اقدام كرد. در سال 1382، 1052 زن 49-15 ساله که به 5 درمانگاه زنان- مامایی در شهر تهران مراجعه کرده‌بودند، از نظر وجود عفونت کلامیدیایی بررسی شدند. حدود 12 درصد این تعداد خانم، تست PCR مثبت برای کلامیدیا داشتند. در جامعه‌ای که بیش از 4 درصد خانم‌های آن به کلامیدیا مبتلا هستند، غربالگری خانم‌ها از نظر وجود عفونت کلامیدیایی، توصیه می‌شود.
امروزه تست‌های بسیار حساسی وجود دارند که با استفاده از آنها می‌توان بیماری را هم در ترشحات گردن رحم و هم از طریق ادرار تشخیص داد. در مردان، برای تشخیص، از نمونه‌‌هایی که از داخل مجرای ادرار گرفته شده‌اند، استفاده می‌‌شود. بهترین تست تشخیصی هم در مرد و هم در زن استفاده از PCR است. برای درمان عفونت‌های کلامیدیایی، داروهای بسیار موثری وجود دارند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/05/18ساعت 19:16  توسط مهرانا  | 

دعا های دلنشین کودکانه

دعاهای زیر از کتاب  سومین جشنواره بین‌المللی "دستهای کوچک دعا" است. این جشنواره سه سال است که در تبریز برگزار می‌شود و دعاهای بچه‌های دنیا را جمع ‌آوری می‌کند و برگزیدگان را به تبریز دعوت و به آنها جایزه می‌دهد. دعاهایی که می‌خوانید از بچه‌های ایران است.
لطفاً آمین بگوئید:
http://pix98.com/img4/montakhab/c/show/Www.Pix98.CoM_Montakhab10_113.jpg

آرزو دارم سر آمپول‌ها نرم باشد! 
(تاده نظر‌بیگیان / ۵ ساله)


خدای مهربانم! من در سال جدید از شما می‌خواهم اگر در شهر ما سیل آمد فوراً من را به ماهی تبدیل کنی! 
(نسیم حبیبی / ۷ ساله)


ای خدای مهربان! پدر من آرایشگاه دارد. من همیشه برای سلامت بودن او دعا می‌کنم. از تو می‌خواهم بازار آرایشگاه او و همه آرایشگاه‌ها را خوب کنی تا بتوانم پول عضویت کانون را از او بگیرم چون وقتی از او پول عضویت کانون را می‌خواهم می‌گوید بازار آرایشگاه خوب نیست! 
(فرشته جبار نژاد ملکی / 11 ساله)


خدای عزیزم! من تا حالا هیچ دعایی نکردم. میتونی لیستت رو نگاه کنی. خدایا ازت میخوام صدای گریه برادر کوچیکم رو کم کنی! 
(سوسن خاطری / 9 ساله)

 

خدایا! یک جوری کن یک روز پدرم من را به مسجد ببرد. 
(کیانمهر ره‌گوی / 7 ساله)


خدای عزیزم! در سال جدید کمک کن تا مادربزرگم دوباره دندان دربیاورد آخر او دندان مصنوعی دارد! 
(الناز جهانگیری / 10 ساله)


آرزوی من این است که ای کاش مامان و بابام عیدی من را از من نگیرند. آنها هر سال عیدی‌هایی را که من جمع می‌کنم از من می‌گیرند و به بچه‌ آنهایی می‌دهند که به من عیدی می‌دهند! 
(سحر آذریان / ۹ ساله)


بسم الله الرحمن الرحیم. خدایا! از تو می‌خواهم که برادرم به سربازی برود و آن را تمام کند. آخه او سرباز فراری است. مادرم هی غصه می‌خورد و می‌گوید کی کارت پایان خدمت می‌گیری؟ 
(حسن / 8 ساله)

 

ای خدا! کاش همه مادرها مثل قدیم خودشان نان بپزند من مجبور نباشم در صف نان بایستم! 
(شاهین روحی / 11 ساله)

 

خدایا! کاری کن وقتی آدم‌ها می‌خوان دروغ بگن یادشون بره! 
(پویا گلپر / 10 ساله)

 

خدا جون! تو که اینقدر بزرگ هستی چطوری میای خونه ما؟ دعا می‌کنم در سال جدید به این سؤالم جواب بدی!
(پیمان زارعی / 10 ساله)

 

خدایا! یک برادر تپل به من بده!! 
(زهره صبورنژاد / 7 ساله)


 
خدایا! در این لحظه زیبا و عزیز از تو می‌خواهم که به پدر و مادر همه بچه‌های تالاسمی پول عطا کنی تا همه ما بتوانیم داروی "اکس جید" را بخیریم و از درد و عذاب سوزن در شبها رها شویم و در خواب شبانه‌یمان مانند بچه‌های سالم پروانه بگیریم و از کابوس سوزن رها شویم...
(مهسا فرجی / 11 ساله)


دلم می‌خواهد حتی اگر شوهر کنم خمیر دندان ژله‌ای بزنم! 
(روشنک روزبهانی / 8 ساله)

 

خدایا! شفای مریض‌ها را بده هم چنین شفای من را نیز بده تا مثل همه بازی کنم و هیچ‌کس نگران من نباشد و برای قبول شدن دعا 600 عدد صلوات گفتم ان شاء الله خدا حوصله داشتهباشد و شفای همه ما را بدهد. الهی آمین. 
(مهدی اصلانی / 11 ساله)


خدایا! دست شما درد نکند ما شما را خیلی دوست داریم! 
(مینا امیری / 8 ساله)


خدایا! تمام بچه‌های کلاسمان زن داداش دارند از تو می‌خواهم مرا زن دادش دار کنی! 
(زهرا فراهانی / 11 ساله)


ای خدای مهربان! من سالهاست آرزو دارم که پدرم یک توپ برایم بخرد اما پدرم بدلیل مشکلات نتوانسته بخرد. مطمئن هستم من امسال به آرزوی خودم می‌رسم. خدایا دعای مرا قبول کن... 
(رضا رضائی طومار آغاج / 13 ساله)

 

ای خدای مهربان! من رستم دستان را خیلی دوست دارم از تو خواهش می‌کنم کاری کنی که شبی او را در خواب ببینم! 
(شایان نوری / 9 ساله)


خدایا ماهی مرا زنده نگه دار و اگر مرد پیش خودت نگه دار و ایشالله من بتوانم خدا را بوس کنم و معلم‌مان هم مرا بوس کند
)امیرحسام سلیمی / 6 ساله)


خدیا! دعا می‌کنم که در دنیا یک جاروبرقی بزرگ اختراع شود تا دیگر رفتگران خسته نشوند!
(فاطمه یارمحمدی / 11 ساله)


ای خدا! من بعضی وقت‌ها یادم می‌رود به یاد تو باشم ولی خدایا کاش تو همیشه به یاد من بیوفتی و یادت نرود! 
(شقایق شوقی / 9 ساله)


خدای عزیزم! سلام. من پارسال با دوستم در خونه‌ها را می‌زدیم و فرار می‌کردیم. خدایا منو ببخش و اگه مُردم بخاطر این کار منو به جهنم نبر چون من امسال دیگه این کار رو نمی‌کنم! 
(دلنیا عبدی‌پور / 10 ساله)


آرزو دارم بجای این که من به مدرسه بروم مادر و پدرم به مدرسه بروند. آن وقت آنها هم می‌فهمیدند که مدرسه رفتن چقدر سخت است و این قدر ایراد نمی‌گرفتند!
(هدیه مصدری / 12 ساله)

 

خدایا مهدکودک از خانه ما آنقدر دور باشد که هر چه برویم، نرسیم. بعد برگردیم خانه با مامان و کیف چاشتم. پاهای من یک دعا دارند آنها کفش پاشنه بلند تلق تلوقی (!( می‌خوان دعامی‌کنند بزرگ شوند که قدشان دراز شود! 
(باران خوارزمیان / 4 ساله)


خدایا! برام یک عروسک بده. خدایا! برای داداشم یک ماشین پلیس بده! 
(مریم علیزاده / 6 ساله)


خدایا! می‌خورم بزرگ نمیشم! کمکم کن تا خیلی خیلی بزرگ شوم! 
(محمد حسین اوستادی / 7 ساله)


خدایا! من دعا می‌کنم که گاو باشم! و شیر بدهم تا از شیر، کره، پنیر و ماست برای خوراک مردم بسازم! 
(سالار یوسفی / 11 ساله)

 

من دعا می‌کنم که خودمان نه، همه مردم جهان در روز قیامت به بهشت بروند. 
(المیرا بدلی / 11 ساله)

 

خدای قشنگ سلام! خدایا چرا حیوانات درس نمی‌خواننداما ما باید هر روز درس بخوانیم؟ در سال جدید دعا می‌کنم آنها درس بخوانند و ما مثل آنها استراحت کنیم! 
(نیشتمان وازه / 10 ساله)


اگر دل درد گرفتیم نسل دکترها که آمپول می‌زنند منقرض شود تا هیچ دکتری نتواند به من آمپول بزند! 
(عاطفه صفری / 11 ساله)


خدای مهربان! من یک جفت کفش می‌خواهم بنفش باشد و موقع راه رفتن تق تق کند مرسی خدایا! 
(رویا میرزاده / 7 ساله(
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/05/18ساعت 10:41  توسط مهرانا  | 

فوت و فن های آشپـــــزی

فوت و فن های آشپـــــزی
 

 خانم هایی که بیرون از خانه کار می کنند و وقتی ظهر به خانه می آیند، فرصت پختن برنج را ندارند و یا اینکه دوست ندارند از شب قبل برنج آماده کنند، می توانند از این روش کمک بگیرند:

صبح یا شب قبل برنج را آبکش کنید، البته کمی آن را خشک بردارید، سپس ته دیگ برنج را آماده کرده و برنج را داخل قابلمه بریزید و قابلمه را داخل یخچال قرار دهید، ظهر برنج را کمی آب و روغن دهید و آن را دم کنید حالا تا سالاد را آماده کنید، برنج هم دم کشیده است.
 


برای از بین بردن بوی سوختگی برنج:

1. یک تکه نان روی برنج قرار دهید و موقع کشیدن، نان را بردارید.
2. یک عدد پیاز را پوست کنده و در داخل برنج فرو کنید پیاز بوی سوختگی را بخود می گیرد.

آب برنج برای بچه ها:

وقتی می خواهید برنج را آبکش کنید یک لیوان از آب آن را بردارید و با یکی دو قاشق ماست مخلوط کنید. این آب برنج در صورتی که شور نباشد برای بچه ها خیلی مفید است.

اگر برنج شما شور شد:


اگر قبل از آب کش کردن برنج متوجه شدید، که برنج شما شور شده است موقع آب کش کردن برنج آب بیشتر روی برنج داخل آبکش بریزید. اما اگر بعد از آب کش کردن برنج متوجه شوری آن شدید دیگر چاره ای برای برطرف کردن شوری آن ندارید. مگر اینکه خورش را بی نمک درست کنید.

اگر برنج شما بی نمک شد:


اگر بر اثر فراموشی برنجتان بی نمک شد اصلاً نگران نباشید، موقع کشیدن برنج مقدار مورد نیاز نمک را با مقدار بسیار کمی آب و روغن مخلوط کنید و روی برنج بریزید. با این کار بی نمکی برنج شما رفع می شود هرگز نمک را مستقیم در روغن نریزید، زیرا نمک در روغن حل نمی شود.

برای خوشمزه تر شدن شیر برنج:


اگر می خواهید شیر برنج شما خوشمزه تر شود، برنج را با شیر خیس کنید. این کار باعث می شود که شیر برنج شما خوشمزه تر شود.

برای خوشمزه تر شدن شوید پلو:


برای اینکه شوید پلوی شما خوشمزه تر شود می توانید از ادویه ی مخصوص پلو که سبزرنگ است و (در عطاری ها موجود می باشد) استفاده کنید بعد از آبکش کردن برنج کمی ادویه لابه لای برنج بپاشید.

از بین بردن بوی نامطبوع برنج:


اگر به هر دلیلی برنج خشک شما بو گرفت برنج را روی یک سطح پهن کنید. البته باید حتماً در سایه باشد تا بوی نامطبوع برنج از بین برود. زیرا اگر برنج را جلوی نورآفتاب قرار دهید باعث خرد شدن برنج می شود و برنج حالت خود را از دست می دهد و وقتی آن را داخل آب جوش می ریزید از هم پاشیده می شود.

بر طرف کردن بوی پیاز از کارد:

اگر کارد شما بوی پیاز می دهد، با کارد هویج را حلقه حلقه ببرید. با این کار بوی پیاز از بین می رود.

تمیز کردن ظرفی که در آن غذا سوخته است:


اگرغذا به ته قابلمه چسبیده، هرگز کارد، قاشق یا کفگیر فلزی برای پاک کردن آن به کار نبرید. کافی است آن را از آب گرم پر کنید و مقداری نمک نیز به آن اضافه کنید. اگر غذا خیلی محکم به قابلمه چسبیده است، مقداری سرکه در آن بریزید و بجوشانید تا کاملاً پاک شود.

برای پاک کردن سس:


برای پاک کردن لکه ی سس با پارچه ی تمیزی که درون آب سرد فرو ببرید، پاک کنید و در صورت لزوم مقدار کمی از محلول آب و کف پودر رختشویی را به وسیله ی یک اسفنج به آرامی روی آن بمالید و سپس با یک پارچه ی تمیز و نم دار آن را پاک کنید.

دستگاه بخار پز درخانه:


برای ساختن این دستگاه، یک قابلمه را آب کرده و آبکشی روی آن قرار دهید. سپس مقداری آب در قابلمه بریزید(به میزانی که آبکش با آب برخورد نکند) حالا هر ماده ای را که می خواهید بخار پز کنید، روی آبکش قرار دهید. اجاق گاز را روشن کنید تا مواد غذایی شما بخارپز شود.

راهی برای بهتر رنگ دادن زعفران:


برای اینکه زعفران شما بهتر رنگ بدهد می توانید از این روش کمک بگیرید: درون یک استکان کوچک به مقدار مورد نیاز زعفران ساییده بریزید و دو قاشق غذا خوری آب جوش به آن اضافه کنید. بعد از اینکه برنج را آبکش کردید و داخل قابلمه ریختید استکان حاوی آب و زعفران را در برنج فرو ببرید و دم کنی را روی قابلمه بگذارید. با دم کشیدن برنج، زعفران هم دم می کشد و بهتر رنگ می دهد.

نكته هایی در مورد پخت گوشت:


اگر می‌خواهید گوشت سفت را ترد كنید، روی همه قسمت های آن مخلوطی از سركه و روغن زیتون بمالید و بگذارید به مدت دو ساعت بماند، سپس بپزید. اگر گوشت شما خیلی سفت و تازه است، روی همه قسمت های آن جوش شیرین بمالید، بگذارید چند ساعت بماند، سپس قبل از پختن كاملاً بشوئید و وقتی می‌خواهید گوشت را با زدن بیفتک یا كارد نرم كنید، روی آن آرد بپاشید، ‌این كار از خارج شدن آب گوشت جلوگیری خواهد كرد.

آبگوشت پرمایه:


برای آنکه آبگوشت شما غلیظ تر و پرمایه تر شود چند تکه نان به داخل آن بیندازید.

اسپاگتی نچسب:

برای آنکه برنج، ماکارونی، اسپاگتی یا هر ماده نشاسته دار دیگر هنگام پختن به هم نچسبد، قبلاً دو قاشق روغن خوراکی به آب آن اضافه کنید مشکل شما حل خواهد شود.

سفید مثل یاس:

اگر هنگام پختن پلو یا کته یعنی زمانی که برنج در داخل آب شروع به جوشیدن می کند، مقدار کمی آبلیمو یا آب نارنج یا آبغوره یا یک تکه زاج سفبد به آب برنج اضافه کنید، نه تنها پلو یا کته را مانند یاس سفید می کند، بلکه دانه های آن را نیز از هم جدا ساخته مانع از چسبیدن آنها به یکدیگر و در نتیجه له شدن برنج می شود.

خاصیت روغن:

هنگام جوشاندن برنج، لویبا و حبوبات دیگر یک کاغذ روغنی را به بالای قابلمه یا دیگ بمالید و یا چند قطره روغن خوراکی به آن اضافه کنید این کار باعث خواهد شد که محتوی دیگ یا قابلمه دیر تر از حد معمول بجوشد و در نتیجه طعم و مزه آن بهتر و لذیذتر خواهد شد.

پوست کندن تخم مرغ آب پز:

تخم مرغ آب پز را بعد از جوشیدن حدود 1 دقیقه زیر آب سرد نگه دارید پوست آن مانند یک نوار متصل به هم کنده می شود.

چه کنیم تخم مرغ هنگام آب پز شدن ترک نخورد:


قبل از اینکه تخم مرغ را آب پز کنید درون ظرف مورد نظر کمی نمک بریزید، دیگر تخم مرغها ترک بر نمی دارد.

کندن پوست گردو:


اگر گردوی خشک را در آب نمک بخوابانید، بعد از چند ساعت حالت گردوی تازه پیدا می کند و پوستش به راحتی کنده می شود.

جلوگیری از وارفتن غذا:


برای آنکه مواد خوراکی مانند کوفته و غیره در آب از هم نپاشد و به اصطلاح وا نرود قدری آرد یا تخم مرغ به آن بیفزاید و حرارت آتش را زیاد کنید.

کف جانانه:


برای آنکه سفیده تخم مرغ زودتر و بهتر کف کند، قدری نمک به آن اضافه کنید. سپس هم بزنید خیلی زودتر از موقع لازم کف خواهد کرد.

نمک ناپز:


هنگام پختن نخود و لوبیا سایر حبوبات هیچگاه به آن نمک نزنید زیرا سفت خواهد شد و دیرتر می پزد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/05/17ساعت 18:47  توسط مهرانا  | 

بازیگران زن؛ جلوی دوربین ، پشت دوربین

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/05/17ساعت 18:44  توسط مهرانا  | 

چگونه فیس‌بوک جان فرزندم را نجات داد

چگونه فیس‌بوک جان فرزندم را نجات داد

یک پزشک- صبح روز مادر ، پسر بچه چهار ساله‌ام با بثورات جلدی از خواب بیدار شد. این شانزدهمین سالی بود که روز مادر را تجربه می‌کردم، به خاطر همین تمایل داشتم بثورات رو نادیده بگیرم، ولی یادداشتی که چند روز قبل از مهدکودک به دستم رسیده بود نمی‌گذاشت بی‌خیال باشم؛ با این یادداشت اولیای مهدکودک به خانواده‌ها اطلاع داده بودند که اخیرا یک مورد عفونت استرپتوکوکی در بین همکلاسان پسرم «لئو» مشاهده شده است؛ بنابراین طبق چیزی که دستورالعمل می‌گفت، پیشانی بچه را لمس کردم وفهمیدم داغ و تب‌داره. بلافاصله از یک مرکز درمانی که روزهای یکشنبه هم فعال بود، نوبت ویزیت پزشک گرفتم. زمانی که توی مطب پزشک منتظر آماده شدن تست سریع تشخیصی استرپ بودم حوصله‌ام سر رفته بود و تا حدی برای خودم احساس تاسف می‌کردم. برای رفع کسالتم از پسرم که بازیگوشانه یک چشمش رو به نشانه چشمک بسته بود، عکسی گرفتم و بعد این عکس را با این زیرنویس توی فیس بوک گذاشتم: «برای مادری که مجبوره صبح روز مادر خودشو به یک متخصص اطفال برسونه، چیزی به اسم روز مادر وجود نداره.»

جواب تست سریع تشخیصی استرپ منفی بود ولی می‌دونستم اون تست دقت زیادی نداره، در مورد سه بچه دیگرم نیز حتی زمانی که واقعا عفونت استرپتوکوکی داشتند، تست سریع استرپ مثبت گزارش نشد. به علاوه تب لئو، در حال افزایش بود. پزشک آنکال بعد از معاینه لئو گفت: «به نظر می‌رسه اون واقعا دچار یه عفونت استرپتوکوکی باشه، من فکر می‌کنم ما باید اونو روی درمان ضد استرپ بگذاریم و اگر کشت حلق ازنظر استرپ منفی گزارش شد، شما را در جریان می‌گذاریم تا برای یک ارزیابی مجدد به پزشک خانواده‌تان مراجعه کنید.» خوشحال از این که قضیه با یک نسخه آموکسی‌سیلین فیصله پیدا کرده، حرفش رو پذیرفتم. اون روزا بخاطر بازنگری رمان جدیدم به شدت گرفتار بودم و هرچه بیماری فرزندم و نیازش به مراقبت روزانه کوتاهتر می‌شد، بهتر بود. در اولین فرصت سری به فیس‌بوک زدم و دیدم تعداد زیادی از دوستانم و دوستانِ دوستانم زیر عکسی که از لئو گذاشته بودم، کامنت گذاشتن و میخوان ببینن چه اتفاقی افتاده. سه سال قبل زمانی که با کمال بی‌میلی برای رصد کردن آنلاین مسابقات بولینگ که فرزند بزرگم درش شرکت داشت به فیس‌بوک ملحق شدم ، باورم نمی‌شد که زمانی افرادی کاملا غریبه وناآشنا نگران سلامتی فرزند من بشن و هرگز تصور نمی‌کردم یک روز پست مطلب واسه فیس‌بوک تبدیل به یکی از کارهای روزمره‌ام در زندگی مثل صحبت کردن، نوشتن، فکرکردن و رؤیا دیدن بشه.

«استرپ»، با انگشتای دستم روی صفحه آی‌فونم زدم، «نباید چیز مهمی باشه». البته درست و حسابی سر از جریان در نمی‌آوردم. تازه معلوم نبود حتما استرپ باعث بیماری باشه، اونا مطمئن نبودن. با تایپ استرپ لیست بالابلندی از بیماری‌ها ردیف شد، درست مثل اینکه از کسی پرسیده بشه «حالت چطوره؟» و اون در جواب هر چی درد و مرض کوچیک وبزرگ توی بدنش سراغ داره رو کنه، ولی واقعا کدوم از اونا می‌تونست بیماری لئو باشه؟ از نزدیکترین داروخانه نسخه رو تهیه کردم و اولین دوز دارو را به لئو خوراندم، میدونستم هرچه زودتر درمان شروع بشه اون زودتر خوب می‌شه.

فردا صبح، حال عمومی لئو بدتر شد، پزشک خانواده‌مون توصیه کرد که هرچه زودتر لئو را برای معاینه ببرم. در واحد تریاژ ازش نوار قلب گرفته شد ، اوضاع اصلا خوب نبود. طبق نظر پزشک خانواده و بر اساس تشخیص تجربی اون، لئو به اسکارلت فیور (تب مخملکی) مبتلا شده بود- یک اسم غیرمعمول و عجیب و غریب برای بیماری‌ای با بثورات جلدی ناشی از استرپ- البته تشخیص قطعی، منوط بر نتایج کشت حلق میشد که صبح فردای آن روز آماده می‌شد. مجدد از پسرم که حالا پف‌آلود و بی‌حال روی تخت معاینه افتاده بود عکس گرفتم و بلافاصله با یک زیرنویس مختصر روی فیس‌بوک گذاشتم : «اوضاع بچه بدتر شده، چشمانش از شدت تورم بسته شده، تب داره بالا میره، پنی‌سیلین هیچ کاری نکرده، ممکنه مخملک باشه یا روزئولا یا …؟؟؟ آه.»

در طی سه ساعت، بیست کامنت زیر عکس ظاهر شد؛ از «این یک واکنش آلرژیکه» تا «مخملک اینقدرها که بنظر میاد ترسناک نیست» تا «دب، این عکس‌ها اصلا شبیه لئو نیستن!! الان حالش چطوره؟خیلی وحشتناکه!».

وحشتناک؟ با خودم گفتم اونا دارن کمی بزرگش می‌کنن. بالاخره صبح فردا رسید، یعنی روزی که دیگه صورت پسر کوچولوم از شدت ورم قابل شناسایی نبود. در حالی که سعی می‌کردم اوضاع رو آروم‌تر از اونی که بود نشون بدم، به همسرم پل گفتم : «اون شبیه ادی مورفی توی پرفسور دیوانه شده.» ولی چیزی در درونم می‌گفت اوضاع وخیمی در راهه. همسرم مثل همیشه با بی‌خیالی گفت: «اون خوبه». این نگران نشدن پل می‌تونه هم مفید وهم خطرناک باشه، همیشه معتقده توی آب‌های مواج پی یک ماهی کوچولو رو گرفتن، می‌تونه قایقت رو واژگون و تو رو غرقه کنه. سالها قبل وقتی پسر ۱۶ ماهه‌‌مون کوچولو بود، ناگهان متوجه شدم پوشک بچه خونی شده، پل که نمی‌خواست به این واقعیت فکر کنه که کودک شیرخوارش ممکنه در اثر اینتوساسپشن (در هم فرورفتگی تلسکوپی روده‌ها) در عرض چند ساعت از بین بره، من رو به خاطر اینکه ساعت ده شب با دکتر تماس میگرفتم سرزنش می‌کرد! بعد از اون ماجرا کمی دست از بی‌خیالی برداشت ولی همیشه در موارد اورژانس باید روی خودم حساب کنم. وقتی پل با انکار بیماری بچه، بعد از پوشیدن لباس، سرکارش رفت، یک دوجین عکس از زوایای مختلف از لئو گرفتم و اونا رو از طریق ام ام اس برای برای پزشک خانواده‌مون فرستادم ویکی‌شون رو هم روی فیس‌بوک گذاشتم و زیرش نوشتم: «تورم بدتر شده، بخصوص در ناحیه چشمها وگونه‌ها، تب همچنان بالاست، بچه بیچاره من.» واقعا دنبال چی می‌گشتم؟ می‌خواستم فیس‌بوک چه کمکی به من بکنه؟ بخشی از ناخودآگاهم از روی ناچاری دنبال کسی دردنیای مجازی و در بین صدها دوست فیس‌بوکی بود، یک نفر که از روی صمیمیت و دلسوزی نظر راهگشایی در مورد سندرم گیج‌کننده پرفسور دیوانه، که کودکم رو در چنگال خودش اسیر کرده، بده.

ده دقیقه بعد استفانی ، یکی از همسایه‌های قدیمی که هنرپیشه فیلم است ، باهام تماس گرفت و گفت: «من رو به خاطر دخالتم ببخش ولی تو همین الان باید به بیمارستان بری.» پسر اون ماکس دقیقا همین علایم رو داشته و با تشخیص کاوازاکی توی بیمارستان بستری شده بوده است. «کاوازاکی بیماری خودایمن نادر و گاهی اوقات کشنده است که عروق کرونری احاطه کننده قلب را مورد تهاجم قرار میده و هرچه دیرتر اقدام کنی، آسیب شدیدتر خواهد بود.»

یادم اومد که پسر استفانی چند سال قبل، چند روزی در بیمارستان بستری بود، آیا ممکنه استفانی از اون ماجرا، چشم ترسیده داشته باشه و اغراق کنه و اوضاع را بدتر از اونچه هست نمایش بده؟ با تمام اینها در مورد کاوازاکی شروع به جستجو در اینترنت کردم. بسیاری از علایم فرزندم با توصیف‌هایی که از علایم این بیماری شده بود همخوانی داشت، با این حال علایم به انفلوآنزا و مخملک هم شبیه بود. آیا باید بچه‌ای که آنفلوانزا داره رو برای بستری شدن به بیمارستان ببرم؟ بخشی از مغزم می‌گفت این کار عقلانیه و بخش دیگری می‌گفت یک روز دیگه بچه را توی خونه نگهدار ، یک فیلم جلوش بذار و خودت برو پشت میز کارت و به کارهات برس.

بالاخره از کلینیک اطفال تماس گرفتند ، نتیجه کشت حلقی منفی شده بود. گیج و نگران ومضطرب بودم، اگر تب مخملک نیست، پس چیه؟

در این اثنا در ذیل عکسی که در فیس بوک گذاشته بودم، ۳۶ کامنت گذاشته شده بود. با انواع و اقسام تشخیص‌ها و دلداری‌ها و اینباکس خصوصی فیس‌بوکم مملو بود از پیام‌های خصوصی، از جمله از یک متخصص اطفال و یک فوق تخصص قلب اطفال که هر یک به نوعی حرف استفانی را تایید و خطر عوارض قلبی کاوازاکی را گوشزد کرده بودند. «کاوازکی در ۸۰ درصد موارد، کودکان زیر ۵ سال را گرفتار می‌کند، تب ۵ روزه، التهاب ملتحمه دو طرفه غیرعفونی چشم‌ها، تغییرات مخاط زبان به صورت قرمزی دهان و زبان، خشکی و ترک لب‌ها، ادم و قرمزی دست و پا و بثورات جلدی علایم این بیماری است و آسیب عروق کرونری قلب به شکل آنوریسم کرونر در ۵ روز ابتدای بیماری رخ می‌دهد.» اون روز، روز سوم یا چهارم بود، مطمئن نبودم دقیقا علایم از چه روزی شروع شده ولی می‌دونستم وقت زیادی نداریم. باید فکری می‌کردم، باید به پزشک خانواده زنگ میزدم ولی چی می‌گفتم؟ می‌گفتم حسی مبهم مثل حس اسپایدرمن داره ذهن من رو قلقلک می‌ده وخبر از یک خطر جدی قریب‌الوقوع می‌ده، پس لطفا ما رو به بیمارستان معرفی کن؟! البته دروغ نمی‌گفتم ولی این همه حقیقت نبود. یا باید می‌گفتم براساس کامنت‌های سه تا از دوستان فیس‌بوکی‌ام که فکر می‌کنن فرزندم یه بیمای نادر گرفته که در موردش فقط باید توی ویکی‌پدیا خوند، ما رو بفرست بیمارستان؟ عقلانی به نظر نمی‌یومد ولی نهایتا نگرانی بر من غلبه کرد و من رو به بیرون خونه و به سمت بیمارستان هل داد.

بالاخره از کریدور بیمارستان با پزشک خانواده‌مون تماس گرفتم و گفتم که من دزدانه علت نیاز به ویزیت در بیمارستان را «احتمالا بیماری کاوازاکی» نوشتم، و علت این کارم رو براش توضیح دادم. پزشک خانواده‌مون خوب گوش داد و سپس گفت: «می‌دونی چیه؟ من فکر می‌کنم واقعا بیماری اون کاوازاکیه، همه چی معقول بنظر می‌رسه، براوو فیس بوک!»

در عرض سه هفته آینده لئو، در دو نوبت تحت درمان با آسپرین و داروهای دیگر قرار گرفت. نوبت اول بخاطر کاوازاکی و نوبت دوم بخاطر بیماری کبدی ناشی از کاوازاکی و بدین ترتیب فیس بوک از یک پدیده در دنیای مجازی، به نجات‌دهنده فرزندم تبدیل شد، چیزی که بدون اینکه وقت را از من بدزدد یا انرژی خاصی ازمن بگیرد، افراد زیادی را به همفکری با من دعوت کرد و این مجال را به من داد تا بتوانم پزشکان زیادی رو سوال‌پیچ کنم و جواب را پیدا کنم و با دنیای بیرون ارتباط برقرار کنم، مثل تمام آنهایی که پیله تنهایی خود را پاره کرده‌اند، حالا دیگر مادامی که این مادر مجبور بود درزیر نور لامپهای فلوئورسنت بخش اطفال زندگی کند، نفس بکشد، بخورد و بخوابد، تنها نبود و چشمانی نگران او و سرنوشت فرزندش بودند کسانی که در قلب خود به بیگانه، خانه می‌دهند.

منبع: Slate


پی‌نوشت: از ترجمه بسیار خوب این متن طولانی و نسبتا دشوار از دکتر عبیری متشکریم، در اینجا سعی می‌کنم درس‌هایی که این نوشته برای ما در بر دارد، در موارد زیر خلاصه کنم:
۱- در خارج، بر خلاف ایران، به سبب آگاهی‌هایی که رسانه‌های و محیط اطراف به تدریج به مردم می‌دهند، مردم بینش زمینه‌ای مناسبی در مورد بیماری‌ها دارند، مثلا بیش از آنکه برطرف شدن ظاهری تب برایشان مهم باشد، برایشان عامل ایجاد آن مهم است. به علاوه آنها صبوری و شیکبایی لازم را در جریان کشف علت تب یا بیماری‌های دیگر را دارند.
۲- رعایت مسیر سیستم ارجاع: در ایران بسیار صحبت از سیستم از ارجاع می‌شود، اما چیزی که اهمیت‌ای ندارد و اصلا رعایت نمی‌شود همین سیستم است. در این داستان به وضوح خواندید که پزشک خانواده، در محور داستان قرار گرفته بود و هیچگاه دور زده نشد.
۳- هم مادر بیمار و هم دوستان او و هم پزشک، رویکرد مثبتی به اینترنت داشتند و از آن گریزان نبودند.
۴- شبکه‌های اجتماعی، صرفا مکانی برای وقت‌گذرانی یا جایی که همواره باید با ترس از تهاجم غربی‌ها، باید با شک و تردید و واهمه به آن نگریست، نیستند. آنها جایی برای هم‌فکری، تبادل اطلاعات و تسلی هم هستند و غالبا آدم در موارد بحرانی می‌تواند از کمک‌های افرادی در آن بهره‌مند شود که اصلا فکرش را نمی‌تواند بکند
۵- اگر وب فارسی هم در زمینه‌های مختلف دارای اطلاعات به‌روز و دقیق بود، مثلا در مورد پزشکی، به بسیاری از نگرانی‌ها و سؤالات مردم، می توانست پاسخ‌هایی مکفی بدهد.
۶- هم پزشکان و هم خانواده بیماران، با انتشار مقالاتی از این دست در نشریات می‌کوشند که تجربه خود را به اشتراک بگذارند تا در آینده بتواند به کمک دیگران هم بیاید. این درست، فرهنگی است که ما فاقد آن هستیم.
۷- در عین حال تلقی معجزه داشتن از شبکه‌های اجتماعی هم درست نیست، فیس‌بوک در این مورد تنها به این علت توانست به این مادر کمک کند که در آن پزشکان متخصص اطفالی عضو بودند و مادری هم که پیش از این فرزندی مبتلا به بیماری کاوازاکی داشت، با استفاده از تجربه خود اخطار داده بود. بدیهی است که در وب فارسی به سبب حضور کمتر دانشگاهیان و افراد متخصص، میزان تکیه کاربران عام اینترنت در زمینه پزشکی به آن کمتر می‌شود. در اینجا باید تأکید کنیم که هیچ چیز، جای ویزیت دقیق یک پزشک آگاه را نمی‌گیرد.
این را هم باید در نظر داشته باشید که در غرب، مردم دشواری‌های زبانی، مثل ما ندارند، بنابراین می‌تواننند به سرعت علایم بیماری را به زبان محاوره‌ای خود جستجو کنند و تشخیص‌های محتمل را ببینند اما من تصور نمی‌کنم که در وب فارسی هم بتوان کار مشابهی کرد. البته در صورت بینش درست و مهارت‌های زبانی خوب، اینترنت میزان سودرسانی اینترنت به بیماران و خانواده‌شان بیشتر می‌شود.

گرچه در خود مقاله، در مورد بیماری کاوازاکی توضیحات خوبی داده شده، اما لازم می‌بینم که توضیح مختصر جداگانه‌ای در مورد بیماری بدهم:

بیماری یا سندرم کاوازاکی، یک واسکولیت (التهاب عروق) با عامل ناشناخته است، گرچه اکثرا معتقدند که عامل عفونی در ایجاد آن نقش دارد. بیش از ۸۰ درصد موارد بیماری در کودکان کوچک‌تر از ۵ سال رخ می‌دهد. بروز بیماری در سن بالای ۸ سال نادر است. بیماری دارای سه مرحله بالینی نسبتا مشخص است:

۱- مرحله حاد: این مرحله حدود ۱۰ روز طول می‌کشد. در این مرحله اکثر معیارهای تشخیصی بیماری وجود دارد: تب، کونژکتیویت (التهاب ملتحمه چشم)، تغییرات مخاط دهان و لب، تورم و اریتم (قرمزی) دست‌ها و پاها، راش یا بتورات پوستی، لنفادنوپاتی (بزرگ شدن غدد لنفاوی بدن)، مننژیت آسپتیک (التهاب پرده مغز با عامل غیرعفونی)، اسهال و اختلال کبدی.

۲- مرحله تحت حاد: در روز ۱۱ تا ۲۱ بیماری، تب، راش و لنفادنوپاتی کاهش یافته یا ناپدید می‌شود، اما تحریک‌پذیری، بی‌اشتهایی و کونژکتیویت ممکن است باقی بمانند. پوسته‌ریزی (غالیات ضخیم و بدون درد) دور ناخن انگشتان دست‌ها و پاها، آرتریت و آرترالژی (التهاب و درد مفاصل)، اختلال فعالیت میوکارد (عضله قلب) و ترومبسیتوز (افزایش پلاکت خون) از ویژگی‌ها این بیماری هستند.

۳- مرحله نقاهت: در این مرحله علایم و نشانه‌های بیماری به تدریج برطرف می‌شود و واکنش‌گرهای مرحله حاد در آزمایشات از جمله ESR ‌و CRP به حد طبیعی بازمی‌گردند (معمولا در مرحله ۶ تا ۸ بیماری). اهمیت این مرحله و نیز مرحله تحت حاد، احتمال انفارکتوس میوکارد (عضله قلب) و پارگی آنوریسم کرونر ( پاره شدن عروق قلب که به طور غیر طبیعی اتساع پیدا کرده‌اند) است.

از آنجا که حدس می‌زنم، ممکن است خواندن این پست بسیاری از مادرها و پدرها را هنگام مواجهه با تب بالای فرزندشان نگران کند، توجه آنها را به این نکته جلب می‌کنم که تنها تب بالا و بی‌حالی دلیلی بر بیماری کاوازکی نیستند و برای تشخیص بیماری علاوه بر تب بالا به مدت حداقل پنج روز، ۴ معیار از ۵ معیار زیر باید وجود داشته باشد و به علاوه این علایم و نشانه‌ها باید با بیماری دیگر قابل توجیه نباشند:

- التهاب دوطرف ملتحمه چشم
- بثورات یا اگزانتم‌های قرمز با شکل متفاوت
- تغییر مخاط دهان و لب‌ها: قرمزی و خشکی و ترک‌دار شدن آنها یا شبیه شدن زبان به توت‌فرنگی
- تغییرات اندام‌ها ( ورم و قرمزی دست‌ها و پاها یا پوسته‌ریزی انتهایی)
- لنفادتوپاتی در ناحیه گردن

تب بیماری کاوازاکی غالیا شدید بوده (بیشتر از ۳۹٫۹ درجه سانتیگراد) و در صورت عدم درمان برای کدت ۱ تا ۲ هفته باقی می‌ماند.

شایع‌ترین عارضه خطرناک بیماری کاوازکی که در ۲۰ تا ۲۵ درصد موارد رخ می‌دهد و بیشتر در هفته دوم تا سوم بیماری دیده می‌شود، گرفتاری قلب، اکثرا به صورت آنوریسم عروق کرونری (اتساع عروق خونرسان قلب) است.

درمان بیماری شامل آسپرین با دوز بالا و ایمونوگلوبین داخل وریدی IVIG است. (تذکر: در صورت تب، سرخورد به اطفال خود آسپرین ندهید.)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/05/17ساعت 18:41  توسط مهرانا  | 

بلندترین برج دنیا با 1000 متر ارتفاع + عکس

 

بلندترین برج دنیا با 1000 متر ارتفاع + عکس


بلندترین برج دنیا به ارتفاع یک کیلومتر قرار است ظرف پنج سال آینده در شهر جده واقع در عربستان سعودی ساخته شود. به گزارش خبرگزاری مهر، در حال حاضر برج خلیفه دوبی رکورد بلندترین برج دنیا را در اختیار دارد.

 ارتفاع این برج که در سال 2010 افتتاح شد 828 متر است. اما ظرف پنج سال آینده قرار است برجی ساخته شود که ارتفاع آن به یک کیلومتر (هزار متر) می رسد و بنابراین 172 متر از برج خلیفه بلندتر خواهد بود.

 این برج که Kingdom Tower نام دارد در شهر بندری جده در کرانه دریای سرخ واقع در عربستان سعودی ساخته خواهد شد. این برج جدید در سطحی برابر با 530 هزار متر مربع، آسمانخراشی است که میزبان یک هتل چهار فصل، آپارتمانهای لوکس، ادارات و چشم انداز پانورامیک خواهد بود. براساس گزارش لارپوبلیکا، این برج 59 آسانسور با سرعت عمودی 10 متر بر ثانیه خواهد داشت.

با این آسانسورها ظرف مدت یک دقیقه و چهل ثانیه می توان هزار متر را از سطح زمین تا آخرین نقطه برج پیمود. این برج با هزینه 1.2 میلیارد دلار ساخته شد. طراحان این برج را آدرین اسمیت و گوردن گیل دو معمار اهل شیکاگو به عهده دارند.

 

www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌

www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌

 www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌

 www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌

 www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌

 www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌

 www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌

 www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌


 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/05/17ساعت 18:32  توسط مهرانا  | 

خانه های شخصی مدیران مطرح جهان

پول‌نیوز - در ماه می سال جاری میلادی مارک زوکربرگ مدیر عامل فیس بوک ملکی را در پائولو آلتو کالیفرنیا به قیمت 7 میلیون دلار خریداری کرد. جزئیات زیادی در رابطه با این ملک 5 هزار فوت مربعی که دارای 5 اتاق خواب و 5 حمام است منتشر نشده است. اگرچه این ملک با املاک برخی از چهره های سرشناس جهان قابل مقایسه نیست اما برای فردی که تا به حال در منازل کرایه ای زندگی کرده چندان بد هم نمی تواند باشد.

برخی از مدیران عامل جهان در قصر هایی باشکوه و رویایی با امکاناتی بی نظیر اقامت دارند که چشم اندازهایی فوق العاده به اقیانوس، جنگل، کوه، رودخانه و ... برای آنها فراهم کرده است که در ادامه این مطلب نگاهی به برخی از این عمارت های رویایی خواهیم داشت.

 

اپرا وینفری، هارپو پروداکشنز

مکان: مونتسیتو، کالیفرنیا - قیمت: 50 میلیون دلار

مساحت: 23 هزار فوت مربع

دارای 6 اتاق خواب و 14 حمام

در سال 2010 اپرا وینفری یکی از شناخته شده ترین چهره های رسانه ای جهان عمارت فعلی خود در مونتسیتو را خریداری کرد. وی لقب "سرزمین موعود" را برای این مکان در نظر گرفته و بهایی 50 میلیون دلاری را برای خرید آن پرداخته است. این در حالی است که اپرا در این مدت میلیون ها دلار دیگر نیز صرف تغییر و بازسازی بخش های مختلف سرزمین موعود کرده است. ملک مذکور دارای چشم اندازهای بی نظیری به کوهستان و اقیانوس است. اپرا وینفری داشتن چنین مکانی را یکی از آرزوهای خود عنوان کرده است.

 

هوبرت گوئز، اِد هاردی

 مکان: هولمبی هیلز، لس آنجلس - قیمت: 23.5 میلیون دلار

مساحت: 17 هزار و 171 فوت مربع

دارای 7 اتاق خواب و 13 حمام

زمانی که مایکل جکسون در سال 2009 فوت کرد وی عمارتی را با کرایه ماهیانه یک صد هزار دلار در اختیار داشت. در واقع مالک آن عمارت هوبرت گوئز بود. وی مدیر عامل اد هاردی است. این عمارت در سال 2002 ساخته شده و همانند یک قلعه فرانسوی طراحی شده است. گوئز در سال 2004 این عمارت را به قیمت 18.5 میلیون دلار خریداری کرده اما چندی پیش آن را به قیمت 38 میلیون برای فروش قرار داده بود. با توجه به بالا بودن این مقدار سپس قیمت 28 میلیون دلار و در نهایت 23.5 میلیون دلار را برای فروش آن در نظر گرفته است.

 

مایکل دل، دل

 مکان: آستین، تگزاس - قیمت: 18.5 میلیون دلار

مساحت: 33 هزار فوت مربع

دارای 8 اتاق خواب و 13 حمام

مایکل دل مدیر شرکت دل دومین تولید کننده بزرگ کامپیوترهای شخصی در جهان است. عمارت محل اقامت وی در سال 1997 و در زمان اوج شکوفایی دنیای فن آوری ساخته شده است. امکانات رفاهی مختلف از قبیل اتاق کنفرانس، استخر روباز و مسقف، زمین بسکتبال و انواع اتاق های مختلف تنها بخشی از ویژگی های این عمارت مجلل 33 هزار فوت مربعی را که در زمینی به مساحت 20 هکتار واقع شده است را تشکیل می دهد.


 

استیو جابز، اپل

 مکان: پائولو آلتو، کالیفرنیا - قیمت: 2.6 میلیون دلار

مساحت: 5 هزار و 678 فوت مربع

دارای 7 اتاق خواب و 4 حمام

همانند بسیاری دیگر از چهره های سرشناس دنیای فن آوری استیو جابز نیز در کالیفرنیای شمالی اقامت دارد. وی اوقات فراغت خود را در عمارتی 5 هزار و 678 متری که آن را خانه می نامد می گذراند. این مکان در سال 1920 ساخته شده و در زمینی نیم هکتاری واقع شده است.

 

بیل گیتس، مایکروسافت

 مکان: مدینا، واشینگتون - قیمت: 122.4 میلیون دلار

مساحت: 50.050 فوت مربع

دارای 8 اتاق خواب و 25 حمام

بیل گیتس ثروتمندترین فرد در آمریکا محسوب می شود. وی تا سال 2002 مدیر عامل مایکروسافت بوده اما در این سال مسئولیت خود را به استیو بالمر واگذار کرد. عمارت شخصی وی علاوه بر اتاق های مختلف دارای 6 آشپزخانه، اتاق ناهار خوری هزار فوت مربعی، استخر و یک کتابخانه با سقف گنبدی شکل است.

 

اسکات بوراف، منابع انرژی میلر

 مکان: ناکسویل، تنسی - قیمت: 8.5 میلیون دلار

مساحت: 36 هزار و 720 فوت مربع

دارای 8 اتاق خواب و 11 حمام

در سال 2006 همسر بوراف پس از شش سال مبارزه با سرطان جان خود را از دست داد. از این رو اسکات برای آنکه تغییری در زندگی خود ایجاد کرده و فعالیتهایش را از سر بگیرد به ویلا کولینا نقل مکان کرد. این عمارت به دریاچه فورت لودن مشرف بوده و دارای استخر روباز و مسقف است. همچنین چشم اندازی زیبا به کوه های اسموکی و رودخانه تنسی دارد. کتابخانه ای سه طبقه و گاراژی با گنجایش 7 خودرو از دیگ ویژگی های این عمارت محسوب می شود. قیمت اولیه این مکان 21 میلیون دلار در نظر گرفته شده بود که در نهایت بوراف آن را به قیمت 8.5 میلیون دلار خریداری کرد.



لری اِلیسون، اوراکل

 مکان: سان فرانسیسکو - قیمت: 6.4 میلیون دلار

مساحت: 10 هزار و 742 فوت مربع

دارای 5 اتاق خواب و 6 حمام

مدیر عامل اوراکل دارای شش منزل مسکونی بوده که یکی از آنها در سانفرانسیسکو واقع شده است. الیسون در سال 1988 این مکان را به قیمت 3.9 میلیون دلار خریداری کرده است. علاوه بر 5 اتاق خواب، این مکان چشم انداز بی نظیری به خلیج سان فرانسیسکو داشته که در سال 2013 می تواند محل مناسبی برای تماشای مسابقات جهانی قایقرانی باشد.

 

ایوان ویلیامز، تویتر


مکان: سان فرانسیسکو - قیمت: 2.4 میلیون دلار

مساحت: 3 هزار و یک فوت مربع

دارای 5 اتاق خواب و 5 حمام

ایوان ویلیامز موسس و مدیر عامل سابق شبکه اجتماعی تویتر که در حال حاضر تعداد کاربران آن از مرز صد میلیون نفر عبور کرده، است. در واقع وی در مرکز سان فرانسیسکو زندگی می کند. وی به تازگی از پنت هاوسی واقع در منطقه سوما به این محل نقل مکان کرده است. سبک خاص ویکتوریایی خانه های این منطقه یکی از دلایل شهرت آن است. ویلیامز منزل خود را به قیمت 2.4 میلیون دلار خریداری کرده و تنها 3 هزار فوت مربع مساحت دارد که نسبت به دیگر چهره های سرشناس در این زمینه منزل کوچکتری را در اختیار دارد.

 

دنی اِسپنس، پروکورپ اَسوشیتز

 مکان: وودلندز، تگزاس - قیمت: 19 میلیون دلار

مساحت: 30 هزار و 717 فوت مربع

دارای 10 اتاق خواب و 15 حمام

پروکورپ اَسوشیتز یک شرکت مشاوره و مدیریت در زمینه های انرژی، امور مالی و تولیدی است که از مشتری های مطرح آن می توان به کوکاکولا و موتورولا نام برد. دنی اِسپنس در عمارت مجللی که به آن ملک DanMar گفته می شود و نشان دهنده اول نام وی و همسرش ماریان است اقامت دارد. وی اخیرا این مکان را با قیمتی برابر با 19 میلیون دلار برای فروش گذاشته است. این عمارت در زمینی به مساحت بیش از 4 هکتار واقع شده و گاراژی با گنجایش 6 خودرو، استخر و سینمای خانگی بخشی از ویژگی بی شمار آن را تشکیل می دهد.




لئو آپوتکر، اچ پی


مکان: آتِرتون، کالیفرنیا - قیمت: 7 میلیون دلار

مساحت: 6 هزار و 280 فوت مربع

دارای 6 اتاق خواب و 7 حمام

لئو آپوتکر در سپتامبر 2010 به عنوان مدیر عامل شرکت اچ پی برگزیده شد. این شرکت بودجه ای 4.6 میلیون دلاری را برای نقل مکان وی از آلمان به کالیفرنیای آمریکا پیشنهاد کرده و او این پول را برای خرید عمارتی 7 میلیون دلاری در آترتون مورد استفاده قرار داد. طی سال گذشته یک صد منزل مسکونی در این منطقه با میانگین قیمت 3 میلیون دلار به فروش رسیده که از این نظر عمارت آپوتکر در میان گران قیمت ترین املاک مسکونی آترتون قرار می گیرد. استخر، اتاق سرگرمی و بازی، کتابخانه و تعداد زیادی اتاق های مختلف بخشی از امکانات این عمارت مسکونی را تشکیل می دهد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/05/16ساعت 17:2  توسط مهرانا  | 

تفاوت مغز مردان و زنان


تفاوت مغز مردان و زنان
 
 
سالیان سال تصور می‌شد که تفاوت مغزی زنان و مردان در اثر هورمون‌های جنسی تستوسترون (مردانه) و استروژن (زنانه) است. ولی اکنون دریافته‌اند که بین چهار لوب مغز زنان و مردان از نظر عملکرد، تولید مواد شیمیایی و اندازه، تفاوت هایی وجود دارد. 
 
مغز انسان
 
وظایف نیمکره راست و چپ مغز
نیمکره راست مسئول تفکرات خیالی و تصورات و هنر است که در خلق ، استنباء احساس و شوخ طبعی نقش دارد.
نیمکره چپ مغز مسئول فعالیت‌های منطقی و ظریف و موشکافانه است. خواندن، نوشتن، تجزیه و تحلیل و دانش و مهارت و مدیریت علوم برعهده این بخش از مغز می‌باشد.
ارتباط قوی بین این دو نیمکره دارای مزیت است. برای مثال نیمکره چپ مغز با پردازش‌های نیمکره راست ، بیان بهتری از احساس را ارائه خواهد داد.
ایستموس (isthmus) یا تنگراه، باریکه‌ای از بافت است که نیمکره چپ مغز را به نیمکره راست وصل می‌کند.
 
مزیت‌های مغز زنان بر مردان
ارتباط عاطفی: ایستموس، در زنان ضخیم‌تر از مردان است و همین ارتباط قوی‌تر بین دو نیمکره مغز می‌تواند دلیل موفقیت زنان در برقراری ارتباط عاطفی از طریق زبان باشد.
 
مهارت گفتاری: کورتکس (قشر مخ) زنان 15 تا 20 بزرگ‌تر از قشر مخ مردان است. این بخش از مغز، مسئول عملکردهای اولیه‌ای مثل سخنرانی، حرکت و استنباط و احساس است. به طور کلی، زنان دارای دانسیته عصبی بیشتری در ناحیه قدامی مغز می‌باشند که این دربرگیرنده اعمالی چون برنامه‌ریزی، قضاوت و زبان می‌شود.
 
احساس درد: زنان نسبت به درد واکنش‌های عمیق‌تر و شدیدتری از خود بروز می‌دهند. بنابراین درد بیشتری در مقایسه با مردان احساس می‌کنند.
 
حافظه: زنان به طور متوسط 7/5 امتیاز در حافظه بالاتر هستند. زنان دارای دید محیطی بهتری می‌باشند که بـه آن‌ها کمک می‌کند اتفاقات پیرامون مـنـزل خـود را زیـر نـظـر گـرفـتـه و خـطـر در حـال نـزدیـک شدن به خانه را شنـاسایی کنند. مـغـز زنـان قـادر اسـت دامـنـه اطـلاعات وسیع‌تری را رمزگشایی کند. زنان با ارزش‌ترین اطلاعات را برگزیده و آن را به نسل بـعد انتقال می‌دهند.
 
تکمیل وظایف: زنان دارای گوش تیزتری می‌باشند و هنـگام صحبت کردن از واژه‌های بیشتری استفاده می‌کنند و در تکمـیل و اتـمام وظـایف به طور مستقل، بهتر از مردان می‌باشند.
 
مرور اطلاعات: زنـان تمایل دارند تا اطلاعات را بارها و بارها در مغزشان مرور کنند.
 
عدم تقسیم کار بین دو نیمکره: هر دو نیمکره راست و چپ مغز زن‌ها با هم روی مشکلات کار می کنند و تقسیم کار بین آن‌ها صورت نگرفته است.
 
کپی برداری مسئولیت‌ها: اگر یکی از نیمکره‌های مغز زنی آسیب ببیند، نیمکره دیگر قادر به کپی کردن تمامی قابلیت‌های نیمکره تخریب شده است و می‌تواند مسئولیت تمامی کارهای زندگی او را به عهده بگیرد.
 
تمرکز: زنان موضعی می‌اندیشند و بر روی جزئیات و نکات ظریف تمرکز می‌کنند.
 
پیروی از دیگران: زنـان تـمـایل دارند از عقاید پیشنهادی دیگران پیروی کنند. ارزیابی آنان از خودشان در سطح پایین‌تری از مردان می‌باشد.
 
رضایتمندی در زندگی: زنان برای خانواده و فرزندان ارزش قائل می‌باشند.
 
تحمل درد: زنان درد و کار یکنواخت را بهتر از مردان تحمل می‌کنند.
زنان بـیشتر بـه سـلامتـی خود اهمیت می‌دهند. لذا مردان دو برابر زنان بیمار می‌شوند
خواهان شنونده: وقتی زنان مشکلاتشان را بـا مـردان در میان می‌گذارند، دنبال راه حل نمی‌گردند، بلکه آن‌ها نیاز دارند تا فردی به حرف‌هایشان گوش دهد.
 
مزیت‌های مغز مردان بر زنان
اندازه مغز: مغز مردان از نظر فیزیکی بزرگ‌تر است، زیرا اندازه مغز با اندازه بدن مرتبط است. میزان سلول‌های مغز مردان 4 درصد بیشتر از زن‌هاست و مغز آنان 100 گرم سنگین‌تر است.
 
علوم و دانش: بخش سفید مغز مسئول ارتباطات درونی مغز است. این بخش ، همه آنچه را که مغز فرا گرفته است، سازماندهی می‌کند. هر چه ارتباطات بخش سفید مغز بیشتر باشد، فرد باهوش تر است و توانایی سازماندهی، توجه به جزئیات، ارتباطات فضایی و حل مشکلات در او بیشتر خواهد بود. ماده خاکستری مربوط به هوش عمومی در مردان بیش از 6 برابر زنان است.
 
ذخیره اطلاعات: مردان قادر می‌باشند تا اطلاعات را طبقه بندی کرده و در مغزشان ذخیره کنند. مـردان قـادر هستـند تــا مسیر حرکت خود را به خاطر بسپارند.
 
عدم تغییر وضعیت: مغز یک مرد در مقایسه با مغز یک زن، مدت زمان بیشتری احتیاج دارد تا تغییر وضعیت بدهد. هنگامی که خانمی با همسرش مشغول گفتگو درباره مسائل مادی و اقتصادی است و ناگهان بخواهد از احساساتش صحبت کند، می‌بینند که همسرش حوصله این کار را ندارد؛ زیرا به همان سرعت نمی‌تواند از وضعیتی به وضعیت دیگر تغییر جهت دهد.
 
تفکر کامل: مردان موقعیت‌ها و اوضاع را به طور کلی درک می‌کنند و تفکر کلی و جـامع دارند.
 
ریسک پذیر: مردان سازنده و خلاق می‌باشند. آن‌ها ریسک پذیـر بـوده و به دنبال تجربه‌های جدید می‌باشند.
 
اعتماد به نفس: مردان در تفکرات و اعمالشان استقلال دارند و بیشتر از عملکرد خودشان رضایت دارند.
 
رضایتمندی در زندگی: مردان برای شغل مناسب و موفقیت در کارها ارزش قائل اند.
 
پنهان کردن احساسات: مردان و زنان دارای حس حسادت یکسان هستند، اما مردان بهتر می‌توانند این حس را پنهان سازند.

برگرفته از بخش سلامت تبیان
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/05/16ساعت 9:57  توسط مهرانا  | 

اگر کسی عاشق شما بود اما شما عاشق او نبودید !؟

اگر کسی عاشق شما بود اما شما عاشق او نبودید !؟
  اگر كسي عاشق شما بود اما شما عاشق او نبوديد !؟
از آنجا که واکنش‌های معشوق بر فرد عاشق تأثیر به سزایی دارد لذا بررسی این واکنش‌ها از نظر تأثیری که بر دیگری داریم، کاملاً با ارزش است…
 
 
یکی از چالش‌های بزرگ عاطفی زمانی است که مورد توجه و محبت و عشق کسی باشیم که هیچ حس خاصی نسبت به او نداریم. معمولاً افراد وقتی در چنین شرایطی قرار می‌گیرند واکنش‌های متفاوتی از خود بروز می‌دهند. از آنجا که واکنش‌های معشوق بر فرد عاشق تأثیر به سزایی دارد لذا بررسی این واکنش‌ها از نظر تأثیری که بر دیگری داریم، کاملاً با ارزش است.
برخی از افراد در مقابل موج محبت و عشق دیگری، عقب‌نشینی می‌کنند و دچار ترس می‌شوند. محبت دیگری و صمیمیت دیگری، آنها را می‌ترساند و فراری می‌دهد. عشق، آنها را می‌ترساند. عشق برای این افراد ترسناک و مخوف ظاهر می‌شود. این افراد معمولاً وقتی متوجه عشق دیگری می‌شوند از او دوری می‌کنند، اجتناب می‌کنند و به صورت غیرکلامی به او پیام می‌دهند که «نزدیک نشو من تو را دوست ندارم». عشق آنها را به یاد خطر می‌اندازد، خطری که باید از آن اجتناب کرد و از آن دور شد. عشق و صمیمیت آنها را به یاد سوء استفاده، رهاشدگی، بی‌اعتمادی، آسیب و… می‌اندازد برای همین از آن می‌گریزند و از آن دوری می‌کنند. بسیاری از ما در کودکی کسی را دوست داشته‌ایم که بعدها به ما آسیب زده است؛ کسی را دوست داشته‌ایم که از ما سوء استفاده کرده است و… همه این خاطرات در ترس از صمیمت تأثیر به سزایی دارند. یکی از راه حل‌های اصلی برای رفع این ترس‌ها، روان درمانی است. نزدیک شدن به ترس‌های کودکی توسط درمانگر، راه را برای کاهش این گونه از ترس‌ها باز می‌کند.
برخی دیگر در مقابل محبت و عشق دیگری فرار نمی‌کنند و نمی‌ترسند بلکه با پذیرش برخورد می‌کنند، آنها از اینکه معشوق واقع شده‌اند و مورد عشق دیگری هستند بدون آن که به او احساس خاصی داشته باشند، شادمان می‌شوند، گویا نیاز آنها به دوست داشته شدن ارضا می‌شود. این افراد معمولاً وقتی متوجه عشق دیگری می‌شوند اجازه می‌دهند که او نزدیک شود تا بیشتر و بیشتر عشق او را ببینند و به خودشان و دیگران ثابت کنند که دوست داشتنی هستند. پیام غیرکلامی آنها این است: «نزدیک شو و مرا دوست بدار اما از من نخواه که با تو ازدواج کنم». در برابر این پیام، فرد عاشق پیام «نزدیک شو و مرا دوست بدار» را حمل بر تمایل فرد به ازدواج و رابطه‌ی صمیمانه می‌کند. به همین دلیل پس از مدتی پای پیش می‌گذارد و بحث ازدواج را پیش می‌کشد و امید کامل دارد که هیچ مشکلی نخواهد بود اما دربرابر خواستگاری صریح عاشق، قسمت دوم پیام معشوق تازه به گوش می‌رسد که بنا نشد که سراغ این صحبت‌ها بروی. تو فقط مرا دوست داری و این هم مشکلی نیست اما من با تو ازدواج نمی‌کنم، اینجاست که فرد عاشق گیج می‌شود و نمی‌تواند این دو پیام را از هم تفکیک کند پیام «نزدیک شو» برای عاشق به این معناست که من هم تو را دوست دارم و پیام این که «از من نخواه که با تو ازدواج کنم» کاملاً در تناقض با پیام «نزدیک شو» می‌باشد. معمولاً افراد در این زمان احساس می‌کنند که بازیچه قرار گرفته‌اند و مورد سوء استفاده واقع شده‌اند. برخی از افراد پیام «از من نخواه که با تو ازدواج کنم» را حمل بر شرایط روحی و شرایط فعلی فرد می‌دانند و با خود می‌گویند، اگر صبر کنم ز قوره حلوا سازم. آنها بر این اعتقادند که او فعلاً این نظر را دارد اما بعداً نظرش تغییر خواهد کرد چرا که مرا دوست دارد. شاهد این مدعا هم پیام‌های غیرکلامی «نزدیک شو» است. پس از این معمولاً یک رابطه‌ی دوستانه‌ی طولانی مدت برقرار می‌شود که یکی به فکر ازدواج است و دیگری به ازدواج فکر نمی‌کند و اگر با درخواست ازدواج هم رو به رو شود با صراحت و اطمینان می‌گوید که «من گفته بودم که با تو ازدواج نخواهم کرد». روابط دوستانه‌ی طولانی مدت و بی‌سرانجام تاحدودی حاصل یک چنین ارتباطی است.
برخی دیگر در برابر ابراز غیرکلامی عواطف عاشقانه،‌بی‌تفاوت نشان می‌دهند، خود را به نادیدن می‌زنند، گویا که هیچ اتفاقی نیفتاده است. این افراد نمی‌خواهند خود را درگیر چنین فضاهایی بکنند. چنین افرادی واکنش‌های غیرکلامی را نادیده می‌گیرند، ابرازهای غیرکلامی را انکار می‌کنند و بی‌تفاوت از کنار آن می‌گذرند. چنین افرادی معمولاً در پس این بی‌تفاوتی رابطه را تنظیم می‌کنند. در صورتی که فرد عاشق بخواهد نزدیک شود به او پیام‌های «دور باش!» می‌دهند و هرگاه که دور می‌شود به او پیام می‌دهند که: « حالا ناراحت نشو می‌توانی کمی به من نزدیک شوی! پسر (دختر) خوب!» این افراد معمولاً عاشق را سر در گم می‌کنند. عاشق وقتی به آنها نزدیک می‌شود پیام «دور باش» دریافت می‌کند و زمانی که دور می‌شود پیام « می‌توانی کمی نزدیک شوی» دریافت می‌کند. عاشق در مقابل چنین فردی با تردید بسیار مواجه می‌شود، نمی‌داند که پیام صریح فرد چیست؟! وقتی می‌خواهد برود به یاد پیام‌های «نزدیک شو» می‌افتد و زمانی که می‌خواهد نزدیک شود و خواستگاری کند، به یاد پیام‌های «دور باش» می‌افتد. بهترین راه حل برای مواجهه با چنین افرادی بیان کلامی عواطف و درخواست پاسخ صریح از آنهاست.
به هر حال ما جزو هرکدام از دسته‌های سه گانة بالا هم که باشیم، سؤال اساسی این است که اگر کسی عاشق من بود اما من عاشق او نبودم با او چگونه برخورد کنم؟! آیا از او فرار کنم؟ یا اینکه او را بپذیرم اما با او ازدواج نکنم؟ و یا اینکه بی‌تفاوت نشان دهم، بدون طرد کامل و بدون پذیرش کامل؟!
اگر براساس تئوری روابط اصلی بخواهیم عشق را توضیح دهیم، وقتی یک نفر عاشق ماست، ما برای او یادآور تصویر یکی از افراد اصلی زندگی او هستیم و او به این دلیل به ما عشق می‌ورزد که «کودک درون» او در آن ارتباط به نحوی ناکام شده است و اکنون می‌خواهد که مشابه آن رابطه را با ما که یادآور آن فرد اصلی هستیم، شروع کند تا شاید این بار مشکلات و مسایل قبلی تکرار نشود. اگر یک کودک در یک بازی ببازد رفتار طبیعی او چیست؟ معمولاً کودکان اصرار می‌کنند که یکبار دیگر بازی کنند تا شاید این بار برنده شوند اما اگر یکبار دیگر با آنها بازی کنید و باز ببازند چه می‌کنند؟! معمولاً دوباره اصرار می‌کنند که «فقط یکبار دیگر!» و سعی می‌کنند که دوباره بازی کنند و اگر دوباره ببازند معمولاً بازهم با التماس می‌خواهند که یکبار دیگر بازی کنند. این دور، ادامه دارد تا زمانی که برنده شوند، آنگاه آرام می‌گیرند و بازی تمام است. همین مسأله برای کودکانی اتفاق می‌افتد که در رابطه با پدر، مادر، برادر و خواهر احساس باخت کرده‌اند، احساس کرده‌اند که در این رابطه چیزی کم بود و به همین خاطر کودک درون سعی می‌کند دوباره بازی کند تا شاید این بار آن کمبود نباشد و اگر بازهم کم باشد دوباره بازی را تکرار می‌کند و دوباره و دوباره تا وقتی که احساس کند آن رابطه به تعادل رسیده است و دیگر مسأله‌ای نیست و مسأله حل شده است. اینک کودک درون احساس می‌کند که بالاخره برنده شد و بازی تمام می‌شود.
وقتی کسی عاشق ماست با عشق خود به ما این پیام را می‌دهد که «من تو را سالهاست که می‌شناسم تو یادآور یکی از افراد اصلی در کودکی من هستی امیدوارم در رابطه با تو که یادآور او هستی، مشکلات قبلی تکرار نشود و من به تعادل روانی برسم». و زمانی که شما هیچ حس خاصی نسبت به او که عاشق شماست ندارید به او این پیام را می‌دهید که «من تو را نمی‌شناسم، تو یادآور هیچ یک از افراد اصلی در کودکی من نیستی، من نیازی به تو ندارم پس لطفاً تعادل روانی مرا برهم نزن» وقتی کسی را که عاشق ماست طرد می‌کنیم، یعنی از همان اول به او گفته‌ایم که «تو درست فکر کردی من همانند آن فرد هستم، طرد کننده، پس تلاش کن تا بازی را ببری!» و او هم تلاش خواهد کرد و بازی ادامه خواهد یافت.
اما اگر او را به طور کامل بپذیریم یعنی به او این پیام را داده‌ایم که «چه فرد بدی بوده است اما من مثل او نخواهم بود، تو خواهی دید که من چقدر با او متفاوتم و چقدر از او بهترم پس بیا و پذیرش مرا دریاب و آن را احساس کن و آرام گیر» اما وقتی به او احساس خاصی نداریم طبیعتاً در برابر او نمی‌توانیم عواطف راستینی را از خود بروز دهیم بنابراین دروغین بودن پذیرش ما آشکار خواهد شد و آن فرد این بار با زخم‌هایی جدید بر پیکره زخم‌های کهنه قدیمی بازی را خواهد باخت، حتی اگر هم با او ازدواج کرده باشیم.
اما اگر طرد نکنیم و به دروغ هم نپذیریم و تلاش کنیم که توضیح دهیم به نظر می‌رسد بازی چندان ادامه نخواهد یافت و در آخر نیز احساس باخت نخواهد بود. همانند زمانی که کودکی اصرار به بازی دارد اما شما برای او توضیح می‌دهید که نمی‌توانید بازی کنید و بازی هم نمی‌کنید. درست است که او ناکام می‌شود اما ناکامی او از این خواهد بود که چرا بازی شروع نشد و او به دنبال یک نفر دیگر خواهد رفت که با او بازی کند. «بازی نکردن» بهتر از این است که به دروغ بازی کنید اما بازی نکردن هم آدابی دارد شما ممکن است بازی نکنید اما بدون توهین، بدون طرد و بدون اینکه احساس بدی ایجاد کنید. اما ممکن است بازی نکنید اما بازی نکردن شما به گونه‌ای باشد که فرد، احساس توهین کند، احساس طرد کند و با احساس بد از شما جدا شود. انسان‌ها را محترم بداریم چه وارد زندگی ما بشوند و چه نشوند. آنها را به گونه‌ای پس نزنیم که احساس بی‌احترامی، حقارت و خواری در آنها ایجاد کنیم. که البته اگر کسی چنین کند توهین و تحقیر و طرد او بدون دلیل روانی در خود او نخواهد بود. زمانی که دیگری را طرد می‌کنیم این پیام را می‌دهیم که «از من دور شوید ای همه‌ی آنهایی که ارزش مرا ندانستید و سال‌ها پیش مرا از خود دور کردید».
انسان‌ها را محترم بداریم چه وارد زندگی ما بشوند و چه نشوند. رابطه با دیگران همیشه راهی است برای خودشناسی، در رابطه با انسانهاست که می‌توانیم در آیینه‌ی دیگران، خودمان را و زندگی خودمان را ببینیم. وقتی از کسی بدم می‌آید می‌توانم در آیینه‌ی او به جستجوی آن باشم که چه چیزی در او هست که از آن بَدَم می‌آید و آنچه از آن بدم می‌آید مثلاً کجا مرا آزار داده است؟ این ویژگی در چه کسی بوده است که من از آن بدم می‌آید؟! در گذشته این ویژگی را و یا مشابه این فرد را من کجا دیده‌ام و در گذشته چه بر من رفته است که از این ویژگی متنفر شده‌ام؟ رابطه همیشه بابی است برای آشنایی بیشتر با روابط اصلی که در کودکی شکل گرفته است و مبنا و پایه‌ی سایر ارتباطها و روابط انسانی است. اگر من از یک فرد مستبد و خودرأی بدم می‌آید درست است که استبداد و خودرأیی بد است اما در کجای زندگی من، استبداد و خودرأیی بوده است؟ چه کسی در گذشته‌ی من مستبد و خودرأی بوده است؟! اگر پدرم مستبد و خودرأی بوده است کجا و چرا از او بدم آمده است؟ از کدام رفتار او متنفرم و… همان گونه که به عشق و عواطف مثبت خود توجه می‌کنید به طرد و نفرت خود نیز توجه کنید و سعی کنید ریشه‌های آن را درک کنید که این نفرت و این طرد از یادآوری و تداعی کدامین طرد و نفرت در گذشته‌ی من می‌آید. طرد و نفرت را وسیله‌ای کنید برای شناختن خود و خودشناسی. اما به اختصار اگر کسی عاشق شما بود و شما عاشق او نبودید سعی کنید مطابق جدول زیر عمل کنید تا هم به دیگری آسیب کمتری برسد و هم به شما.
انجام بدهید
انجام ندهید
۱ ـ او را درک کنید.
۱ ـ با او ازدواج نکنید.
۲ ـ محترمانه برخورد کنید.
۲ ـ با او رابطه جنسی برقرار نکنید.
۳ ـ دوستانه رفتار کنید.
۳ ـ او را طرد نکنید.
۴ ـ علت رد درخواست او را برایش توضیح دهید.
۴ ـ به او توهین نکنید.
۵ ـ روشن و آشکار صحبت کنید و از بیان کلمات دو پهلو خودداری کنید.
۵ ـ از عواطف او سوء استفاده نکنید.
۶ ـ به او اجازه دهید که با شما صحبت کند اما این اجازه نباید به گونه‌ای باشد که فرد تصور کند می‌تواند نظر شما را تغییر دهد.
۶ ـ راز او را به دیگران نگویید.
۷ ـ سعی کنید خود را بشناسید.
۷ ـ او را آزار ندهید.
۸ ـ این رابطه را از سایر روابط کاری و… جدا کنید.
۸ ـ با رفتار غیرکلامی به او پیام‌های متناقض ندهید.
۹ ـ به رفتارهای غیرکلامی طرد کننده‌ی خود توجه کنید.
۹ ـ اجازه ندهید که او شما را آزار دهد.
۱۰ ـ در صورتی که پیام‌های شما را به طور متناقض درک کرد (پذیرش ـ طرد) برای او توضیح دهید که پذیرش شما به چه معناست و طرد شما به چه معناست.
اما در صورتی که عاشق یک فرد آزار دهنده بود و با رفتارها و عواطف خود شما را آزار می‌داد و وارد حریم خصوصی شما می‌شد، باید این بار مراقب «خود» باشید و از خودتان مراقبت کنید. در این صورت مطابق موارد زیر عمل کنید.
۱ ـ به او بگویید که رفتار او برای شما آزار دهنده است.
۲ ـ از او فاصله بگیرید.
۳ ـ از قدرت عاطفی خودتان برای ارجاع او به روان درمانگر یا مشاور استفاده کنید.
۴ ـ با قاطعیت به او بگویید که از شما فاصله بگیرد.
۵ ـ در صورتی که به رفتارهای خود ادامه داد از راه‌های قانونی برای رفع مزاحمت او استفاده کنید.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/05/16ساعت 9:50  توسط مهرانا  | 

شگفت‌انگیز ترین شهر های دنیا + عکس

 

مجله بین المللی ::National Geographic:: مشهورترین و از فعالترین نشریه های دنیاست که از 125 سال پیش تاکنون مطالبی درباره مسائل مرتبط با جغرافیا و علوم طبیعی جهان منشر کرده است. این مجله به تازگی فهرستی از 12 شهر باستانی و شگفت انگیز جهان منتشر کرده که شهر پرسپولیس یا تخت جمشید به عنوان یک از شهرهای حیرت انگیز دنیای باستان انتخاب شده است.

به گزارش دادنا، یکی از نکات قابل توجه این نشریه استفاده از دانشمندان علم جغرافیا برای تهیه گزارش ها و استفاده از عکاس های حرفه ای آرشیوی ویژه خود است. با هم مروری بر شهرهای شگفت انگیز دنیای باستان می اندازیم:

 


1- تخت جمشید - ایران

 www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 

شهر باستانی تخت جمشید یکی از چهار پایتخت امپراطوری سرزمینی بود که بعدها به نام ::ایران:: نامیده شد. کار ساخت آن از حوالی سال های 520 قبل از میلاد آغاز و به نمادی از ثروت و جلال و بزرگی امپراطوری ایران باستان تبدیل شد. معماری فوق العاده این شهر باستانی زبانزد مورخین دنیاست و در ساخت آن از نقره و طلا نیز استفاده شده بود و در گوشه و کنار تخت جمشید حجاری های پیکره های انسانی به چشم می خورد. ساخت تخت جمشید در دوران شکوفایی امپراطوری هخامنشی و به فرمان داریوش بزرگ آغاز شد. این امپراطوری از 550 تا 330 پیش از میلاد حکمروایی کرد تا اینکه با حمله اسکندر مقدونی از هم فرو پاشید و تخت جمشید در آتش سوخت.
 

www.iranvij.ir| گروه اینترنتی ایران ویج www.iranvij.ir| گروه اینترنتی ایران ویج

 

2- پترا - اردن

 www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 

با دقت به عکس و مقایسه فردی که در دهانه معبد پترا ایستاده می توان به عظمت و وسعت این شهر باستانی پی برد. این شهر سالیان شال زیر شن های صحرا مدفون شده بود. تاریخ ساخت آن به قرن دوم میلادی و به دست مردمان ::انباط:: ساخته شده است. این مکان امروزه یکی از اماکن گردشگری اردن است.
 

www.iranvij.ir| گروه اینترنتی ایران ویج www.iranvij.ir| گروه اینترنتی ایران ویج

3- ماچو پیچو - پرو

 www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 

از زمان کشف شهر ::ماچو پیچو:: یکصد سال می گذرد اما تاکنون باستان شناسان نتواسته اند کشف کنند که کاربرد این شهر باستانی متعلق به سلسله ::اینکاه:: چه بوده است. اینکاها دارای سیستم خاصی از نگارش بوده اند اما هیچ متنی از آنها به جای نمانده است. این شهر در ارتفاع دو هزار و 500 متری از سطح دریا ساخته شده و اغلب اوقات از آن به‌ عنوان «شهر گمشده اینکاها» یاد می‌شود. ماچو پیچو احتمالا شناخته شده‌ترین نماد امپراتوری اینکاها است. این شهر در حدود سال ۱۴۵۰ میلادی ساخته‌ شده و صدها سال پیش در زمان فتح اینکاها توسط اسپانیایی‌ها متروک شده‌ است.
 


www.iranvij.ir| گروه اینترنتی ایران ویج www.iranvij.ir| گروه اینترنتی ایران ویج
4- پلانگ - مکزیک

 www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 

در جنوب شرقی مکزیک و گواتمالا ::مایاه:: شروع به ساختن شهری بزرگ از سه هزار سال پیش در دل جنگل های استوایی کردند. حاکمان آنها در این نواحی عبادتگاه های هرمی شکل، قصرها، بازار و میدان های تجارتی زیبایی ساختند. آموزش هنر و تجارت رونق پیدا کرد و نویسندگان با استفاده از عکس‌ها و نقش‌های سمبلیک، یک سیستم نوشتاری ایجاد کردند. ریاضیدانان و ستاره شناسان مایا بسیار متخصص بودند. مشهور است در معابد مایاها انسان ها را برای خدای خورشید قربانی می کردند.
 

 

www.iranvij.ir| گروه اینترنتی ایران ویج www.iranvij.ir| گروه اینترنتی ایران ویج

5- تروآ - ترکیه

 www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 

درباره هیچ شهری در تاریخ همچون تروا این همه افسانه و داستانهای رازآلود وجود ندارد. هومر، این شهر را در شمال غربی ترکیه کنونی ذکر کرده و کشفیات باستان شناسی در سال 1871 از وجود شهری باستانی در این منطقه پرده برداشت. تروآ مهاجرنشینی یونانی بود که در محل آناتولی واقع بود. در آن سال ::هانریش شلیمان:: باستان شناس آلمانی شروع به کشفیاتی در منطقه کرد. این شهر حدوداً پنج هزار سال پیش ساخته شده ولی برخی از باستان شناسان شک دارند که کشفیات شلیمان همان شهر باستانی تروآ باشد.
 


www.iranvij.ir| گروه اینترنتی ایران ویج www.iranvij.ir| گروه اینترنتی ایران ویج
6- موهنجو دارو - پاکستان

 www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 

شهر باستانی ::مونجو دارو:: مربوط به تمدن ایندوهای باستان است که به کلی تا سال 1921 میلادی ناشناخته باقی مانده بود، اما تحقیقات باستان شناسی در منطقه باعث کشف این شهر و شهر باستانی ::هاراپ:: شد. این شهر حدود چهار و 500 سال پیش ساخته شد و در آن زمان منطقه ای بسیار حاصل خیر و پر آب بود. با این وجود به علت شرایط ناامن سیاسی در پاکستان هنوز امکان ادامه کشفیات و تحقیقات باستان شناسی برای روشن شدن رموز شهر امکان پذیر نیست.
 


www.iranvij.ir| گروه اینترنتی ایران ویج www.iranvij.ir| گروه اینترنتی ایران ویج
7- پالمیرا - سوریه

 www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 

شهر باستانی ::پالمیر:: یا ::تادمور:: قدمتی حدوداً چهار هزار ساله دارد اما اهمیت آن به سالهای 300 قبل از میلاد بر می گردد که به عنوان قطب تجاری شناخته می شد و مرکزی بود برای انتقال کالاهای بازرگانی ایران باستان و شهرهای بین النهرین. این شهر موقعیت استراتژیک برای رومیان داشت که توانسته بودند در قرن اول میلادی شهر را تصرف کنند. اوج شکوفایی این شهر در زمان سلطنت ::زنوبی:: بود.

 


www.iranvij.ir| گروه اینترنتی ایران ویج www.iranvij.ir| گروه اینترنتی ایران ویج
8- تانیس - مصر

 www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 

شهر باستانی ::تانیس:: در زمان خود یکی از بزرگترین و ثروتمندترین شهرهای دنیای باستان بوده است. مرکز سلطنت ::توتانخامون:: پادشاه مصر و پایتخت سیاسی امپراطوری فراعنه محسوب می شده است. این شهر همچنان شهری استراتژیک و اقتصادی بود تا اینکه در قرن ششم میلادی سیلاب دریاچه ای نزدیک آن ساکنین آن را تهدید کرد. پس این شهر خالی از مردمان شد و ساکنانش شهر تنیس را در نزدیکی آن ساختند و در آن مستقر شدند.
 


 

www.iranvij.ir| گروه اینترنتی ایران ویج www.iranvij.ir| گروه اینترنتی ایران ویج
9- گریت اینکلوژر - زیمباوه

 www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 

ملکه باستانی سبا بلقیس در این شهر باستانی مستقر بوده و یکی از مهمترین کشفیات باستان شناسی در قاره آفریقا محسوب می شود. هنوز مشخص نیست دقیقاً چه زمانی و برای چه هدفی این شهر ساخته شده اما به نظر می رسد ::شون:: بنیانگذار امپراطوری ::بانتو:: در حوالی سالهای 1250 میلادی آن را ساخته باشد. معنای این شهر ::دیوار یا حصار بزرگ:: است. این شهر کاربرد آیینی داشته است و شهری مقدس شناخته می شد.
 


www.iranvij.ir| گروه اینترنتی ایران ویج www.iranvij.ir| گروه اینترنتی ایران ویج
 10- نمرود - عراق

 www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 

این شهر به عنوان پایتخت امپراطوری آشوریان در شمال عراق قرار داشت و نام آن با بی رحمی و قساوت عجین شده بود. آشوریان این شهر را در قرن 14 قبل از میلاد ساختند و برای هزاران سال یکی از شهرهای مهم خاورمیانه باستان شناخته می شد. اهمیت این شهر در سال 612 قبل از میلاد زمانی که دیگر شهر مهم آشوری ها به نام ::نینو:: بدست بابلیان افتاد بسیار کم شد.
 


www.iranvij.ir| گروه اینترنتی ایران ویج www.iranvij.ir| گروه اینترنتی ایران ویج


11- استون هنج - انگلیس
 www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 

قرن هاست که چرایی ساخت این شهر در جنوب انگلیس و کاربرد دقیق آن یکی از جوابهای بی پاسخ باستان شناسان باقی مانده است. سازندگان استون هنج، از سال ۳۱۰۰ پیش از میلاد، سنگهای این بنا را به شکل چند دایره تو در تو، در مکان فعلی آن کار گذاشتند. احتمالاً از این دایره‌های سنگی برای مشاهده حرکات خورشید، ماه و ستارگان که در آن زمان طی مراسم مذهبی مورد پرستش قرار می‌گرفتند، استفاده می‌شده‌ است. سنگهایی شبیه به آنچه که در این بنا به کار رفته، در مناطق دیگر مانند کارناک فرانسه و نیوگرنج ایرلند، یافت شده‌ است.
 


www.iranvij.ir| گروه اینترنتی ایران ویج www.iranvij.ir| گروه اینترنتی ایران ویج


12- میزاورد - آمریکا
 www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 

شهر باستانی میزاورد در ایالت کلرادوی آمریکا قرار دارد. این شهر یکی از معدود باقی مانده های ساکنین بومی سرخ پوست قاره آمریکاست. این شهر توسط مردم کشاورز ::پیئوبلوین:: در بین سال های 550 تا 1300 میلادی ساخته شده است.


منبع : دادنا
 

+ نوشته شده در  شنبه 1390/05/15ساعت 11:38  توسط مهرانا  | 

10 نقل قول ارزشمند در مورد کودکان



 لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب كنید



"در حالی که ما تلاش می کنیم همه چیز را درمورد زندگی به فرزندانمان یاد دهیم آنها به ما می آموزند که زندگی چیست."
Angela Schwindt
~
 

 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 "وقتی می بینید فرزندتان در اولین سال های عمر کار مهمی نمی کند نگران می شوید؟ آیا شاد بودن ، به هر طرف پریدن و تمام روز بازی کردن چیزی نیست؟او دیگر هرگز در عمرش چنین سرگرم نخواهد بود."
 
Jean-Jacques Rousseau
~

 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
"یک کودک ظرفی نیست که پر شود بلکه آتشی است که باید افروخته شود. "
 Rabelais
~
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
" یک کودک سوالاتی می پرسد که یک دانشمند پاسخی برای آن ندارد."
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
"کودکان در هیچ همه چیز را می یابند؛ مردان در همه چیز چیزی نمی یابند."
 Giacomo Leopardi
~
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
"در چشم های یک کودک عجایب هفت گانه وجود ندارد، هفت ملیون عجایب وجود دارد."
 Walt Streightiff~
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
" کودکان به عشق احتیاج دارند، خصوصاً وقتی سزاوار آن نیستند."
 
Harold Hulbert
 ~

 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
"ما چون بزرگ میشویم از بازی کردن دست نمی کشیم بلکه چون از بازی کردن دست می کشیم بزرگ می شویم."
 Anon
~
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
" فرزانگی دوباره ما را به کودکی باز می گرداند."
 Blaise Pascal
 ~

 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
" برای یک کودک حقیقی همه چیز اسباب بازی است."
 
John Cowper Powys
~
 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/05/13ساعت 10:43  توسط مهرانا  | 

رژيم غذایی سالم مانع ايجاد کبد چرب مي شود

رژيم غذایی سالم مانع ايجاد کبد چرب مي شود
تجمع بيش از حد چربي در کبد، گاه باعث اختلال در فعاليت طبيعي بافت کبد مي گردد که مي تواند سير پيشرونده پيدا کند و باعث نارسايي کبد و يا سيروز کبدي گردد.
به  به نقل از آريا ، يكي از بزرگترين و پيچيده ترين ارگان هاي بدن، كبد است. البته بزرگترين غده بدن نيز محسوب مي شود. در قسمت راست شكم و زير قفسه سينه، درست زير ديافراگم قرار دارد و مركز ثقل بدن است.
کبد چرب غير الکلي يک التهاب کبدي است که در اثر تجمع بيش از اندازه چربي در بافت کبد ايجاد مي شود.

در اين بيماري تجمع بيش از حد چربي در کبد، گاه باعث اختلال در فعاليت طبيعي بافت کبد مي گردد که مي تواند سير پيشرونده پيدا کند و باعث نارسايي کبد و يا سيروز کبدي گردد.

علت بيماري

اگرچه علت اصلي بيماري کبد چرب مشخص نيست، ولي به نظر مي رسد اين بيماري ارتباط نزديک با برخي بيماري هاي متابوليک دارد که از آن جمله: چاقي، افزايش کلسترول و تري گليسريد خون و ديابت را مي توان نام برد. در درمان کبد چرب، کنترل اين بيماري هاي زمينه اي بسيار موثر مي باشد.
گفته مي شود مصرف زياد انرژي باعث خواهد شد کبد نتواند سوخت و ساز طبيعي را انجام دهد و در نتيجه انرژي اضافي به صورت چربي در کبد ذخيره شود.
اين بيماري اغلب افراد را در سنين ميانسالي مبتلا مي کند. اکثر بيماران از افزايش وزن و چاقي به ويژه چاقي شکمي رنج مي برند. همچنين مي توانند دچار افزايش چربي هاي خون بوده و يا از مبتلايان به ديابت باشند.

از آنجا که در سال هاي اخير شيوع چاقي و بيماري هاي متابوليک در جوانان افزايش قابل توجهي يافته است، جواناني که با چاقي و بيماري کبد چرب به پزشک مراجعه مي نمايند، کم نيستند. البته بايد ذکر کرد بيماراني هستند که بدون داشتن هيچ کدام از عوامل خطر ذکر شده و بدون هيچ دليل شناخته شده اي، مبتلا به کبد چرب مي گردند.
افزايش چربي در بدن که معمولا با چاقي شکمي همراه است، به همراه افزايش چربي هاي خون و افزايش فشار خون، همه از علائم مجموعه اي از اختلالات تحت نام "سندرم متابوليک" هستند که اين سندرم دقيقا وابسته به مقاومت انسولين مي باشد.

عوامل تاثير گذار در اختلالات کبدی

- مقاومت به انسولين: بدين معنا که بدن نمي تواند قند را به طور طبيعي مورد استفاده قرار دهد. به طور طبيعي لوزالمعده پس از خوردن مواد قندي، با ترشح هورمون انسولين سعي مي نمايد که قند اضافي موجود در خون را به سلول هاي عضلاني و کبد وارد نمايد. در وضعيت مقاومت به انسولين، حساسيت گيرنده هاي سلولي انسولين کاهش مي يابد، در نتيجه بدن براي ثابت نگه داشتن سطح قند خون نياز به ترشح انسولين بيشتري خواهد داشت. در صورت ادامه ي اين روند، در نهايت ميزان قند خون افزايش يافته و فرد مبتلا به ديابت مي گردد.
- تغيير در روند توليد چربي در بافت کبد و نحوه عملکرد کبد در برابر چربي هايي که از روده به کبد منتقل مي شوند.
- عمل هاي جراحي که مسير معده ، يا روده و يا هر دو را کوچک مي نمايند، از قبيل عمل جراحي باي پس روده.
- استفاده طولاني مدت از لوله هاي روده اي براي تغذيه که معمولا پس از عمل جراحي استفاده مي شوند.
- استفاده از برخي داروها از قبيل: آميودارون (داروي قلبي)، کورتون، استروژن هاي صنعتي و بعضي از داروهاي کنترل سرطان.

علائم و شيوع بيماري

از آنجا که اين بيماري سير پيشرونده دارد مي تواند در مراحل اوليه بدون علامت باشد تا زماني که تاثيرات منفي بر عملکرد کبد ايجاد نمايد. در آن زمان علائمي از قبيل احساس ضعف، خستگي و کاهش وزن بروز مي کنند.
از آنجا که سير اين بيماري مزمن است، شايد سال ها طول بکشد تا منجر به ايجاد سيروز کبدي (جايگزيني سلول هاي کبدي با سلول هاي فيبروز) و در نهايت نارسايي کبد گردد.
در نقطه مقابل، در موارد نادري به دليل ناشناخته، سير بيماري متوقف و يا حتي به حالت طبيعي باز مي گردد، بدون آنکه درمان مشخصي انجام گرفته باشد.
بين 10 تا 30 درصد بزرگسالان در کشورهاي پيشرفته مبتلا به اين بيماري هستند که معمولا شامل افراد چاق در سنين ميانسالي است.
با توجه به شيوه زندگي اعم از نوع تغذيه و فعاليت بدني، شيوع اين بيماري در کشورهاي در حال توسعه به ويژه در جامعه شهري افزايش چشمگيري داشته است.
شيوع بيماري کبد چرب با افزايش سن، سير صعودي مي يابد. شيوع اين بيماري در آقايان دو برابر خانم ها مي باشد که با افزايش سن، ميزان شيوع در خانم ها به آقايان نزديک مي شود، به ويژه پس از يائسگي، شيوع بيماري کبد چرب در خانم ها سير فزاينده اي دارد.

تشخيص و درمان کبد چرب

علائم قابل توجهي در اين بيماري وجود ندارد و با مشاهده ي بالا بودن آنزيم هاي کبدي و نيز تصاوير سونوگرافي، سيتي اسکن و MRI تشخيص اين بيماري معين مي گردد.
از بيوپسي کبد براي تشخيص ميزان صدمه به بافت کبدي در بعضي از موارد استفاده مي گردد.

درمان

اگرچه درمان اختصاصي براي کبد چرب وجود ندارد، ولي شما با کنترل بيماري هاي زمينه اي از قبيل کاهش وزن، چربي هاي خون، ديابت و يا قطع نمودن داروهاي مسبب (قطعا با نظر پزشک معالج نه به طورخودسرانه) مي توانيد از پيشرفت اين بيماري جلوگيري نماييد و در خيلي از موارد سير معکوس را طي نماييد که منجر به درمان اين بيماري گردد.

نکاتي براي کنترل کبد چرب

* کم کردن وزن: از آنجا که اکثر بيماران مبتلا به کبد چرب غير الکلي چاق هستند، کاهش وزن در کنترل اين بيماري نقش مهمي دارد. براي کاهش وزن، انتخاب رژيم غذايي نيز بايد به درستي صورت پذيرد، زيرا کاهش وزن سريع با رژيم هاي برق آسا خود مي تواند سير بيماري را بدتر نمايد.
خيلي از بيماران چاق که به تازگي متوجه کبد چرب خود شده اند، به دليل ترس از عوارض اين بيماري، به رژيم هاي غذايي سخت روي مي آورند که اين بيماري را ريشه کن نمايند، ولي علاوه بر ابتلا به عوارض اين نوع رژيم ها، گاه سير کبد چرب را نيز بدتر مي نمايند.
لذا انتخاب منطقي رژيم غذايي کاهش وزن زير نظر متخصص تغذيه و با کاهش وزن نيم تا يک کيلوگرم در هفته توصيه مي گردد. اگر شما از افزايش وزن زيادي رنج مي بريد، جالب است بدانيد که با کاهش وزن مختصر در حدود 10 درصد از وزن اوليه نيز در خيلي از موارد سير بيماري را مي توانيد کنترل نماييد.

* انتخاب رژيم غذايي سالم : رژيم غذايي پر کربوهيدرات که حاوي ميزان قابل توجهي سبزي و ميوه و مواد غذايي پرفيبر باشد، معمولا بهترين انتخاب براي افراد مبتلا به کبد چرب است. کاهش چربي مصرفي، به ويژه چربي هاي اشباع شده و جايگزيني آنها با چربي هاي غير اشباع که در روغن زيتون و ماهي وجود دارند، توصيه مي گردد. استفاده از نان و غلات سبوس دار بايد جدي گرفته شود. در نهايت تعيين مقدار مورد نيازمواد مغذي اعم از پروتئين، چربي و کربوهيدرات بر اساس شرايط افراد بايد تنظيم گردد

* انجام ورزش و فعاليت بدني منظم: چاقي به ويژه چاقي شکمي نقش مهمي در افزايش خطر ابتلا به کبد چرب دارد. بر همين اساس، داشتن پياده روي منظم به ميزان حداقل 30 تا 60 دقيقه در روز توصيه مي شود. اگر شما وقت رفتن به باشگاه ورزشي را نداريد، پياده روي در مسير کار يا پارک را مي توانيد جايگزين نماييد.

* کنترل بيماري هاي زمينه اي متابوليک: کنترل ديابت و چربي هاي خون در بيماران مبتلا به کبد چرب ، نقش کمک کننده اي در بهبود اين بيماري دارد. همانطور که مي دانيد از اصول مهم کنترل بيماري هاي متابوليک، رعايت رژيم غذايي و ورزش منظم مي باشد.

* محافظت کبد از عوامل خطر: از عواملي که بر روي فعاليت طبيعي کبد اثر سوء دارند، بايد پرهيز نماييد. از مهم ترين اين عوامل، مصرف برخي از داروها مي باشد. لذا در هنگام مراجعه به پزشک، به او بگوييد که مبتلا به کبد چرب مي باشيد که در تجويز دارو به آن توجه نمايد.

پيشگيري

رژيم غذايي سالم: شما بايد رژيم غذايي سالمي را با مصرف بالاي ميوه، سبزي، غلات سبوس دار و چربي هاي مفيد براي خود انتخاب کنيد.
جلوگيري از افزايش وزن به ويژه چاقي شکمي: داشتن رژيم غذايي سالم به همراه فعاليت بدني، به حفظ وزن سالم کمک مي نمايد. در صورت چاق بودن، از همين امروز براي کاهش وزن خود اقدام نماييد.

غذاهاي مضر براي كبد

غذاهاي فريز شده، زودپز شده، ترشيجات، رب، سس، نمك زياد، چاي پر رنگ، ادويه جات تند، غذاهاي فست فوت ، شيريني جات پيتزا، غذاهاي تبليغي غير ارزشمند (پفك، چيپس، شكلات، بيسكوييت و...)، مصرف گوشت و تخم مرغ به ميزان زياد، انواع سرخ كردني ها مانند سير داغ، پياز داغ، غذاهاي چرب و نوشابه هاي گازدار.

غذاهاي مفيد براي كبد

آب، ميوه جات سالاد (كاهو، خيار، هويج، جوانه ها)، ليمو ترش تازه، سوپ جو هفته اي يك بار به همراه آلو بخارا، استفاده 2 تا 3 قاشق عسل به صورت شربت عسل، استفاده از ترشيجات طبيعي (زرشك، شاتوت و...)، انواع مركبات، توت فرنگي، هويج، روغن زيتون،عناب، بارهنگ و خاكشير.
هشدار: كساني كه كبد آنها مشكل دارد بايد تا چهل روز از خوردن غذاهاي سرخ كردني و فرآورده هاي حيواني پرهيز كنند. اگر كبد دچار اشكال شود، فرد دچار افسردگي، نگراني، اضطراب، خمودگي، بي حالي، چهره درهم كشيده، چهره رنگ و رو پريده، چهره تيره، ديدن كابوس و گوشه گيري مي شود.

نكات مهم درمورد كبد

از علائم اختلال در كاركرد كبد، يبوست و پف كردن زير چشم پس از بيدار شدن، ريزش مو و وجود لك در صورت است.

تبخال به علت كمبود ويتامين در بدن است كه با يك شوك عصبي، كبد دچار مشكل شده و فرد، تبخال مي زند .دم كرده پوست سيب براي تبخال بسيار مفيد است. اكثر بيماري هاي پوستي در ارتباط با كبد است. ناراحتي هاي پوستي معمولااز گرم مزاجي و يا از سرد مزاجي به وجود مي آيد. كساني كه ناراحتي كبدي و يا صفراي بالايي دارند معمولابر روي كتف آنها و يا پشت كتف شان جوش مي زند ولي كساني كه از سردي دچار ناراحتي پوستي مي شوند، پوست خشك شده، خارش زيادي داشته و ترك مي خورد و خون مي آيد. برخي از قارچ هاي پوستي نشانه ناراحتي كبدي است. براي رفع آن، پوست را بايد با روغن كنجد ماساژ داد و غذاهاي موافق مزاج خورد. ترك پاشنه پا اگر ناشي از راه رفتن بر روي سطوح خاكي يا مانند آن نباشد، نشانه اختلال در كبد است. اگر خورشت آلو، اسفناج، سيرابي، انار، پاچه گوسفند، زرشك و عناب استفاده شود مفيد است. غذاها را زياد سرخ نكنيد كه باعث فشار بر كبد و عصبي شدن شما مي شود.

اضطراب، ناراحتي، ترس و عصبانيت، آنزيم هاي كبد را بالابرده و شخص را بيمار مي كند، براي پايين آوردن آن، انار بهترين درمان است.
افراد لاغري كه مشكل كبدي دارند، اگر بخواهند مشكل شان بر طرف شود و البته چاق شوند، بايد غذا را خوب بجوند و با غذا ماست پر چرب و آب به ميزان زياد نخورند. شاتوت بهترين دارو براي انواع هپاتيت است. يك نوشيدني مفيد براي كساني كه كبد آنها مشكل دارد، تركيبي از آب ليمو شيرين، آب ليمو ترش، آب نارنج، آب پرتقال و آب سيب است.

اگر كساني نمي توانند ترشيجات بخورند، از يك ليوان آب سيب يا آب همراه يك عدد ليمو ترش تازه استفاده كنند.
بهترين داروهاي طبيعي براي اختلالات كبدي، هويج، روغن زيتون، ليمو ترش تازه و توت فرنگي است.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/05/11ساعت 10:49  توسط مهرانا  | 

10 باور غلط درمورد روابط عاشقانه

چون شما و طرف‌ مقابلتان از یکسری قانون و استاندارد خاص پیروی نمی‌کنید باعث شده است که تصور کنید رابطه‌تان رابطه خوبی نیست؟ در زیر به 10 مورد از غلط‌ترین باورها و تصورات غلط درمورد روابط اشاره می‌کنیم.
 
1. یک رابطه خوب مستلزم داشتن تفاهم کامل است.
- هیچوقت نمی‌توانید به همه چیز از دید طرفتان نگاه کنید زیرا شما دو نفر کاملاً متفاوت هستید. شما از نظر ژنتیکی، فیزیولوژیکی، روانشناختی و تاریخی با هم فرق دارید.
- نمی‌توانید با شبیه شدن در طرز فکرتان مشکلاتتان را حل کنید. زنان و مردان متفاوت ساخته شده‌اند. تلاش در کمرنگ کردن تفاوت‌هایتان مسئله‌ای کاملاً غیرطبیعی و حتی خطرناک است.
- بدانید وقتی با کسی هستید که زندگیتان را پربارتر می‌کند نه اینکه فقط آیینه‌ای از خودتان باشد، رابطه لذت‌بخش‌تر خواهد بود.
2. یک رابطه خوب مستلزم وجود یک عشق بزرگ است.
- بله، زندگی با طرف‌مقابلتان باید توام با عشق باشد اما خودتان را گول نزنید و انتظار عشق لیلی و مجنون نداشته باشید. واقعیت این است که در دنیای واقعی، عشق به آن شکل وجود ندارد.
- عاشق شدن فقط مرحله اول یک رابطه است. غیرممکن است که در همان مرحله بمانید. یک رابطه بالغ به سطحی بسیار عمیق‌تر و مطمئن‌تر منتقل خواهد شد.
- این اشتباه را مرتکب نشوید که فکر کنید وقتی آن شور و حرارت اولیه از بینب رود دیگر عاشق هم نیستید. پاسخ آن این نیست که یک رابطه دیگر را شروع کنید تا بتوانید دوباره آن حس را با فردی دیگر تجربه کنید. پاسخ این است که یاد بگیرید چطور از مراحل مختلف یک رابطه عبور کنید و به تجربه‌ای عمیق‌تر دست پیدا کنید.
3. یک رابطه خوب مستلزم قدرت حل مشکل عالی است.
- گول نخورید و به اشتباه تصور نکنید که اگر نتوانید مشکلات و اختلافات جدیتان را حل کنید، شما و طرف‌مقابلتان نمی‌توانید خوشبخت و شاد باشید. نود درصد از مشکلات یک رابطه قابل حل نیستند.
- چیزهای زیادی هست که شما و طرفتان سر آن با هم توافق نداشته باشید و همیشه هم همینطور خواهد ماند. چرا نباید یکبار و برای همیشه این مشکلات را حل کنید؟ چون برای اینکار چیزی که باید قربانی کنید ارزش‌ها و اعتقادات خودتان است.
- بااینکه موضوع واقعاً تمام نشده است، می‌توانید موافقت کنید که بدون توافق بر سر آن موضوع باقی بمانید.
4. یک رابطه خوب مستلزم علایق مشترک است که برای همیشه شما را به هم پیوند دهد.
- اگر علایق و فعالیت‌های مشابهی ندارید به این معنی نیست که رابطه‌تان مشکلی دارد.
- اگر شما یا طرف‌مقابلتان خودتان را مجبور می‌کنید که فعالیت‌های مشترکی با هم داشته باشید اما نتیحه آن فقط استرس، فشار و اختلاف است، اصلاً اینکار را نکنید.
5. یک رابطه خوب یک رابطه آرام است.
- چون فکر می‌کنید بحث کردن نشانه ضعف رابطه است، از آن نترسید. حتی سالم‌ترین زوج‌ها هم با هم بحث و جدل می‌کنند.
- بحث کردن اگر درست انجام شود می‌تواند به دو طریق به رابطه کمک کند: یکی اینکه فشار و استرس را خالی می‌کند و دوم اینکه با دانستن اینکه می‌توانید بدون ترس از جدایی و تحقیر شدن احساساتتان را ابراز کنید، حس آرامش و اطمینان بین شما ایجاد می‌کند.
- به جای نگران بودن درمورد اینکه چند بار با هم دعوا می کنید، نگران این باشید که چطور با هم دعوا می‌کنید. در زیر چند راهنمایی برایتان داریم:
o از به میان کشیدن موضوع پرهیز نکنید و حین مشاجره به شخصیت طرفتان بی‌احترامی نکنید.
o دنبال دعوا نباشید زیرا تحریک‌کننده است.
o از خاتمه‌دادن‌های احساسی به پایان مشاجراتتان نترسید.
6. یک رابطه خوب این امکان را به شما می‌دهد همه احساساتتان را خالی کنید.
- بیرون ریختن حرف‌ها از دلتان احساس خوبی به شما می‌دهد اما اگر اینکار را در زمان نامناسب انجام دهید ممکن است به قیمت از دست رفتن رابطه‌تان تمام شود. روابط بسیاری به خاطر اینکه طرف‌مقابل نتوانسته چیزی را که طی یکی از همین زمان‌ها عنوان کرده ببخشد، از بین رفته‌اند.
- قبل از اینکه چیزی به زبان بیاورید که بعدها از گفتن آن پشیمان شوید، زبان به دندان گرفته و کمی را صرف فکر کردن به آن کنید. حرف‌هایی که در این زمان‌ها زده می‌شود معمولاً حرف‌های واقعی ما نیستند و نباید به زبان بیایند—مخصوصاً اگر قابلیت مخرب بودن داشته باشند.
7. یک رابطه خوب هیچ ارتباطی با رابطه‌جنسی ندارد.
- این باور که رابطه‌جنسی مسئله مهمی نیست بسیار خطرناک است. رابطه‌جنسی راه بسیار خوبی برای تخلیه فشار زندگی روزمره است و به ما این امکان را می‌دهد سطحی از نزدیکی خوب را با هم تجربه کنیم.
- شاید رابطه‌جنسی همه چیز نباشد اما اگر به منبع خستگی و رخوت در رابطه تبدیل شود، بالاترین میزان تخریب رابطه را از آن خود خواهد کرد. اگر زندگی جنسی شما ارضاکننده نباشد، به مشکلی بسیار مهم تبدیل خواهد شد. از طرف دیگر، زوج‌هایی که روابط جنسی موفقی با هم دارند، آن را 10 درصد موفقیت رابطه خود معرفی کرده‌اند.
- با تصور اینکه رابطه‌جنسی رابطه‌ای صرفاً جسمی است فکرتان را محدود نکنید. نوازش، تماس، گرفتن دست ها و هر راه دیگری که بتواند آرامش و راحتی فکری و جمسی به طرفتان دهد می‌تواند جزئی از یک زندگی جنسی راضی‌کننده باشد.
8. یک رابطه خوب نمی‌تواند بعد از اشتباه یکی از دو طرف برجا بماند.
- هیچکس کامل نیست. تازمانیکه اشتباهات طرف‌مقابلتان سوءاستفاده‌گرایانه و مخرب نباشد، می‌توانید یاد بگیرید که با آنها زندگی کنید.
- به جای تمرکز کردن روی نقص‌های طرف‌مقابلتان، خصوصیاتی که شما را جذب خود کرد را به یاد داشته باشید.
- برای درک تفاوت بین یک اشتباه و یک مشکل جدی مراقب باشید. مشکلات جدی مخرب و سوءاستفاده‌گرایانه هستند.
9. برای عالی شدن یک رابطه یک راه درست و یک راه غلط وجود دارد.
- هیچکس نمی‌تواند از واقعیت فرار کند. هیچ راه درست خاصی برای اینکه یک همسر خوب باشید، مادر یا پدر خوب باشید یا هر مشکل در رابطه را برطرف کنید وجود ندارد.
- به جای استفاده از استانداردهایی که ممکن است در کتاب‌ها و مقالات مختلف خوانده باشید، کاری را بکنید که برای شما موثر است. اگر هر دو شما با اصول مخصوص خودتان راحت هستید و تا اینجا با آنها نتیجه گرفته‌اید پس همان‌ها را دنبال کنید.
- یادتان باشد که درمورد راه‌هایی که ابراز احساسات طرف‌مقابلتان را می‌پذیرید، سختگیر نباشید. هیچ راه درست خاصی برای عشق ورزیدن یک نفر به شما وجود ندارد. اینکه همسرتان عشق و محبت خود را به گونه‌ای متفاوت نشان می‌دهد باعث کم‌ارزش‌تر شدن این احساسات نیست.
10. اگر بتوانید طرفتان را درست کنید، رابطه‌تان عالی خواهد شد.
- به اشتباه تصور نکنید که اگر بتوانید همسرتان را عوض کنید، رابطه‌تان بهتر می شود.
- این تصور بچگانه که عاشق شدن یعنی پیدا کردن کسی که مسئول خوشبخت بودن شما باشد را کنار بگذارید. این شمایید که باید مسئولیت خوشبخت شدن خودتان را بپذیرید.
- اگر رابطه‌تان شاد نیست، مهمترین فردی که می‌توانید تغییر دهید خودتان هستید. زمانیکه بتوانید رفتارهای مخرب خودتان را تشخیص دهید می‌توانید تصمیم بگیرید که آنها را از بین برده و رابطه‌تان را شادتر کنید.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/05/11ساعت 10:29  توسط مهرانا  | 

تــصــــــاویر بیـــــنظیر از حیــــــوانات

تــصــــــاویر بیـــــنظیر از حیــــــوانات
 

 www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/05/10ساعت 12:36  توسط مهرانا  | 

20 نشانه خیانت همسر

20 نشانه خیانت همسر

همسرتان را از صمیم قلب دوست دارید. از ته دل به او اعتماد دارید اما نشانه‌هایی می‌بینید و یک صدا همیشه پشت ذهنتان است که نمی‌گذارد شک‌ از شما دور شود.
از اینکه به او شک می‌کنید از خودتان بدتان می‌آید اما نمی‌توانید با این احساس که مشکلی وجود دارد مقابله کنید.
هرچقدر هم که انکارش کنید، می‌دانید که همسرتان به شما خیانت می‌کند وقتی....
 
1. تماس‌های تلفنی‌اش آرام و پنهانی می‌شود طوریکه شما اصلاً نمی‌توانید صدایش را بشنوید و قبض تلفنش هم بیشتر از حد معمول می‌آید.
2. به محض اینکه شوهرتان به خانه می‌رسد وارد حمام می‌شود، حتی قبل از اینکه شما را در آغوش بگیرد و ببوسد.
3. زنتان بوی عطری را می‌دهد که می‌دانید عطر او نیست.
4. می‌شنوید که شوهرتان پشت تلفن می‌خندد درحالیکه می‌گوید رئیسش است که دم به دقیقه زنگ می‌زند.
5. سفرها و جلسات کاری بیش از حد معمول پیش می‌آید.
6. زنتان بی‌دلیل شاد به نظر می‌رسد و حتی وقتی ظرف‌ها را می‌شوید با خود آواز می‌خواند و بااینکه روز تولد و سالگرد ازدواجتان را فراموش کرده بودید، غُر نمی‌زند و ناراحت نیست.
7. زنتان دیگر توجه نمی‌کند که چرا همیشه کار می‌کنید و حتی یک روز تعطیل را هم به او اختصاص نمی‌دهید.
8. صورتحساب‌هایی را پیدا می‌کنید که متعلق به مکان‌های تفریحی است که شما را به آنجا نبرده است.
9. وقتی شوهرتان به اسم بنزین زدن یا پول گرفتن از دستگاه خودپرداز بیرون می‌رود، صف آنها گویی خیلی طولانی می‌شود چون دیر برمی‌گردد.
10. زنتان این روزها خیلی به هیکل و ظاهر هم می‌رسد و خیلی زیباتر از گذشته به نظر می‌رسد.
11. شوهرتان یکدفعه به یک سرگرمی خاص علاقه‌مند می‌شود و وقت و پول زیادی را هم خرج آن می‌کند.
12. چند وقت است که از هم دور شده‌اید و یک مکالمه معمول هم با هم ندارید و با هم وقت نمی‌گذرانید.
13. اینقدر از هم دور شده‌اید که دیگر نمی‌دانید همسرتان به کدام دوستانش رفت‌و‌آمد می‌کند.
14. زنتان بداخلاق‌تر از قبل شده است.
15. این روزها شوهرتان خیلی جذاب شده است و شدیداً به خود می‌رسد.
16. اجازه بدهید....یک خط تلفن جدید یا حساب بانکی جدید که از آن اطلاع نداشتید؟
17. یک لباس‌زیر یا لباس‌خواب خیلی جذاب در کمد زنتان پیدا می‌کنید که برای شما نپوشیده است.
18. به نظر می‌رسد شوهرتان فقط برای خوابیدن به خانه می‌آید.
19. چند وقتی است که هیچ رابطه جنسی با هم ندارید.
20. رفتار جنسی همسرتان یکباره وحشی و بسیار هات می‌شود و چیزهایی از شما می‌خواهد که فکرش را نمی‌کردید که حتی به آنها فکر کند.
 
اگر این نشانه‌های به مدت کافی ادامه پیدا کرده‌اند و چیزهایی حس می‌کنید که بوی خیانت می‌دهد، احتمالاً زمانش رسیده دیگر کارت قرمز را به او نشان دهید!
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/05/09ساعت 17:24  توسط مهرانا  | 

28 راه بی نظیر برای تحت‌ تاثیر قرار دادن اطرافیان

28 راه بی نظیر برای تحت‌ تاثیر قرار دادن اطرافیان
خیلی بیشتر از آنچه که همه ما به آن اعتراف کنیم، رفتارهایمان براساس میل درونیمان به تحت‌تاثیر قرار دادن دیگران شکل می‌گیرد. این میل در محصولات مارک‌ داری که استفاده می‌کنیم، کافه ‌ها و رستوران ‌هایی که می‌رویم، خانه‌ ها و ماشین ‌هایی که می‌خریم و شغلی که انتخاب می‌کنیم، منعکس می‌شود.
اما آیا محصولات مارک‌ دار، کافه‌های تجملی، خانه‌ ها و ماشین‌ها اینقدر گیرا هستند؟ فردی عالیرتبه در شغلی که علاقه‌ای به آن ندارد، چطور بعضی از این چیزها توجه ما را یک تا دو دقیقه به خود جلب می‌کند اما زیاد طول نمی‌کشد.
چرا؟ چون دارایی ‌های ملموس به اندازه کیفیات غیرملموس گیرا نیستند.
سوالات زیر را در نظر بگیرید:
  • او سوار یک پورشه آخرین مدل است، اما آیا واقعاً از عهده خرید این ماشین برمی ‌آمده؟
  • او یک خانه خیلی بزرگ دارد، اما آیا خانواده و زندگی دوست‌ داشتنی دارد؟
  • او پول زیادی درمی‌آورد، اما آیا واقعاً از کاری که برای گذران زندگی انجام می‌دهد لذت می‌برد؟
متوجه منظورم شده‌اید. وقتی پاسخی که به این سوالات می‌دهید، "خیر" باشد، موضوعی که ابتدا به نظرتان بسیار گیرا می‌آمده، دیگر اینطور نخواهد بود.
حالا لحظه‌ای وقت بگذارید و فردی را تجسم کنید که عاشق کارش است، معمولاً لبخند بر لب دارد و از هر نفسی که می‌کشد لذت می‌برد. آیا این فرد توجهتان را جلب می‌کند؟ آیا مهم است که این آدم یک میلیونر نیست؟
 
در زیر به 28 راه عالی برای تحت ‌تاثیر قرار دادن اطرافیانتان اشاره می‌کنیم. اگر این نکات را به طور مرتب رعایت کنید، نه تنها دیگران را تحت تاثیر قرار می‌دهید، بلکه به شما کمک می‌کند انسان بهتری هم باشید.
 
1. اُرجینال باشید. با خودتان صادق باشید. جودی گارلند گفته است، "همیشه بهترین ورژن خودتان باشید به جای اینکه ورژن دوم یک نفر دیگر باشید." با این جمله زندگی کنید. اصلاً نمی‌توانیدخودتان را جای دیگری بگذارید. جای تنها کسی که می‌توانید باشید، خودتان هستید. اگر خودتان نباشید، یعنی واقعاً زندگی نمی‌کنید—فقط وجود دارید. و از خودتان بپرسید: اگر آنچه که هستید را دوست ندارید، چرا بقیه باید دوستتان داشته باشند؟
 
2. به فکر دیگران باشید. اگر به فکر دیگران نباشید، آنها هم به فکر شما نخواهند بود. هرچقدر بیشتر به بقیه کمک کنید، آنها بیشتر برای کمک به شما راغب خواهند بود. عشق و محبت، عشق و محبت می‌آورد.
 
3. کاری کنید بقیه احساس خوبی پیدا کنند. آدم‌ها به‌ندرت یادشان می‌ماند که چه کرده‌اید، اما همیشه یادشان می‌ماند که چه حسی در آنها ایجاد کرده‌اید.
 
4. صادق باشید و مسئولیت کارهایتان را بپذیرید. هیچکس یک دروغگو را دوست ندارد. در دراز مدت همیشه حقایق روشن می‌شود و ماه هیچوقت پشت ابر نمی‌ماند. چه مسئولیت کارهایتان را گردن بگیرید یا نگیرید، بالاخره اعمالتان روزی به گردنتان می‌افتند.
 
5. مدام لبخند بزنید. همه آدم‌ها دیدن یک لبخند طبیعی را دوست دارند. وقتی یک غریبه مستقیم به صورتتان نگاه می‌کند و لبخند می‌زند چه حسی پیدا می‌کنید؟ یکدفعه دیگر غریبه به نظر نمی‌رسد، درست است؟
 
6. به بزرگترها احترام بگذارید. به کوچکترها احترام بگذارید. به همه احترام بگذارید. اینطور نیست که یک گروه خاص از یک طبقه خاص اجتماعی فقط شایسته احترام باشند. با همه با همان درجه احترامی برخورد کنید که به پدر و مادر بزرگتان می‌گذارید و همان میزان صبری را پیشه کنید که برای فرزندتان دارید. مردم مهربانی شما را درک خواهند کرد.
 
7. افراد را با اسم صدا کنید. آدم‌ها شنیدن اسمشان از زبان دیگران را دوست دارند. پس سعی کنید اسامی را به خاطر بسپارید.
 
8. بگویید "لطفاً" و "متشکرم." این دو کلمه ساده باعث می‌شود خواست‌های شما حالت خواهش پیدا کند و به مکالمات جدی حالت دوستانه می‌بخشد.
 
9. در کارتان بهترین باشید. همیشه مبهوت موسیقیدانان، نویسنده‌ها، نقاشان، سخنگویان، مدیران، سرمایه‌گذاران، مهندسان، مادرها، پدرها، ورزشکاران و... عالی می‌شوید. همه این افراد فقط یک وجه اشتراک دارند: در کاری که می‌کنند بهترین هستند. اگر قرار است کاری را به بهترینش شکل انجام ندهید، بهتر است اصلاً انجامش ندهید. در کار و سرگرمی‌هایتان بهترین باشید. برای خودتان اعتباری بسازید، اعتباری برای بهترین بودن.
 
10. اگر توانستید به دیگران کمک کنید. از هر دست که بدهید از همان دست پس می‌گیرید. وقتی در زندگی شخصی تاثیر مثبت ایجاد می‌کنید، این تاثیر مثبت به زندگی خودتان هم می‌رسد. کاری بکنید که فراتر از شماست—کاری که از درد کسی کم می‌کند و شادترش می‌کند. همه آدم‌ها شایسته کمک هستند.
 
11. در هر کاری که می‌کنید اثری از شخصیتتان ایجاد کنید. مثل برند زدن روی کارتان می‌ماند، برندی مخصوص خودتان. اگر بانمک و شوخ هستید، به کارتان طنز اضافه کنید. اگر هنرمند هستید، کارتان را با تصویر تزئین کنید. هر کاری که می‌کنید کمی از شخصبتتان را به آن اضافه کنید.
 
12. به قول‌هایتان وفا کنید. بعضی از آدم‌ها عادت دارند قول کاری را بدهند که احتمال کمی دارد بتوانند انجامش دهند. قول ایدآل را می‌دهند اما متوسط تحویل می‌دهند. اگر می‌خواهید ارزش خودتان را در چشم دیگران بالا ببرید، باید خلاف این عمل کنید. سعی کنید ابتدا توانایی‌هایتان را کمتر نشان دهید و بعد فراتر از آن تحویل بدهید. این باعث می‌شود دیگران تصور کنند که همیشه فراتر از مسئولیت و وظیفه‌تان کار انجام می‌دهید.
 
13. سازماندهی داشته باشید. اگر سازماندهی نداشته باشید چطور می‌توانید کاری را انجام دهید؟ مطمئناً نمی‌توانید. سعی کنید فضای زندگی و کارتان را مرتب کرده و سازماندهی کنید.
 
14. تحقیق کنید و سوال بپرسید. اینطور نباشید که بااینکه هیچ از موضوعی اطلاع ندارید فقط سرتان را به نشانه دانستن تکان می‌دهید. با تحقیق کردن از قبل خودتان را آماده کنید. و اگر بااینحال باز متوجه چیزی نشدید، سوال کنید. افراد مقابلتان اشتیاق شما به دانستن را ستایش خواهند کرد.
 
15. دانش و اطلاعاتتان را با دیگران تقسیم کنید. باید منبع اطلاعاتی برای اطرافیانتان باشید. اگر به اطلاعات لازم دسترسی دارید، آن را فقط برای خودتان نگه ندارید. با دیگران تقسیمش کنید.
 
16. مثبت‌اندیش باشید و روی آنچه درست است تمرکز کنید. هر چیزی که در زندکی اتفاق می‌افتدف نه خوب است نه بد. فقط به دیدگاه شما بستگی دارد. و مهم نیست که چه پیش می‌آید، همیشه آنطور که باید تمام می‌شود. یا موفق می‌شوید یا درس می‌گیرید. پس مثبت اندیش باشید، قدردان نتایج خوشایند باشید و از بقیه آنها درس بگیرید.
 
17. به حرف‌های دیگران بااشتیاق گوش دهید. چشم‌هایتان متمرکز، گوش‌هایتان تیز و تلفن همراهتان خاموش باشد. در دنیایی که نمی‌توانند آنطور که باید سریع پیش برود، آنهایی که برای شنیدن حرف‌های دیگران وقت می‌گذارند، همیشه موفق هستند.
 
18. به شریک زندگیتان وفادار باشید. وفادار ماندن به رابطه نه‌ تنها توجه و تحسین همگان را جلب می‌کند، بلکه پایه‌ای سالم برای بقیه امور زندگیتان ایجاد می‌کند.
 
19. طبیعت را دوست داشته باشید و از آن سپاسگذار باشید. آنهایی که واقعاً طبیعت را دوست دارند، برای انسان‌ها هم همان میزان احترام را قائل خواهند بود. این یک راه مثبت برای زندگی کردن است و توجه مردم را هم جلب می‌کند.
 
20. هر روز برای خودتان وقت، انرژی و پول خرج کنید. وقتی برای خودتان خرج کنید، هیچوقت بازنده نخواهید بود و به مرور زمان خط سیر زندگیتان را تغییر خواهید داد. شما محصول چیزی هستید که می‌دانید. هر زمان، انرژی و پول بیشتری برای به دست آوردن دانش هزینه کنید، تسلط بیشتری به زندگیتان پیدا می‌کنید و برای اطرافیانتان ارزش بیشتری خواهید داشت.
 
21. هرازگاهی بی‌دلیل مهربانی کنید. پول قهوه یک غریبه را در کافه بپردازید. برای منشی شرکتتان گل بخرید تا بگویید "متشکرم." به زن سالخورده برای خرید کردن کمک کنید. هیچ چیز لذت‌بخش‌تر از نشاندن لبخند بر لب انسان‌ها نیست.
 
22. آنهایی که شایستگی دارند را تحسین کنید. برای تحسین کسانیکه برای درخشیدن در کاری بیش از حد تلاش کرده‌اند، کوشش کنید. همه آدم‌ها دوست دارند بشنوند کسی هست که تلاش‌هایشان را تحسین می‌کند.
 
23. واضح صحبت کنید و ارتباط چشمی برقرار کنید. بیشتر آدم‌ها صبر گوش دادن به حرف‌های کسی که هیچ از حرفهایش نمی‌فهمند را ندارند. رمز و راز در حرف زدن هیچوقت ارتباطات قوی نمی‌سازد. ارتباط چشمی نیز یکی از گیراترین شکل‌های ارتباط فردی است. ارتباط چشمی اگر درست انجام شود صمیمیت را وارد رابطه‌هایتان خواهد کرد.
 
24. همیشه در دسترس باشید. اگر آدم‌ها نتوانند به شما دسترسی داشته باشند، فراموشتان می‌کنند. در دسترس بودن شما برای دیگران خیلی مهم است. همیشه در ارتباط با اطرافیانتان رفتاری مثبت و صبور داشته باشید.
 
25. بی‌نیاز از غیر باشید. آزادی والاترین نعمت است و بی‌نیازی بالاترین آزادی است. از این گذشته بسیار گیرا هم هست.
 
26. از منابعی که در دسترس دارید، استفاده کنید. آدم‌های متوسط وقتی می‌بینند که یک فرد معلول شاد است، بسیار متعجب و حیرت‌زده می‌شوند. چطور کسی با چنین محدودیت جسمی می‌تواند شاد باشد؟ پاسخ در استفاده آنها از منابعی که در اختیار دارند نهفته است.
 
27. بخشی از چیزی باشید که به آن اعتقاد دارید. این می‌تواند هر چیزی باشد. یکی آن را در کمک به شهروندان می‌بیند، یکی در ایمان و اعتقادات مذهبی، یکی در شرکت در گروه‌های پشتیبانی برای چیزهایی که به آن اعتقاد دارند و بعضی عشق و علاقه‌شان را در کارشان می‌ریزند. در هر صورت، نتیجه روانشناختی یکسان است. آنها خود را درگیر چیزی کرده‌اند که شدیداً به آن اعتقاد دارند. این درگیر شدن به زندگیشان مفهوم می‌دهد.
 
28. بدون به رخ کشیدن، برای اعتقاداتتان پایداری کنید. بله، می‌توانید بدون اینکه سعی کنید اعتقاداتتان را به کسی تحمیل کنید، از آن دفاع کنید. درمورد عقاید شخصیتان با کسی که درمورد آن سوال می‌کند حرف بزنید اما سعی نکنید حرفتان را تحمیل کنید. برای ارزش‌هایتان ایستادگی کنید و همیشه گوش بزنگ اطلاعات جدید باشید.
 
جالب‌ترین نکته درمورد این لیست این است که تقریباً همه چیزهایی که برای تحت‌تاثیر قرار دادن دیگران به آن نیاز دارید، در خودتان نهفته است. پس سعی کنید دست از تحت‌تاثیر قرار دادن دیگران با دارایی‌هایتان بردارید و آنها را مجذوب شخصیت و طریقه زندگی کردنتان کنید.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/05/09ساعت 17:12  توسط مهرانا  | 

گل واژه های نـــــاب و پرمعنای زندگی

سازنده ترین کلمه گذشت است
آن را تمرین کن

پرمعنی ترین کلمه
ما است
آن را به کار بر

عمیق ترین کلمه
عشق است
به آن ارج بده

بی رحم ترین کلمه
تنفر است
با آن بازی نکن

خودخواهانه ترین کلمه
من است
از آن حذر کن

ناپایدارترین کلمه
خشم است
آن را فرو بر

بازدارنده ترین کلمه
ترس است
با آن مقابله کن

با نشاط ترین کلمه
کار است
به آن بپرداز

پوچ ترین کلمه
طمع است
آن را بکش

سازنده ترین کلمه
صبر است
برای داشتنش دعا کن

روشن ترین کلمه
امید است
به آن امیدوار باش

ضعیف ترین کلمه
حسرت است
حسرت کش نباش

تواناترین کلمه
دانش است
آن را فرا گیر

محکم ترین کلمه
پشتکار است
آن را داشته باش

سمی ترین کلمه
شانس است
به امید آن نباش

لطیف ترین کلمه
لبخند است
آن را حفظ کن

ضروری ترین کلمه
تفاهم است
آن را ایجاد کن

سالم ترین کلمه
سلامتی است
به آن اهمیت بده

اصلی ترین کلمه
اعتماد است
به آن اعتماد کن

دوستانه ترین کلمه
رفاقت است
از آن سو استفاده نکن

زیباترین کلمه
راستی است
با آن روراست باش

زشت ترین کلمه
تمسخر است
دوست داری با تو چنین شود؟!

موقر ترین کلمه
احترام است
برایش ارزش قائل شو

آرامترین کلمه
آرامش است
آرامش را دریاب

عاقلانه ترین کلمه
احتیاط است
حواست را جمع کن

دست و پا گیر ترین کلمه
محدودیت است
اجازه نده مانع پیشرفتت شود

سخت ترین کلمه
غیر ممکن است
غیر ممکن وجود ندارد

مخرب ترین کلمه
شتابزدگی است
مواظب پل های پشت سرت باش

تاریک ترین کلمه
نادانی است
آن را با نور علم روشن کن

کشنده ترین کلمه
اضطراب است
آن را نادیده بگیر

صبور ترین کلمه
انتظار است
منتظرش بمان

با ارزش ترین کلمه
بخشش است
برای بخشش هیچوقت دیر نیست

قشنگ ترین کلمه
خوشرویی است
راز زیبایی در آن نهفته است

رسا ترین کلمه
وفاداری است
بدان که جمع همیشه بهتر از یک فرد بودن است

محرک ترین کلمه
هدفمندی است
زندگی بدون آن پوچ است

و

هدفمند ترین کلمه
موفقیت است
پس پیش به سوی موفقیت
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/05/09ساعت 11:59  توسط مهرانا  | 

آشنایی با ریشه های سیزده به در

لا به لای کتاب‌های تاریخی را که بگردید، از نحسی سیزده خبری نیست.

سیزدهمین روز از سال نو در ایران باستان، با نام فرشته تیر پیوند خورده است: «سیزدهم هر ماه شمسی تیر روز نامیده می شود و مربوط به فرشته ای است که تیر نام دارد و تیر فرو رفته در پهلوی او را تیشتر می گویند. فرشته مقدس تیر در کیش مزدیستی مقام بلند و داستان شیرینی دارد.

ایرانیان قدیم پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن نوروز که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم فروردین را که روز فرخنده است، به باغ و صحرا می‌روند و شادی می‌کنند.»

با این حال، سکه سیزدهم فروردین آنقدر چرخید تا روی نحوست آن، خودش را در تاریخ و رسم و رسوم تثبیت کرد. تا چند دهه قبل، کسی حق نداشت روز سیزده بدر برای دید و بازدید، به خانه دیگری برود.

این بازدید را هم صاحب خانه به فال بد می‌گرفت و هم میهمان. شنیدن این جمله که "نحوست را به خانه من آوردند" در آن سال ها، حق میهمانان وقت ناشناسی بود که سیزده بدر را در خانه دیگری سپری می کردند. همین حالا هم در بسیاری از مناطق کشور، معتقدند که: «هر چه بلا قرار است در این سال بیاید، در روز سیزده فروردین ماه مقدر و تقسیم می شود. پس باید از خانه گریخت و به صحرا رفت تا شاید در تقسیم بلا، فراموش شده و از قلم بیفتیم.»

اما نحوست عدد 13 تنها سهم آیین ما نیست. در بسیاری از کشورها هم عدد 13 با بدیمنی تداعی می شود. مسیحیان هیچ وقت سیزده نفری بر سر یک سفره غذا نمی خورند. در باور تازیان سیزدهمین روز هر ماه ناخوشایند است و ابوریحان بیرونی در جدول "روزهای مختار و مسعود و مکروه" در ایران کهن، روز سیزدهم ماه را منحوس ذکر کرده است.

با این حال، پشت پرده نحسی عاریه ای سیزده، نمادها همه حکایت از سبزینگی و شادمانی دارند.

منحصر به فردترین نماد سیزده بدر، آرزویی است که با گره خوردن سبزه ها، به واقعیت گره می خورد. اگرچه سبزه گره زدن همیشه با باز شدن بخت تداعی شده است، اما در فرهنگ اساطیری به تحقق آرزوها اشاره دارد و تمثیلی است برای پیوند زن و مرد و تسلسل نسل‌ها.

در فرهنگ اساطیر برای رسم های سیزده بدر، معنی های تمثیلی آورده شده است. شادی و خنده در این روز به معنی فروریختن اندیشه های تیره و پلیدی است. روبوسی نماد آشتی و تزکیه، خوردن غذا در دشت نشانه فدیه گوسفند بریان، بازی و مسابقه در این روز یادآور کشمکش ایزد باران و دیو خشکسالی است و به آب افکندن سبزه های تازه رسته، نشانه هدیه دادن به ایزد آب یا "ناهید".

دکتر نیک‌نام، باستان شناس و محقق فرهنگ ایرانی می‌گوید: «بعضی از آداب نوروز به آیین زرتشتی بازنمی‌گردد، بلکه مربوط به باورهای مردمان آریایی است که پیش از زرتشت در سرزمین ایران زندگی می‌کردند. طبق یکی از این باورها، بارندگی به فرشته‌ای به نام تِیر مربوط است که در آسمان‌ها به صورت اسب سپیدی در حال حرکت است و هرگاه با دیوی به نام اَپوش بجنگد و برنده شود، سالی پر از سبزی و خرمی و باران در پیش است. به همین دلیل ایرانیان روز سیزدهم فروردین کنار سبزه‌ها و جویبارها می‌روند و به‌ویژه زنان که نماینده آناهیتا، یعنی ایزدآب هستند، با نوازش سبزه‌ها و گره زدن آنها حمایت خود را از فرشته باران نشان می‌دهند.»

او ادامه می‌دهد: "آریایی‌ها بنا به یک اعتقاد قدیمی عمر جهان را 12 هزار سال می‌دانستند و 12 روز اول سال را به عنوان نمادی از 12 هزار سال اول در نظر می‌گرفتند. به اعتقاد آنها بعد از این دوازده هزار سال، عمر جهان مادی به پایان می‌رسید و انسان‌هایی که در دنیا وظیفه‌شان جنگ با اهریمن و پلیدی بوده است، به پیروزی نهایی می‌رسند."

با این حال، بدیمنی یک روز، بهانه خوبی برای پناه بردن به طبیعت نیست. همانطور که ساعت‌ها در ترافیک خیابان و جاده ماندن هم دلیل خوبی نیست برای خانه نشینی سیزده و چشم دوختن به تلویزیون. همان طور که ایرانیان باستان بهانه هایی بیش از فرار از نحسی یک روز برای رفتن به طبیعت و خندیدن و خوش بودن داشتند.

حرف های دکتر نیک‌نام پایان خوبی است که می تواند بهانه های بهتری برای سیزده به در امسال مان دست و پا کند: "ایرانیان باستان روز سیزدهم فروردین را مظهر هزاره سیزدهم، یعنی پایان بخش دوره‌ جهان مادی می‌دانستند که نظام هستی به ناگاه فرو می‌ریزد. از آن پس دیگر جهان مادی وجود نخواهد داشت و انسان‌ها تحت راهنمایی ناجی موعودی که او را «سوشیانس» می‌خوانند، به جایگاه ابدی خود به عالم مینو برمی‌گردند. در واقع هزاره سیزدهم، آغاز رهایی آدمی از جهان مادی و کوچ او به جهان کیهانی است.آنها به تبعیت از این اندیشه، در روز سیزدهم فروردین، پرداختن به امور روزمره را اشتباه دانسته، به آغوش طبیعت پناه می‌بردند تا به صورت نمایشی، آزادی از بندهای دنیوی را جشن بگیرند. ضمناً با هدیه به درگاه ایزد و فدیه گوسفند از ایزد تیر (فرشته باران) می‌خواستند که باران عطا کند. چون نزول باران بهاری باعث سرسبزی و طراوت زمین می شد و نمادی از بهشت را پیش چشم آنها مجسم می‌کرد."                                                                                                               
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/05/09ساعت 11:46  توسط مهرانا  | 

رسم روزگاره

 رسم روزگاره : کسي را که خيلي دوست داري، زود از دست مي دهي پيش از آنکه خوب نگاهش کني. پيش از آنكه او را در آغوش بگيري . پيش از آنکه تمام حرفهايت را به او بگويي ، پيش از آنکه همه لبخندهايت را به او نشان بدهي مثل پروانه اي زيبا، بال ميگيرد و دور مي شود ، و تو خيال ميكردي تا آخر دنيا مي توني هر روز طلوع آفتاب را با او تماشا كني .

  رسم روزگاره :

 کسي که از ديدنش سير نشده اي زود از دنياي تو ميرود ، بدون اينكه حتي ردي و نشوني از خودش در دنياي تو به جا بزاره .چه آرزوهايي با او نداشتي ، چه آينده ي زيبايي را با او مي ديدي، فرصت نشد كه فقط يك بار سرت را بر روي شانه هايش بزاري و گريه کنی.

 رسم روزگاره :

 وقتي از هر روزي بيشتر به او نياز داري ، وقتي هنوز خوشبختي را در كنار او حس نكردي ، وقتي هنوز ترانه هاي عاشقي را تا آخر با او نخوانده اي ، دركمال ناباوري مي بيني كه او را در کنارت نيست . چه فكر پوچي بود كه دست در دست او خنده کنان تا اوج آسمان خواهي رفت و او صورتت را پر از بوسه ميکند.

 رسم روزگاره :

 با خود گفتي اگر اين بار ببينمش دست او را مي گيرم ، خيلي محكم مي گيرم و نمي گذارم كه برود . او بايد براي هميشه پيشم بماند . دستي را گرفتي اما اين دست كيست كه خيلي سرده ؟ تو دست در دست تنهايي دادي . اون دست رهات نمي كنه !

 

رسم روزگاره :

 او که ميرود ، براي هميشه هم مي رود .و آنقدر تنها مي شوي که حتي نام روزها را فراموش ميکني و گذشت زمان را احساس نمي كني ، از صداي تيك تيك ساعت بيزار مي شوي و با آنكه تنگ دل تو شكست اما ماهيش آزاد نشد.

 راستی تو كه او را خيلي دوست داري: اگه هنوز باد شمعهایت را خاموش نکرده، اگه هنوز شمع بالهايت را نسوزانده ، اگه هنوز می توانی به او هديه اي ، شاخه گلي بدهي و پس قدر لحظه لحظه ي اين روزها را بدان . او را در آغوش بگير و تا فرصت داري به او بگو :

دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/05/09ساعت 11:45  توسط مهرانا  | 

علت کاهش میل جنسی در زنان

علت کاهش میل جنسی در زنان

 

  علت کاهش میل جنسی در زنان

  
در بسیاری از زنان کاهش هورمون، استرس های شغلی، مشکلات بین فردی با همسر، یائسگی و سایر مسائل باعث از بین رفتن میل جنسی می شود. از دست رفتن میل جنسی یکی از شایع ترین اختلالات آمیزشی است که زنان زیادی را در سنین مختلف درگیر می کند. برخلاف مردان که عدم توانایی نعوظ شایع ترین مشکل جنسی آنها می باشد، در مورد زنان ترکیبی از مسائل فیزیکی و روحی باعث ایجاد اختلال در میل جنسی می شود و این چیزی است که به راحتی با تجویز یک دارو، درمان پذیر نخواهد بود. اما امروزه به کمک درمان های مختلف ، امکان بازگشت این غریزه به حالت طبیعی را تا حدودی امکان پذیر کرده اند.
از دست دادن میل جنسی چیست؟
برخلاف تصور عامه، متخصصان معتقدند که آمیزش جنسی متوالی تاثیری بر میل جنسی و یا خشنودی از آن ندارد.
بعضی ها معتقدند که میل جنسی چیزی فراتر از مشکل مربوط به کاهش این میل است. انگیزش جنسی یک مولفه بیولوژیکی از امیال است که بازتاب آن به صورت میل جنسی خود انگیز شامل تفکر جنسی، تخیل شهوت‌زا و رویا بروز می‌کند.
در واقع نتیجه سیگنال بدن چیزی مشابه کردار جنسی است. میل و انگیزش جنسی به طور طبیعی با افزایش سن کاهش می یابد. اما میل جنسی ترکیبی از فاکتورهای روانی و بین فردی را نیز در بر می‌گیرد که در مجموع باعث آمادگی برای انجام آمیزش است.
بالاتر و فراتر از شهوت چیزی مشابه صمیمیت در روابط باعث ایجاد آمادگی برای آمیزش جنسی می شود.
به عنوان مثال اگر شما از همسر خود ناراحت باشید ، ممکن است در آن برهه زمانی دچار شهوت شوید ولی حاضر نخواهید بود به همسر خود نزدیک شوید. بنابراین تمامی جنبه های موثر در میل جنسی باید مورد آزمایش قرار گیرد تا دلیل اصلی مشکل مشخص شود. شایع ترین عوامل از دست رفتن میل جنسی در زنان عبارتند از:
۱- مشکلات روابط بین فردی: مسائل عملکردی همسر، عدم رضایت روحی در روابط، تولد فرزند و تبدیل شدن به پرستار کودک باعث کاهش میل جنسی می شود.
۲-تاثیرات اجتماعی فرهنگی: استرس‌های شغلی، فشار همگنان و تصاویر رسانه ای از جنسیت می‌تواند به طور منفی میل جنسی را تحت تاثیر قرار دهد.
۳-کاهش تستسترون: هورمون تستسترون میل جنسی مردان و زنان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. سطح تستسترون در دهه ۲۰ زندگی زنان در اوج مقدار خود می‌باشد و سپس به موازات افزایش سن مقدار آن نیز به طور متوالی کاهش خواهد یافت تا دوران یائسگی شروع شود، هر چند که دوران یائسگی نیز پایان میل جنسی در همه زنان نیست.
۴-مشکلات بالینی: بیماری‌های روحی مثل افسردگی یا اختلالات تیروئیدی، اندرومتروز و یا فیبرویدز میل جنسی زنان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
۵-داروها: بعضی داروها مثل داروهای ضد افسردگی خاص، داروهای کاهنده فشار خون و داروهای ضد بارداری خوراکی باعث کاهش میل جنسی می شود.
۶-سن: سطح خون حاوی آندروژن به موازات افزایش سن مدام در حال کاهش خواهد بود.
درمان
بدلیل اینکه این اختلال حاصل ترکیبی از مسائل فیزیکی و روحی است، لذا ترکیبی از درمان ها برای رفع این اختلال لازم است.
۱- مشاوره فردی/ درمان جنسی: درمان جنسی برای افراد و زوجین بسیار موثر است. عدم میل جنسی معمولا هر دو طرف را تحت تاثیر قرار می دهد و لذا مشاوره هر دو می تواند بسیار موثر و مفید واقع شود.
۲-تعویض داروها و یا تغییر در میزان مصرف: اگر دلیل اصلی اختلال داروها باشد، تغییر در نوع دارو و استفاده از درمانهای جایگزین توصیه می شود. به عنوان مثال اگر داروهای ضد بارداری خوراکی باعث کاهش سطح تستسترون شده می توان از روش های دیگر ضد بارداری که غیر هورمونی است استفاده کرد.
۳-توجه به مشکلات بالینی: درمان امراض خاص مثل فیبروئید به کمک جراحی می تواند مفید باشد.
۴-استروژن های واژنی: در زنان یائسه، خشکی واژن که دلیل اصلی عدم رضایت از آمیزش است به کمک کرم استروژن واژنی قابل درمان است.
۵-درمان تستسترون: با اینکه هورمون یا داروی خاصی برای درمان مشکلات جنسی وجود ندارد، اما بعضی متخصصان زنان و زایمان استفاده از این هورمون را برای افزایش سطح آن به حد طبیعی پیشنهاد می کنند.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/05/09ساعت 11:28  توسط مهرانا  | 

مجله زیبایی و سلامتی

راه جلوگیری از افتادن گونه ها
http://www.seemorgh.com/DesktopModules/iContent2/Files/83441.jpg

گونه‌ها معمولا شانس خوبی ندارند و به‌عنوان یک عضو فراموش‌شده، اغلب مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرند.

آویزان شدن پوست اطراف گونه می‌تواند سن فرد را بیشتر جلوه دهد؛ بنابراین برای جلوگیری از این اتفاق، ورزش‌های زیر را به‌طور مرتب انجام دهید تا گونه‌هایی برجسته و سفت داشته باشید و به این ترتیب، چهره شما جوان و شاداب باقی بماند.

البته توصیه می‌کنیم حین انجام این نرمش‌ها تنها باشید تا خدایی نکرده کسی فکر نکند که شما برای او شکلک درمی‌آورید.

- صاف بنشینید و با لب‌های بسته و حالتی راحت، صورت‌تان رو به جلو باشد. با استفاده از عضلات گونه، لب‌های خود را به جلو و عقب ببرید(در واقع لب‌ها را غنچه کنید و دوباره به حالت عادی برگردید). حین انجام این ورزش با استفاده از انگشت‌ها، از به‌کارگیری عضلات گونه مطمئن شوید.

- لب‌ها را غنچه کنید و تا ۱۰ بشمارید، استراحت کنید و دوباره این حرکت را تا ۱۰ بار انجام دهید.

- با لب‌های بسته، لبخند آرامی بزنید و بعد سعی کنید گونه‌ها را به سمت داخل دهان و دندان‌ها بکشید.

- برای انجام این نرمش به آینه نگاه کنید. لب بالای تان را جمع کنید؛ در واقع گوشه لب‌ها به سمت بالا باشد و حالا عضلات گونه را به سمت چشم‌ها حرکت دهید. در این مرحله سعی کنید لب بالا، بینی‌تان را لمس کند. تا ۱۰ بشمارید و در همین حالت بمانید. استراحت کرده و بار دیگر نیز این حرکت را تکرار کنید.

- مثل نرمش قبل، حین انجام این نرمش هم به آینه نگاه کنید. تا جایی که می‌توانید، لبخندی عریض و پهن بزنید؛ درحالی که لب‌هایتان بسته بوده و گوشه دهان به سمت بالا برگشته است. سعی کنید گوشه لب‌ها تا جایی که ممکن است به گوش‌هایتان نزدیک شود؛ البته هرقدر دهان کوچک‌تری داشته باشید، این اتفاق غیرممکن‌تر است اما شما سعی کنید این اتفاق بیفتد، چون صرفا حرکت ماهیچه‌های گونه مهم است.

- حالا بینی‌تان را چین بدهید و در آینه، بالا رفتن و کشیده‌شدن ماهیچه‌‌های گونه را ببینید. تا ۵ بشمارید و بعد از استراحت کافی، ۱۰ بار این حرکت را تکرار کنید.

- لب‌ها و دندان‌ها را بسته نگه دارید و لب بالا را باد کنید(درست مثل مواقعی که گونه‌ها را مثل بادکنک باد می‌کنیم). همین حالت را حفظ کنید و تا ۱۰ بشمارید. حالا این حالت بادکنکی را به گونه چپ منتقل کنید و تا ۱۰ بشمارید و بعد از آن هم به لب پایین و باز هم تا ۱۰ بشمارید. در نهایت، این بادکنک خودساخته را به گونه راست ببرید و برای آخرین‌بار تا ۱۰ بشمارید.

بعد از استراحت کافی، ۵ بار دیگر نیز تمام این مراحل را طی کنید.
 
 

پف و سیاهی زیر چشم خود را برطرف کنید
 
http://www.persianv.com/beauty/khabar/sia.jpg
 
راه حل های ساده برای رفع پف و تیرگی زیر چشم ها شامل خوابیدن کافی ، درمان آلرژی ها ، خوابیدن روی دو بالش ، پرهیز از خوردن نمک و کمپرس آب سرد است.

داخل حفره استخوانی اطراف کره چشم را چربی فراگرفته است ، با افزایش سن این چربی رفته رفته بیرون می آید و موجب حالت پف آلود زیرچشم می شود .هنگامی که آب در این چربی جمع می شود حالت پف آلود زیرچشم ها تشدید می شود .

همچنین شرایطی که موجب احتباس آب در بدن می شود , اغلب پف چشم را تشدید می کند.به عنوان مثال می توان از شرایطی مثل خوابیدن به پشت , خواب ناکافی , زیاد نمک خوردن , آلرژی و یا تغییرات هورمونی ماهانه در خانمها نام برد.

برای سیاهی دور چشم هم دلایل متعددی وجود دارد.پوست اطراف چشم بسیار نازک است و با بالا رفتن سن , شل تر و نازک تر می شود , به همین دلیل , تیرگی عضلا‌ت و رگهای عمق پوست , با وضوح بیشتری دیده می شود و حالت تیرگی دور چشم را به وجود می آورد.
 
 
 
کمترین تلاش تا زیبا شدن !
 
http://forum.patoghu.com/--u160774-albums1581-15033.jpg



.رنگ های پیشنهادی لوازم آرایش :

- برای خانوم های موی بور با سایه خاكستری و پوست سفید و چشمان آبی

* پودر : سفید رنگ اندكی مایل به صورتی
* ماتیك : صورتی رنگ
* پنكیك : بسیار روشن مایل به صورتی
* مواد برای ابروها : خاكستری
* سایه برای پلكها :
آبی آسمانی كمرنگ ، خاكستری و نقره ای
* مواد برای مژه ها : آبی آسمانی كمرنگ ، آبی پررنگ
 
رفع موهای زائد
http://www.seemorgh.com/DesktopModules/iContent2/Files/32437.jpg
 دپیلاسیون به ‌وسیله تیغ: آسان و سریع
تیغ بهترین وسیله پاک‌ کردن سریع بدن از موهای زائد است، به ‌ویژه برای افرادی مفید است که پوستی حساس دارند.

در صورتی که تیغ را برای دپیلاسیون انتخاب می ‌کنید، تنها کافی است هر دو روز یک ‌بار، یک دوش۱۰ دقیقه‌ای بگیرید تا پوست شما نرم شود. سپس با مقداری آب صابون پوست را لیز کنید تا تیغ به راحتی روی آن حرکت کند. تیغ را از مچ پا به سمت زانو بکشید. تیغ ساقه مو را درست هم‌ سطح لایه اپیدرم پوست(لایه سطحی پوست) قطع می‌ کند.

در حال حاضر، تیغ‌هایی وارد بازار شده است که لایه نازکی ژل نرم ‌کننده دارد تا به پوست آسیب نرساند. با این حال پیشنهاد می‌ شود در کنار آن، از صابون یا ژل‌های نرم‌ کننده هم استفاده کنید.

توجه داشته باشید گرچه تیغ وسیله‌ای سریع و آسان است، ولی رشد و ضخامت موها پس از مدتی کمی افزایش می ‌‌یابد، بنابراین برای دست و ‌صورت توصیه نمی ‌شود.

پس از دپیلاسوین با تیغ، هرگز از دئودورانت‌ها روی پوست استفاده نکنید.

دپیلاسیون با دستگا‌ه‌های اپیلاتور: اقتصادی
دستگاه‌های اپیلاتور، از جمله اقتصادی ‌ترین وسایل برای رفع موهای زائد بدن است.

این دستگاه‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند:

گروهی که تنها ساقه مو را کوتاه می ‌کنند و گروهی که مو را از ریشه درمی‌ آورند.

وقتی از دستگاه‌های اپیلاتوری که مو را از ریشه درمی ‌آورند، استفاده می‌ کنید، رویش موها دو تا سه هفته عقب می ‌افتد. از این دستگاه‌ها‌ روی تمامی قسمت‌های بدن می‌ توانید استفاده کنید.

تنها عیب این دستگاه‌ها این است که باعث به وجود آمدن جوش‌های ریز روی پوست‌های حساس می ‌شود و اگر چه موهای بسیار ریز را می گیرند، ولی به مرور زمان باعث رویش موهای زیر پوستی می ‌شوند.

نکات مهم:

* توجه داشته باشید پیش از اپیلاسیون با دستگاه‌های اپیلاتور یک دوش آب گرم بگیرید تا پوست نرم شود.

*
بهترین زمان برای دپیلاسیون، بعد از ظهر است تا التهابات احتمالی پوست در طول شب فروکش کند.

* قبل از دپیلاسیون با دستگاه‌های اپیلاتور، مطمئن شوید چربی کرم یا بقایای آرایشی از روی نقاطی که می‌ خواهید دپیلاسیون کنید، کاملاً تمیز و برداشته شود.

* بعضی مواقع، موهای نازکی که به سمت عقب رشد می‌ کنند، به سطح پوست نمی ‌رسند و زیر پوست رشد می ‌کنند. برای پیشگیری از چنین مواردی می ‌توانید از دستکش ماساژ (کیسه مخصوص حمام) یا پیلینگ بدن استفاده کنید. این کار سلول‌‌های مرده پوست را از بین می‌ برد، به ‌طوری که موهای نازک به راحتی می ‌توانند به سطح پوست بیایند و به‌ وسیله اپیلاتور برداشته شوند.

* بر خلاف تیغ که پس از استفاده از آن موها ضخیم و رشد آنها سریع‌تر می‌ شود،‌آزمایش‌های پوست‌ شناسی نشان داده است که استفاده از اپیلاتور این مشکل را به وجود نخواهد آورد. چیزی که سبب شد، این عقیده در میان مردم جا بیفتد این است که بسیاری از خانم‌ها در تابستان دپیلاسیون می‌ کنند. طبیعتاً دمای بالای هوا روی رشد موهای بدن تاثیر می ‌گذارد. در تابستان گردش خون سریع‌تر است. این موضوع به تغذیه ریشه‌ها و در نتیجه رشد سریع‌تر موهای بدن کمک می ‌کند.

دپیلاسیون به ‌وسیله موچین
موهای ابرو و موهای زبر و کوتاه را می ‌توان به‌وسیله موچین دپیلاسیون کرد. رشد موها بعد از انجام این نوع دپیلاسیون، طبیعی خواهد بود.

دپیلاسیون به ‌وسیله موم
موهای کوتاه، نازک، بلند یا ضخیم فرقی نمی ‌کنند. موم گرم‌، به راحتی مو را از ریشه بیرون می‌ کشد و از آن می ‌توانید برای برداشتن موهای زاید زیر بغل و پا استفاده کنید.

دپیلاسیون به ‌وسیله موم کمی دردناک است و اگر در شرایط غیر بهداشتی انجام شود، جوش و التهاب پوستی به همراه دارد.

تجربه نشان داده که پس از دپیلاسیون با موم، موها دیرتر رشد می‌ کنند و تا حدودی از زبری و ضخامت آنها کاسته می‌ شود. لیکن استفاده مداوم از موم‌ها باعث افتادگی و شل‌ شدن پوست می ‌شود.

برای استفاده از موم، باید آن را گرم کنید. برای آنکه درجه حرارت آن را امتحان کنید، ابتدا مقداری از آن را پشت دست خود بگذارید. در صورتی که موم دست را نمی ‌سوزاند، مقداری از آن را به ‌وسیله کاردک چوبی در جهت رویش مو، بر سطح پوست مالیده و یک قطعه پارچه تمیز یا کاغذ روی آن گذاشته و فشار دهید. سپس با نوک انگشتان کاغذ یا پارچه را گرفته و در جهت عکس رویش موها محکم آن را بکشید.

موم گرم نسبت به هر ماده دیگری مؤثرتر عمل می‌ کند ، چون منافذ پوست را باز کرده و کمک می‌ کند تا مو از ریشه به راحتی جدا شود.

استفاده از موم برای کسانی که کم‌ خونی یا واریس دارند، توصیه نمی ‌شود، زیرا گرما در این گونه افراد موجب منبسط ‌شدن رگ‌های خونی و هماتوم (تراوش و تجمع موضعی خون) می‌ شود.
دپیلاسیون شرقی در واقع استفاده از همین موم است که به جای مواد شیمیایی از ترکیبات آب، آب لیمو و شکر ساخته شده است و به راحتی با آب پاک می‌ شود و آن را برای تمامی نقاط بدن می ‌توان استفاده کرد.

در دپیلاسیون موی دست، حتماً به جهت رویش موها توجه کنید. دپیلاسیون در جهت عکس رویش موها انجام می ‌شود. می‌ توانید پس از دپیلاسیون، پوست را شسته و از مقداری کرم مرطوب ‌کننده استفاده کنید.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/05/09ساعت 11:15  توسط مهرانا  | 

اس ام اس تبریک ماه مبارک رمضان

 
اس ام اس تبریک ماه مبارک رمضان
 
رمضان آمد و روان بگذشت / بود ماهی به یک زمان بگذشت
شب قدری به عارفان بنمود / این معانی از آن بیان بگذشت  . . .
.
.
.
مارا به دعا کاش نسازند فراموش
رندان سحرخیز که صاحب نفسانند . . .
فرا رسیدن ماه مبارک رمضان بر شما مبارک
.
.
.
حلول ماه مبارک رمضان ، بهار قرآن ، ماه عبادتهای عاشقانه
نیایشهای عارفانه و بندگی خالصانه را به شما تبریک عرض میکنم . . .
.
.
.
روزه ، تمرین کلاس زندگی / درس ایثار و خلوص و بندگی
روزه ، زنجیر هوا گسستن است / دیو و بت های درون بشکستن است  . . .
فرا رسیدن ماه رمضان بر شما مبارک
.
.
.
روزه یعنی نفس خود پاک کن / قلب ابلیس درونت چاک کن
راه پرواز است سوی آسمان / ماه گردیدن بسان عاشقان
التماس دعا
 
.
.
.
السلام علیک یا شهر الله الاکبر و یا عید اولیائه
در ماه پر خیر و برکت رمضان برایتان قبولی طاعات و عبادات را آرزومندم . . .
التماس دعا
.
.
.
ماه در خودنگری و خودکاوشی / لب فرو بستن ، نگفتن ، خاموشی
درک مسکین از دل و جان کردن است / زندگی همچون فقیران کردن است . . .
.
.
.
ماه رمضان شد، مى و میخانه بر افتاد / عشق و طرب و باده، به وقت ‏سحر افتاد
افطار به مى کرد برم پیر خرابات / گفتم که تو را روزه، به برگ و ثمر افتاد
با باده، وضو گیر که در مذهب رندان / در حضرت حق این عملت ‏بارور افتاد
.
.
.
هرچه داریم از خداست و هرچه توان داریم برای خدا باید خرج کنیم.
با ادب خاص خود وارد این مهمانی بی مانند بشویم . . .
ماه رمضان بر شما مبارک
.
.
.
روزه هنگام سوال است و دعا / پر زدن با بال همت تا خدا
شهر یکرنگی و بی آلایشی / ماه تقصیر و گنه فرسایشی
عاشقان معشوق خود پیدا کنند / تا سحر در گوش او نجوا کنند
درد خود گویند با درمان خویش / با طبیب و یا انیس جان خویش . . .
.
.
.
ماه رمضان، ماه مفروش کردن قدوم شب قدر با اشکهای شوق
برای درک «زیباترین لحظهء حیات انسانی» است . . .
.
.
.
شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن
(ماه مبارک رمضان، ماه دوری از گناهان، ماه بندگی مبارکتان باد.)
.
.
.
به عاصیان وعده ی رحمت رسید
ماهی سرشار از برکت و رحمت و عبادت های پذیرفته شده
برایتان آرزومندم . . .
.
.
.
حکمت روزه داشتـن بگـذار / باز هم گفته و شنیده شود
صبرت آمــوزد و تسلط نفـس / و ز تو شیطان تو رمیده شود . . .
.
.
.
رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا / مستعد سفـــر شهر خدا کرد مرا
از گلستان کرم طرفه نسیـمی بوزید / که سراپای پر از عطر و صفا کرد مرا<
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/05/09ساعت 11:12  توسط مهرانا  | 

چگونه بفهميد شوهرتان دروغ مي‌گويد؟

 
چگونه بفهميد شوهرتان دروغ مي‌گويد؟

 

 

تشخيص حرف درست از نادرست توانايي‌ است كه اغلب آدم‌ها آرزوي داشتنش را دارند. پليس‌ها براي شناخت مجرمان‌شان، قاضي‌ها براي داشتن قضاوتي درست، مادرها براي مراقبت از فرزندشان و زنان براي اطمينان داشتن به شوهرشان بايد توانايي شناخت دروغگو را داشته باشند. شناختن يك دروغگو كار آساني نيست اما مي‌توان از برخي نشانه‌ها براي پي بردن به اين موضوع استفاده كرد. گرچه آدم‌هاي مختلف شيوه‌هاي متفاوتي را براي دروغ گفتن انتخاب مي‌كنند اما بسياري واكنش‌ها در ميان اغلب دروغگوها يكسان است. گرچه شما نمي‌توانيد با ديدن يك نشانه به شك‌تان پايان دهيد و مهر دروغگويي را روي طرف مقابل‌تان بچسبانيد اما حضور مجموعه‌اي از نشانه‌ها مي‌تواند شما را كمي مطمئن‌تر كند. به اين 12‌سوال پاسخ بدهيد. اگر تعداد جواب‌هاي مثبت بيش از 3 بود، شك‌تان منطقي است. اگر بيش از 7 پاسخ مثبت بود، شك‌تان مي‌تواند به يقين نزديك شود!

 

 
چطور به شما دروغ مي‌گويد؟
 

 
  •  آيا از جواب دادن طفره مي‌رود؟
 اگر كسي به سوال شما پاسخي بسيار مختصر و كوتاه داد، نمي‌توانيد به او مهر دروغگويي بزنيد اما اين موضوع مي‌تواند يكي از نشانه‌هايي باشد كه دروغگوها را به ما مي‌شناساند.

 
  •  آيا دنبال توجيه مي‌گردد؟
 گاهي اوقات اين افراد درست بعد از پاسخ دادن به سوال، شروع به گفتن دليل‌هايي براي توجيه حرفشان مي‌كنند. از آن‌جايي كه‌كسي از آن‌ها توضيحي نخواسته و البته اين توضيحات برنامه‌ريزي شده هم نيست مي‌توان آن‌ها را از يك توضيح واقعي و درست تشخيص داد.

 
  •  آيا وقتي مي‌پرسيد، سوال را تكرار مي‌كند؟
 اغلب اوقات آن‌ها قبل از جواب‌دادن، سوالات آن سوال را تكرار مي‌كنند؛ انگار كه انتظار شنيدن آن را نداشته باشند و سعي مي‌كنند با اين كار كمي زمان براي خود بخرند تا جوابي مناسب را در ذهن‌شان آماده كنند.

 
  •  آيا از واكنش شما مي‌ترسد؟
معمولا دروغگوها بعد از گفتن توضيحات‌شان سعي مي‌كنند واكنش شنونده را زيرنظر بگيرند. آن‌ها به‌طور دقيق به رفتار و حركات فردي كه از آن‌ها سوال مي‌كند خيره مي‌شوند تا ببينند كه آيا طرف مقابل‌شان روي او قضاوت مي‌كند يا نه و اين‌كه آيا او حرف‌شان را باور كرده است يا خير.

 

 
چند شرط شناسايي همسر دروغگو
 

 
  •   هنگام جواب دادن تپق مي‌زند؟
 آن‌ها هنگام گفتن داستان‌شان آرام و بريده بريده حرف مي‌زنند. انگار كه درست در همان لحظه به خلق يك ماجرا مي‌پردازند؛ ماجرايي كه اصلا اتفاق نيفتاده و همين واقعي نبودنش است كه آن‌ها را مضطرب كرده و جملات‌شان را مي‌شكند.

 
  •   از توضيح دادن بيزار است؟
 دروغگوها دوست ندارند در مورد كاري كه كرده‌اند زياد توضيح بدهند و معمولا اگر زياد از آن‌ها سوال كنيد آشفته و عصبي مي‌شوند. درحالي‌كه اگر شما به كسي كه راست مي‌گويد، تهمت دروغگويي بزنيد، او براي رها شدن از اين تهمت تمام تلاشش را كرده و سعي مي‌كند با بيان كردن دلايل بسيار، شما را قانع كند كه دروغي در كار نيست و البته تا شما را قانع نكند آرام نمي‌گيرد.
 



 
  •   سعي مي‌كند سريع جواب دهد؟
وقتي از راستگوها سوال مي‌پرسيد كه جواب دادن به آن براي‌شان دشوار است، به نقطه‌اي دور خيره مي‌شوند تا خوب به سوالي كه براي‌شان مطرح كرده‌ايد فكر كنند و جوابي قانع‌كننده را پيدا كنند درحالي‌كه دروغگوها تنها يك لحظه نگاه‌شان را منحرف مي‌كنند و فورا نخستين جوابي كه به ذهن‌شان مي‌آيد را بيان مي‌كنند.

 
  •   پاي شاهد را وسط مي‌كشد؟
 دروغگوها به‌دنبال شاهدي براي گفته‌هاي‌شان مي‌گردند و گاهي سعي مي‌كنند با ارجاع‌دادن شما به آن شاهد از جواب دادن طفره روند. براي مثال وقتي از او دليلي مي‌پرسيد، سعي مي‌كند به جاي جواب دادن بگويد اگر به من اعتماد نداري چرا از فلاني نمي‌پرسي؟
 


 
  •    نشانه‌هاي زبان بدن را مي‌بينيد؟
 آن‌ها معمولا حالات خاصي را به‌خود مي‌گيرند. مثلا با موهاي‌شان بازي مي‌كنند يا ابروهاي‌شان را مي‌خارانند. گرچه اگر بخواهيم فهرستي طولاني‌ از اين حالات را تهيه كنيم، مي‌توانيم اغلب اين نشانه‌هاي تكراري را بشناسيم اما نبايد فراموش كرد كه همه آدم‌ها از يك نشانه استفاده نمي‌كنند، گرچه اغلب نشانه‌اي مشابه را براي آرام‌تر كردن خود به كار مي‌گيرند.

 
  •    به چشم‌تان نگاه نمي‌كند؟
 دروغگوها از چشم مي‌ترسند. آن‌ها سعي مي‌كنند نگاه شان را از شما بدزدند يا اينكه فورا بعد از جواب دادن به سوال‌تان صحنه را ترك كرده يا روي‌شان را برمي‌گردانند.

 
  •   يك جمله را تكرار مي‌كند؟
 دروغگوها از فراموش كردن واهمه دارند. آن‌ها سعي مي‌كنند از كلمات يك‌ساني استفاده كنند و خيلي مراقبند كه جملات‌شان را فراموش نكرده يا تغيير ندهند.
درحالي‌كه راستگوها سعي مي‌كنند با تكرار سوال‌تان، حقيقت را با جملات متفاوت به زبان بياورند، به اميد اين‌كه شما يكي از شيوه‌هاي بيان آن را بپذيريد.

 

 
4 اصل در برخورد با دروغگوها
 

 
  •  آرامش تان را حفظ كنيد
عصبانيت و حمله كردن تنها مي‌تواند اوضاع را پيچيده و نفرت ميان شما و دروغگوي مقابل‌تان را بيشتر كند. شما با آرامش زودتر به نتيجه خواهيد رسيد. طوري رفتار كنيد كه فرد مقابل‌تان احساس نكند موضوع را فهميده‌ايد. او را متهم نكنيد و در مقام قضاوت قرار نگيريد. بگذاريد گمان كند كه تنها يك گفت‌وگوي دوستانه، بدون هيچ شكي ميان شما اتفاق مي‌افتد. قبل از هرگونه قضاوت شما بايد در مورد ادعاي‌تان نسبت به دروغگو بودن او مطمئن شويد و تلاش كنيد كه او را بيهوده به چيزي متهم نكنيد.
 
  •  منتظر توضيح بمانيد
يك سوال كلي بپرسيد و بعد سعي كنيد سوالاتي كه نمي‌توان با يك كلمه به آن جواب داد را مطرح كنيد. جوري سوال كنيد كه فرد مقابل‌تان مجبور باشد پاسخي طولاني و كامل را به سوال‌تان بدهد. دروغگوها از توضيح دادن بيزارند و حين بيان توضيحات‌شان مدام از اين واهمه دارند كه مچ‌شان گرفته شود. نگذاريد كه با پاسخ‌هاي كوتاه، بي‌تفاوت و چند كلمه‌اي از روشن كردن موضوع طفره بروند و البته نگذاريد كه احساس كنند بازجويي مي‌شوند و مورد شك قرار گرفته‌اند.
 
  •  شك‌تان را پنهان كنيد
وقتي او به سوال‌تان جواب مي‌دهد، حرفش را قطع نكنيد و بگذاريد با تمركز به سوال‌تان جواب دهد. تنها با رها كردن او در حالت عادي است كه مي‌توانيد در مورد حرف هايش قضاوت كنيد. بگذاريد تا جايي كه مي‌تواند داستانش را بپروراند. شما راحت‌تر مي‌توانيد تناقض حرف‌هايش را در يك صحبت طولاني مشاهده كنيد. اگر مكالمه‌تان را از مسير آرامش خارج نكنيد و شرايطي را فراهم كنيد كه او فكر كند حرف‌هايش پذيرفته شده است، او ميل بيشتري به پروراندن داستانش و طولاني‌كردن بحث خواهد داشت و اين مي‌تواند برگ برنده‌اي براي شما باشد.
 
  •   او را امتحان كنيد
موضوع را تغيير بدهيد. درحالي‌كه راستگوها از اين تغيير ناگهاني شوكه مي‌شوند و سعي مي‌كنند بحث در مورد موضوع قبلي را ادامه دهند، دروغگوها از اين تغيير موضوع استقبال مي‌كنند و با خيال راحت در مورد موارد ديگر حرف مي‌زنند. آن‌ها به محض تغيير‌كردن بحث گمان مي‌كنند كه شما موضوع را فراموش كرده‌ايد و اطمينان‌تان نسبت به او را به دست آورده‌ايد.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/05/09ساعت 11:10  توسط مهرانا  | 

مدل مو

  جدیدترین سبک موهای جمع و نیمه جمع( تصویری)

 

تصاویر و نحوه ی درست شدن چند مدل زیبا و جدید از موهای کاملا جمع و یا نیمه جمع آشنا شوید که شاید خودتان نیز به راحتی و یا با کمی تغییر بتوانید روی موی خود پیاده کنید.

 
موهایی که به شکل ایستاده و عمودی از زیر جمع شده و اضافه ها در بالای سر شلوغ باقی خواهند ماند :
 
 
 
 
 اگر موها بلندتر است کاملا گرد و تو پر جمع می شوند :
 
 
 
 
 در شینیونهای  نیمه جمع موهای با بیگودی پیچیده شده را کم کم از میان سر به بالا رسانده و  با گیره محکم کنید، مقداری از آنها را نیز در پشت سر رها کنید :
 
 
 
 
 موهای روی شانه را به یک سمت از زیر باز و شل به حالت حلقه ای ببندید :
 
 
 
 
  یا بالاتر با جدا کردن تارهای نه چندان نازکی از موها به شکل حلقه های گل آنها را فیکس کنید :
 
 
 
 
با فرق  از وسط و جدا کردن قسمتی از راست و چپ فرق شروع به بافت موها کنید تا زمانی که به نزدیک گوشها برسید، سپس موهای اطراف سر را نیز به این بافت اضافه نمایید تا کم کم جمع شوند، در پایین و پشت سر دو بافت را به هم برسانید و از زیر جمع کنید . این مدل از مدلهای دخترانه ی یونانیست که با قرار دادن چند شاخه گل ریز در میان بافتها بسیار شیک و زیبا خواهد بود :
 
 
 
 
 بافتی که از زیر موهای بلند پهن، شل و باز بافته می شود و در انتها و پایین موها محکم و فیکس خواهد شد، برای مرتب بودن آن نیز می توان از پنسهای کوچک همرنگ مو نیز استفاده کرد :
 
 
 
 
 اگر موی نمدار خود را درشت و باز ببافید و پس از خشک شدن بازشان کنید،  آنها را به شکل موجهای زیبای درشت خواهید دید :
 
 
 
 
 موها را با تاری نه چندان پهن از خودشان که از زیر می گیرید یکطرفه ببندید، ساده و زیبا :
 
 
 
 
 ساده  و شیکترین مدل برای موی کوتاه یا بلند شما در مراسم نامزدی :
 
 
 
 

 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/05/09ساعت 10:58  توسط مهرانا  | 

20 رفتار بد ، که آقایان نباید هرگز انجام دهند

 

 

 

هرگز موها، چهره، اندام یا لباس همسرتان را تمسخر نکنید.

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌ طعنه نزنید. شوخی کردن یک چیز است و شوخی را دستاویز طعنه قرار دادن چیز دیگری است.

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌  برای سایر خانم ها طنازی نکنید. این کار باعث نمی شود جذاب تر شوید فقط همسرتان را عصبانی می کند.

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌ خیانت نکنید؛ چون نمی توانید آن را برای همیشه مخفی نگه دارید.

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌ قولی ندهید که می دانید نمی توانید به آن عمل کنید.

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌ فقط وقتی بگویید "دوستت دارم" که از صمیم قلب باشد.

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌ دروغ نگویید چون حتماً بر ملا می شود و هرگز به دروغ گفتن در مورد مطلبی ادامه ندهید.

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌ آنچه را که درست است انکار نکنید. اگر همسرتان شما را با موضوعی روبرو می کند، حتماً حقیقت را می داند. انکار کردن فقط او را عصبانی می کند. جرأت داشته باشید و مسئولیت کارهایتان را بپذیرید.

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌ به او فشار نیاورید. اگر بخواهد، هر کاری را انجام می دهد.
 
ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌ در مورد سایر خانم ها با او صحبت نکنید. نگویید فلانی چقدر جذاب، زیبا یا حتی مهربان است. همسرتان نمی خواهد این چیز ها را بشنود.

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌ در مورد دوست دختر های قبلی خود صحبدت نکنید. اگر چیز های خوبی بگویید فکر می کند هنوز به آنها علاقه دارید واگر چیز های بدی بگویید همسرتان فکر می کند با او هم همان رفتار را خواهید داشت.

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌ هرگز پشت سر همسرتان غیبت نکنید. هر قدر تلاش کنید که مانع شوید باز هم روزی به گوشش می رسد.

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌ برای شوخی در جمع دوستان با او بد رفتاری نکنید. شاید به نظر دیگران جالب باشد ولی همسرتان ناراحت می شود.

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌ سعی نکنید برای اینکه خودتان به دردسر نیافتید اورا مقصر جلوه دهید. این کار اوضاع را بد تر می کند.

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌ از او نپرسید چرا از دست شما عصبانی است، عذر خواهی کنید و بگویید که اشتباه کرده اید. اگر از دست شما عصبانی است حتماً اشتباهی مرتکب شده اید.

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌ هرگز در مورد جدایی شوخی نکنید. ممکن است همسرتان جدی بگیرد و قبل از اینکه بتوانید بگویید که شوخی کردید دوباره مجرد شوید.

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌ هرگز نگویید مبالغه می کند. اگر قبلاً کمی دیوانه بود حالا می تواند به یک جانور وحشی تبدیل شود.

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌ بدون حضور او به جشن ها ومهمانی ها نروید و با سایرین خوشگذرانی نکنید. هرقدر به شما اعتماد داشته باشد باز هم نگران می شود.

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌ عذر و بهانه نیاورید. اگراشتباهی مرتکب شدید سعی نکنید از آن فرار کنید.

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌ 20. در هنگام عصبانیت با همسرتان صحبت نکنید چون حتماً از کوره در می روید وبعد پشیمان می شوید
 


منبع : یاهو نیوز

 
  
  
 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/05/09ساعت 10:55  توسط مهرانا  | 

فرصت با هم بودن چقدر محدود است

انسان های بزرگ دو دل دارند: دلی که درد می کشد و پنهان است ، دلی که میخندد و آشکار است. همه دوست دارند که به بهشت بروند، ولی کسی دوست ندارد که بمیرد . عشق مانند نواختن پیانو است. ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری، سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی. دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.روزگار را نمی فهمم! من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند ، این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند. همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم. انسان عاشق زیبایی نمی شود. بلكه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!

 

 ‏‏اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود. عشق در لحظه پدید می آید. دوست داشتن در امتداد زمان. و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است. راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود.  انسان چیست ؟ شنبه: به دنیا می آید. یكشنبه: راه می رود. دوشنبه: عاشق می شود. سه شنبه: شكست می خورد. چهارشنبه: ازدواج می كند. پنج شنبه: به بستر بیماری می افتد. جمعه: می میرد.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1390/05/08ساعت 19:56  توسط مهرانا  | 

قربانی کردن انسان برای اهداف مذهبی

  قربانی کردن انسان برای اهداف مذهبی و یا پزشکی یکی از موضوعاتی است که اکثر مردم در مورد مایاها می‌دانند- اما آنچه اغلب مردم نمی‌دانند این است که آنها هنوز هم قربانی می‌کنند. اما...

 

 10 حقیقت جالب در مورد تمدن اسرارآمیز مایا!! (+تصاویر)

 گفته شده که مایاها تمدنی نیمه آمریکایی هستند که تنها با خط کاملا پیشرفته پیش از کلمبیایی شناخته می‌شدند، در زمینه هنر، معماری و تجهیزات نجومی ‌و ریاضیات نیز شهرت داشتند. تصورات اشتباه خیلی زیادی در مورد تمدن مایا وجود دارد و این فهرست مطمئنا خط بطلانی بر حداقل یک یا دو مورد از این اشتباهات خواهد کشید. علاوه براین در این متن حقایقی که شما هیچ وقت در مورد تمدن مایا نمی‌دانستید در اختیارتان می‌گذاریم.

 

 1. راز باستانی

 تمدن مایا

حقیقت: هیچ کس واقعا نمی‌داند که چه چیزی باعث نابودی فرهنگ مایا شد.

به خاطر دلایلی که هنوز هم مورد بحث اند، مناطق اصلی زندگی مایا که در سطحی پایینتر از زمین اصلی قرار داشت به مرور و در طول قرون 8 و نهم شیب بیشتری پیدا کرد و پس از آن کم کم رو به نابودی رفت. این ادعا با نوشته‌های تاریخی و سازه‌های معماری در مقیاس بزرگ پیوند دارد. تئوریهای غیر اکولوژی در مورد نابودی مایا به چندین زیر گروه در یک رده، مثل زیاد شدن جمعیت، تاراج خارجیها، شورش و طغیانهای محلی و فروپاشی مسیرهای تجاری  دسته بندی می‌شوند. فرضیه‌های اکولوژی شامل حوادث طبیعی، ‌بیماریهای واگیردار و تغییرات آب و هوایی می‌شوند. حالا دلیل و شاهدی دال بر افزایش جمعیت اضافه بر ظرفیت محیط بوده که موجب فرسودگی پتانسیل‌های زراعتی و شکار بیش از اندازه حیوانات می‌شده و همین عامل نابودی تمدن مایا را تضمین می‌کرده است. برخی از محققین به تازگی استدلال کردند که خشکسالی 200 ساله شدید و سختی منجر به سقوط و فروپاشی تمدن مایا شده است.

 

 2. زندگی ادامه دارد...

 تقویم مایا

 

حقیقت: تقویم مایایی پایان جهان را پیشگویی نمی‌کند.

اول از همه اینها باید بگوییم که مایاها فقط یک تقویم ندارند بلکه آنها تقویمهایی دارند که با هم ارتباط دارند. در افسانه‌هایی گفته شده که در این تقویم long count  (که در بالا آورده شده) زمان به پایان رسیدن جهان مشخص شده است.

طبق افسانه‌های مایا ما در جهان چهارم یا جهان «آفرینش» که در افسانه‌ها ازش صحبت شده زندگی می‌کنیم. در تقویم long count آخرین خلق یا آفرینش در 12.19.19.17.19 به پایان می‌رسد. که این سلسله مراتب دوباره در 20 دسامبر 2012 اتفاق می‌افتد. طبق این گفته مایاها الان زمان جشن بزرگ به خاطر رسیدن به انتهای چرخه آفرینش فرا رسیده است. این سخن به معنی رسیدن به پایان جهان نیست بلکه منظور از این جمله شروع یک عصر جدید است. مگر 31 دسامبر هر سال پایان جهان محسوب می‌شود؟ خیر- ما در این روز وارد سال جدیدی می‌شویم. این مساله شبیه دوره‌های آفرینشی تمدن مایاست. درحقیقت مایاها ارجاعهای زیادی به تاریخهایی دارند که بعدها در سال 2012 رخ می‌دهد. در حقیقت نظریه پایان یافتن جهان در سال 2012 (باتوجه به افسانه مایایی) را اولین بار خوزه آرگیولس سال 1987 در کتابش به نام The Mayan Factor: Path Beyond Technology مطرح کرد.

 

 3. آخرین قلمرو حکومتی مایا

 تمدن مایا

 حقیقت: آخرین حکومت تمدن مایا تا سال 1697 وجود داشت.

شهر جزیره‌ای  تایاسال مکان آخرین پادشاهی مستقل تمدن مایا محسوب می‌شد و برخی از کشیشان اسپانیایی تا سال 1969 با مسالمت و آرامش آخرین پادشاه ایتزا یعنی کانک Canek را ملاقات و موعظه می‌کردند. پادشاهی ایتزا بالاخره در  13 مارچ 1697 تسلیم اسپانیایی‌ها شد.  حالا مصنوعات و بناهای باستانی در چیچن ایتزا که همه ما می‌شناسیم، در این آخرین منطقه خودمختار واقع شده است. قابل توجه اینکه بیشتر زمینهایی که این مکانهای باستانی در آنجا واقع شده، جزو زمینهای خصوصی یک خانوده محسوب می‌شود، درحالیکه دولت آنها را متعلق به خود و درحقیقت خود را اداره کننده این مکانها می‌داند.

 

 4. سونا

حقیقت: مایاها از سونا استفاده می‌کردند!

حمامهای آرامش بخش یا zumpul-ché جایی بود که مردم مایایی زمان باستان خودشان را در آنجا تطهیر و شستشو می‌کردند. این حمامها خیلی شبیه سونای امروزی و ساختاری، دیوارهای سنگی و سرپوشیده داشت همراه با یک دریچه یا سوراخ کوچک در قسمت سقف. آبی که از صخره‌های سنگین وارد اتاق می‌شد تولید بخار کرده و این روند شرایطی فراهم می‌کرد که تمام ناپاکیها و کثیفیها نابود شود. پادشاهان مایا عادت داشتند بعد از ملاقاتهایشان حمام سونا بگیرند تا احساس سرزندگی و همچنین پاکی داشته  باشند.

 

5. Ball Courts

 

تمدن مایا

 

حقیقت: مایاها ball court را به عنوان محلی برای بازی کردن می‌ساختند.

بازیهای توپی Mesoamerica ورزشی با انجمنهای آیینی بود که مردم پیش-کلمبیایی بالغ بر 3000 سال از این ورزش استقبال می‌کردند. در طول دوره ای هزار ساله انواع مختلفی از این بازی در سرزمینهای مختلف وجود داشته و هنوز یک نمونه مدرن از این بازی به نام ulama در معدودی از مکانها  و بین افراد بومی ‌طرفدار دارد. Ballcourts مکانهایی عمومی ‌بودند که برای حوادث مهم فرهنگی و فعالیتهای آیینی مثل جشنواره‌ها و اجراهای موسیقی مورد استفاده قرار می‌گرفتند. این مکان از سراشیبی‌های پله دار تشکیل می‌شد که به صحن مراسم یا پرستشگاه‌های کوچک منتهی می‌شد، ball court‌ها شبیه حرف “I” بود که تقریبا در تمام شهرهای کوچک مایا یافت می‌شد.

 

6. مواد مخدر

 تمدن مایا

 

حقیقت: مایاها از مسکن و مواد مخدر استفاده می‌کردند.

مردم مایا در مراسم مذهبی‌شان به طور مرتب از داروهای توهم زا استفاده می‌کردند (که از مواد طبیعی تهیه می‌شد)، اما در زندگی روزمره‌شان نیز برای تسکین درد نیز از این مواد استفاده می‌کردند. معمولا  از گیاهانی مثل peyote، نیلوفر، بعضی از قارچها، تنباکو و گیاهان دیگر برای ساختن نوشیدنی‌های الکی استفاده می‌کردند. علاوه براین همانطوری که در شعرهای مایایی گفته شده و بر سنگها تراشیده شده؛ آنها از برای جذب سریعتر و تاثیرگذاری بیشتر مواد مخدر، داروی مایع و آیینی را به خودشان (از راه مقعد مانند عمل تنقیه)  تزریق می‌کردند. در بالا تصویر مجسمه مایایی را می‌بینید که از تزریق این مایع به بدنش لذت می‌برد!

 

7. قربانیان

 قربانیان تمدن مایا

  حقیقت: بعضی از افراد مایا هنوز هم قربانی و خونریزی دارند

قربانی کردن انسان برای اهداف مذهبی و یا پزشکی یکی از موضوعاتی است که اکثر مردم در مورد مایاها می‌دانند- اما آنچه اغلب مردم نمی‌دانند این است که آنها هنوز هم قربانی می‌کنند. اما هیجان زده نشوید! الان خون مرغ جای خون انسان را گرفته است. امروز هنوز هم اقوام مایا سنتهای آیینی اجدادشان را حفظ کرده اند. آیین نماز و دعا، هدایا، قربانی‌های خونی (که الان مرغها جای انسان را گرفته اند)، رقصها، مهمانی‌ها، و نوشیدنی‌های آیینی هنوز هم از رسومات دینی و سنتی آنها محسوب می‌شود.

 

 8. دکترهای عالی

 تمدن مایا

 حقیقت: مایاها روشهای درمانی بسیار خوب و جالبی دارند.

سلامت و علم پزشکی در میان مایای باستانی ترکیب پیچیده ای از ذهن، بدن، مذهب، مراسم آیینی و دانش محسوب می‌شد. مهم‌تر از همه اینها کسانی برای وظایف پزشکی انتخاب می‌شدند که آموزشهای عالی و درستی دیده بودند. این مردان «شامان» نامیده می‌شدند و به عنوان واسطه ای بین دنیای فیزیکی و دنیای معنوی عمل می‌کردند. آنها برای رسیدن به هدفشان یعنی شفا بخشیدن بیماران، و پیش‌بینی کردن و کنترل کردن حوادث فوق طبیعی تمرین جادوگری هم می‌کردند. از زمانیکه دانش پزشکی شدیدا با جادوگری و مذهب غرابت پیدا کرد، برای شامانها هم بسیار ضروری و واجب بود که مهارتهای پزشکی و دانش خود را توسعه بخشند. معروف بود که مایاها زخمها را با موی انسان بخیه می‌زدند، شکستگی استخوان را درمان می‌کردند و حتی در زمنیه جراحی دندان هم مهارت داشتند از سولفید آهن برای پر کردن دندان استفاده می‌کردند و ابزارهای جراحی می‌ساختند.

 

 9. دوران کودکی مایا

تمدن مایا

حقیقت: مایاها به زیبایی و تربیت بچه‌هایشان اهمیت می‌دادند

مایاها همواره آرزو داشتند بچه‌هایشان تواناهایی جسمی‌ غیرطبیعی داشته باشند. برای مثال در سنین خردسالی تخته‌هایی را روی پیشانی بچه‌ها محکم فشار می‌دادند تا پیشانی پهنی داشته باشند. یکی دیگر از معیارهای زیبایی برای بچه‌های مایا چپ بودن چشمها محسوب می‌شد! بنابراین پدر و مادرها برای رسیدن به این هدف اشیائی را جلوی چشمهای نوزاد تازه به دنیا آمده آویزان کرده و آن را تکان داده تا بر اثر مداوت و تکرار این عمل چشمهای بچه دیگر برای همیشه چپ بشود!!

حقیقت جذاب دیگر در مورد کودکان مایا این است که بیشتر آنها را بر اساس روزی که در آن به دنیا می‌آمدند نام گذاری می‌کردند. هر روز سال برای بچه‌های پسر و دختر و والدین اسم خاصی داشت و ازشان انتظار می‌رفت که این سنت را انجام دهند.

 

 10. فرهنگی که ادامه دارد...

 

تمدن مایا

حقیقت: هنور افراد زیادی از تمدن مایا در مناطق خاص خودشان زندگی می‌کنند

درحقیقت بالغ بر 7 میلیون مایایی در مناطق خاصی زندگی می‌کنند، تعداد زیادی از آنها نیز طوری زندگی می‌کنند تا بتوانند آنچه از میراث فرهنگی برایشان باقیمانده را حفظ کنند. بعضی از آنها به طور کامل با فرهنگ مدرن منطقه ای که در آن زندگی می‌کنند خودشان را وفق داده اند، در حالیکه دیگران زندگی ویژه سنتی و باستانی خود را ادامه می‌دهند و اغلب اوقات به یکی از زبانهای مایایی به عنوان زبان اول صحبت می‌کنند. بیشترین جمعیت از افراد مایا در ایالتها و شهرهای مکزیک مثل Yucatán، Campeche، Quintana Roo، Tabascoو Chiapas، و در بعضی کشورهای آمریکای مرکزی مثل Belize، گوآتمالا و قسمتهای غربی هوندوراس و الساوادور پراکنده اند. و جالب است بدانید امکان دارد بعضی از کلمات مثل shark به معنی کوسه و cocoa به معنی کاکائو از زبان مالایی گرفته شده باشند. حالا برایتان یک جمله مالایی را می‌نویسیم تا اگر با یک مالایی برخورد کردید  حداقل بتوانید یک جمله صحبت کنید!

در زبان Yucatec مالایی جمله Jach Dyos b’o'otik برای تشکر کردن به کار می‌رود و معنی آن می‌شود "ازت متشکرم"

+ نوشته شده در  شنبه 1390/05/08ساعت 19:50  توسط مهرانا  | 

عجایب بارگاه خسروپرویز

از «هفت گنج» یا عجایب بارگاه خسروپرویز بارها در منابع مختلف نامى به میان آمده است. «ساسانیان» اثر «کریستین سن» یکى از منابعى است که به این عجایب اشاره کرده است و از گنج گاو، دستمال نسوز، تاج یاقوت‌نشان، تخت طاقدیس، طلاى مشت افشار، گنج بادآورد و شطرنجى از یاقوت و زمرد به عنوان عجایب هفت‌گانه بارگاه پادشاه ساسانى نام برده است. فردوسى نیز در قصیده ای، از «هفت گنج» خسروپرویز نام مى برد. هندیان بودایى هم به تقلید از «هفت گنج» خسروپرویز، پادشاه ساسانى ، «هفت گوهر» را ترتیب داده بودند.

گنج گاو

کشاورز مثل هر روز، «غباز» (خیش گاو آهن) را برداشت و به سوى مزرعه حرکت کرد. به مزرعه که رسید توشه ظهر را زیر درختى گذاشت و با «غباز» به سمت راست مزرعه رفت. تا «غباز» را در زمین فرو کرد متوجه شیئى سخت شد. با دست شروع به کندن زمین کرد و ناگاه با ظرف قدیمى برخورد کرد. آن را بیرون آورد، ولى باورش نمى شد. ظرف پر از سکه بود. سکه را که نگاه کرد نام اسکندر روى آن حک شده بود. کشاورز براى نشان دادن حسن نیت خود نسبت به پادشاه خسروپرویز ظرف را نزد او برد. شاه فورا دستور داد تا مزرعه را بکنند و ظروف دیگر را از خاک بیرون بکشند. صد کوزه نقره و طلا که مهر اسکندر بر آن حک شده بود، از خاک بیرون آمد. خسرو پرویز، این گنجینه را که یکى از عجایب هفت گانه کاخش بود، گرفت و یکى از کوزه ها را به کشاورز داد. گنج را در جایى از کاخ مخفى کرد و آن را «گنج گاو»نامید.



دستمال نسوز خسرو‌پرویز

یکى دیگر از عجایب بارگاه خسروپرویز دستمال او بود. شاه بعد از هر غذا خوردن با دستمال، دست هاى خود را پاک مى کرد و چون کثیف و چرب مى شد آن را درون آتش مى انداخت تا آتش آن را تمیز کند، دستمال پاک مى شد ولى نمى سوخت. به احتمال قوى جنس این دستمال از پنبه کوهى بوده است.

تاج یاقوت‌نشان خسرو پرویز

از دیگر عجایب کاخ او تاج خسرویى بود. تاج خسرو پرویز از مقدار زیادى طلا و مروارید ساخته شده بود. یاقوت هاى به کار رفته در تاج طورى مى درخشید که به جاى چراغ در شب از آن استفاده مى کردند و یاقوت هایش همه جا را روشن مى کرد. زمردهایش چشم افعى را کور مى کرد. این تاج آنقدر سنگین بود که زنجیرهایى از طلا را از سقف آویزان کرده بودند و تاج را بر این زنجیرهاى طلا بسته بودند، طورى که تاج به هنگام نشستن شاه روى سرش قرار بگیرد و سنگینى تاج را احساس نکند.



تخت طاقدیس بارگاه خسروپرویز


یکى دیگر از عجایب بارگاه خسرو تخت طاقدیس اوست. شکل این تخت مانند طاق بود و جنسش از عاج و نرده هایش از نقره و طلا بود. سقف این تخت از زر و لاجورد بود. صور فلکی، کواکب، بروج سماوی، هفت اقلیم، صورت هاى پادشاهان، مجالس بزم و شکار، بر این سقف، حک شده بود. روى آن وسیله اى براى تعیین ساعت روز نصب شده بود. چهار یاقوت، هر یک به تناسب یکى از فصول سال دیده مى شد. بر بالاى آن وسیله اى بود که قطراتى مانند قطرات باران را فرو مى ریخت و صدایى رعدآسا به گوش مى رسید.

طلاى مشت افشار


خسروپرویز قطعه طلایى اعجاب انگیز داشت که به طلاى مشت فشار یا مشت افشار معروف بود . این قطعه طلا به اندازه مشت پادشاه و چون موم نرم بود. این قطعه زر به هر شکلى حالت مى گرفت.این قطعه طلا را از معدنى در تبت براى خسرو استخراج کرده بودندو200 مثقال وزن داشت.



گنج بادآورد


«گنج بادآورد» از عجائب دیگر دستگاه پرویز است. هنگامى که ایرانیان اسکندریه را محاصره کردند، رومیان ثروت شهر را در کشتى هائى نهادند تا به مکانى امن بفرستند، اما باد به جهت مخالف وزید و کشتى به سمت ایرانیان آمد .ثروت را به تیسفون بردند و« گنج باد آورد» نامیدند.

شطرنجى از یاقوت و زمرد


از عجایب دیگر دستگاه پادشاه ساسانی، شطرنج مخصوصى از جنس یاقوت و زمرد بود.

خسروپرویز شاید از معدود پادشاهانى باشد که از همسرش نیز در برخى از منابع تاریخى به عنوان یکى از عجایب دربار او نامبرده شده است. در تاریخ ثعالبى به جز آنچه که در بالا اشاره شد ، از زن او شیرین، قصرش تیسفون، درفش کاویانی، رامشگران دربار ساسانی، اسب خسرو به نام شبدیز و فیل سفید دربار نیز به عنوان گنج‌هاى خسرو و عجایب دربار او یاد شده و درباره برخى از آنها توضیحاتى آمده است. در تاریخ ثعالبى آمده است: «شیرین وخسرو در جوانى دلباخته یکدیگر شدند، اما وقتى خسرو به پادشاهى رسید شیرین را فراموش کرد. شیرین که بار دیگر در پى جلب عشق خسرو برآمده بود، روزى در سر راه شکار او قرار گرفت و آتش عشق فراموش شده در دل خسرو روشن شد.اودر همان لحظه او را به زنى گرفت.شیرین بعد از راهیابى به کاخ پس از چندى مریم بانوى اول زرتشتیان را مسموم کرد و خود زن اول دربار شد

اسب خسرو «شبدیز» هم از دیگر عجائب کاخ اوست که در تاریخ ثعالبى از آن نامى به‌میان آمده است .خسرو گفته بود اگر کسى خبر مرگ «شبدیز» را بدهد او را خواهد کشت .هنگامى که« شبدیز» مرد تنها «باربد» جرات کرد نغمه اى را بخواند و در آن خبر مرگ شبدیز را بدهد. او خواند: «دیگر شبدیز نمى‌خواند و نمى‌چرد.» شاه گفت:«مگر او مرده است.» وباربد گفت:« شاه چنین فرماید.»


«باربد» خود نیز از عجائب دستگاه پرویز بود .«سرکس» از خنیاگران دربار که به او حسادت مى کرد در فرصتى مناسب او را کشت. خسرو وقتى دانست باربد به دست سرکس کشته شده است دستور قتل«سرکس»را هم داد.

تخت طاقدیس . تخت خسرو پرویز را که از فریدون به وی رسیده بود طاقدیس میگفتند. گویند جمیع حالات فلکی و نجومی در آن ظاهر میشده و آن سه طبقه بوده و در هر طبقه جمعی از ارکان دولت او جابجا قرار میگرفته اند و خسرو پرویز بر آن تخت ملحقات و تصرفات کرده بود. (برهان ). طول آن تخت یکصد و هفتاد ذراع و عرض آن یکصد و بیست ذراع و مکلل بجواهر بود. (غیاث اللغات ). و در حاشیه چاپ جدید برهان که به اهتمام دکترمعین منتشر شده آمده است : هرتسفلد رساله ممتعی در باب تخت طاقدیس نوشته اشاره بقول مورخ بیزانسی کدرنوس کرده که او از یکی از کتب تئوفان (نیمه دوم قرن هشتم م .) روایت کرده است . کدرنوس گوید هرقل قیصر پس از انهزام خسرو پرویز در سال 624 وارد کاخ گنزک شد.

+ نوشته شده در  شنبه 1390/05/08ساعت 13:12  توسط مهرانا  | 

مطالب قدیمی‌تر